هرکس که از جفای غم عشق خایفست
با عاشقان بدین و مذهب مخالفست
در موقف محبت و عشق است لایزال
هر دل که او ز رمز فاحببت واقفست
دانی طواف کعبه وصلت که میکند؟
آن دل که در مدینه عشق تو طایفست
بعدالفنا بملک بقا هرکه راه یافت
معروف وار بر همه اسرار عارفست
آن دل که خواند آیت حسنش زهر ورق
فرقان عشق و مصحف سرمعارفست
عاشق که از امید و ز بیم جهان رهید
امیدوار بر تو و از خویش خایفست
تجرید نیستی چو اسیری براه دوست
گر خود مقاصد دو جهانت موافقست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حال عشق و محبت میپردازد و میگوید هرکسی که از مشکلات و غمهای عشق بترسد، نمیتواند خود را به جمع عاشقان برساند. عشق و محبت همیشه در جریان است و دلهای آگاه به آن میدانند که عشق واقعی به کجا میرسد. دلهایی که در عشق به خداوند طواف میکنند، به حقیقت و معنای عمیقتری از زندگی دست مییابند. عاشقانی که از دنیای مادی فاصله گرفتهاند، به امیدی بزرگ رسیده و از خود غافل شدهاند. در نهایت، اشاره میشود که عدم وجود در عشق به معنای آزادی از قید و بندهای دنیوی است، حتی اگر مقاصد مادی انسانها یکی باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از رنج و درد عشق میترسد، با عاشقان و باورهای آنها نمیتواند همراستا باشد.
هوش مصنوعی: هر دلی که به راز عشق و محبت آگاه باشد، همیشه در این حالت و موقعیت باقی میماند و از آن جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: میدانی چه کسی دور کعبه وصالت میچرخد؟ آن دلی که در شهر عشق تو پرسه میزند.
هوش مصنوعی: پس از گذر از فنا و ناپدیدی، هر کسی که به مقام بقا دست یابد، به گونهای شناخته شده و مشهور، بر تمامی اسرار آگاه است.
هوش مصنوعی: دلی که زیباییهای او را در آیات قرآن دیده است، همچون زهر در ورقها، به عشق و داناییهای عمیق آن پی میبرد.
هوش مصنوعی: عاشق که به خاطر امید و ترس از دنیا رهایی یافته، به تو امیدوار است و از خودش میترسد.
هوش مصنوعی: اگر آزاد از قید دنیا و خودخواهی باشی و در مسیر محبت و دوستی گام برداری، حتی اگر هدفهای دنیویات با یکدیگر همراستا باشند، به حقیقت نمیرسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از ستیهش تو همه مردمان به مست
دعویت صعب منکر و معنیت سخت سست
ایام وَرد و موسم عید پیمبرست
گیتی ز بوی هر دو سراسر معطرست
گلزارها به آمدن آن مزین است
محرابها به آمدن این منوّر ست
آن مونس و حریف می و نَقل مجلس است
[...]
ای آن که هر چه بایدت از بخت نیک هست
هرگز مباد در جاه تو شکست
تا از قضا پدید شد آثار هست و نیست
پیدا نشد ذات تو از نیست هیچ هست
معلوم شد مگر که تو از نسل آدمی
[...]
کور و کر و دراز و سطبر است و سرنگون
سرگرد و بن قوی و سیه پوش و احمر است
طناز و پر هراس و چو پستانست در لباس
کناس و دیر آس و میانش رگ آور است
نامش قضیب و خوره و کالم بدان و ایر
[...]
هربنده ای که ایزد بی یار یار اوست
بی شک و شبهه در دو جهان کار کار اوست
آن بی نیاز بنده نواز لطیفه ساز
کز هر سوئی که در نگری کار و بار اوست
ازچرخ بی قرار و زمین قرار گیر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.