گنجور

 
اسیری لاهیجی

هرکس که از جفای غم عشق خایفست

با عاشقان بدین و مذهب مخالفست

در موقف محبت و عشق است لایزال

هر دل که او ز رمز فاحببت واقفست

دانی طواف کعبه وصلت که میکند؟

آن دل که در مدینه عشق تو طایفست

بعدالفنا بملک بقا هرکه راه یافت

معروف وار بر همه اسرار عارفست

آن دل که خواند آیت حسنش زهر ورق

فرقان عشق و مصحف سرمعارفست

عاشق که از امید و ز بیم جهان رهید

امیدوار بر تو و از خویش خایفست

تجرید نیستی چو اسیری براه دوست

گر خود مقاصد دو جهانت موافقست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
امیر معزی

ایام و‌َرد و موسم عید پیمبرست

گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست

گلزارها به آمدن آن مزین است

محراب‌ها به آمدن این منوّر ست

آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
وطواط

ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست

هرگز مباد در جاه تو شکست

تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست

پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست

معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
سوزنی سمرقندی

کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون

سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است

 طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس

کناس و دیر آس و میانش رگ آور است

نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر

[...]

قوامی رازی

هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست

بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست

آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز

کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست

ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه