عشق توچاره ساز دل بیقرار ماست
درد و غم تو مرهم جان فگارماست
فقر و فناست شیوه رندان جان فشان
در راه عشق هستی و ناموس عارماست
معشوقه باز و رندم و قلاش و پاکباز
جانا بدین عشق تو اینها شعار ماست
تا گشته ایم خاک کف پای عاشقان
در کاینات عشق همه گیر و دار ماست
میخانه تا سپرد بما پیر می فروش
ذرات جرعه نوش می خوشگوار ماست
تا شسته ایم دست دل از کار کاینات
در هر دو کون هر چه تو بینی بکارماست
از جور و از جفای رقیبان اسیریا
غم نیست چون به مهر و وفا یار یار ماست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و تأثیر آن بر دل بیقرار انسانها اشاره دارد. عشق به عنوان درمانی برای درد و غم معرفی میشود و شرایط دشوار زندگی (فقر و فنا) را در مسیر عشق ضروری میداند. شاعر خود را رند و عاشق میداند و این صفات را به عشقش نسبت میدهد. او به محبت و وفای محبوبش اشاره میکند که در برابر مشکلات و بیرحمی رقبای عشق، او را تسکین میدهد. این عشق را پیوندی عمیق و همگانی در کائنات میداند و در نهایت، به میخانه و لذت زندگی اشاره میکند که در سایه عشق به وجود میآید. در مجموع، شعر بیانگر اهمیت عشق و وفاداری در زندگی انسان است.
هوش مصنوعی: عشق تو تنها راه نجات دل پرناله ماست و درد و رنج تو درمانی برای جان رنجیده ما.
هوش مصنوعی: فقر و فنا به نوعی جزء ویژگیهای رندان است که جان خود را در راه عشق فدای میکنند و در این مسیر، اعتبار و شخصیت خود را قربانی میکنند.
هوش مصنوعی: عزیزم، معشوقهام زیبا و شگفتانگیز است و با روحی پاک و آزاد میدرخشد. در این عشق، این ویژگیها برای ما نمایانگر اصول و باورهای ما هستند.
هوش مصنوعی: به مدت زیادی در دل و جان عاشقان به عشق دلبستهایم، زیرا در این جهان، عشق به طور فراگیر وجود دارد و زندگی ما تحت تاثیر آن قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: میخانه تا زمانی که به ما سپرده شده است، به دست پیر فروشندهی می، ذراتی از نوشیدنی خوشمزه و دلپذیر را به ما میدهد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل خود را از کارهای دنیوی پاک کردهایم، هرچه در این جهان و آن جهان میبینی، کار ماست.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم رقبایم ناراحت نیستم، چون یارم با محبت و وفاداری همیشه در کنارم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن سرو ناز رسته که اندر کنار ماست
سر بر فلک کشیده و فارغ ز کار ماست
پای دلم چو سرو فروشد به خاک مهر
دستی که دستگیر نباشد نگار ماست
در ما نظر فکن ز سر مهر کز غمت
[...]
مقصود ما ز ملک جهان وصل یار ماست
این کار اگر برآید، پس کار کار ماست
ما در میان نار محبت بسوختیم
بعد از فنا مراد دل اندر کنار ماست
هر بلبلی بگلشن ما راه کی برد؟
[...]
خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
ز آنرو به غم خوشیم که دیرینه یار ماست
ما را چه غم که در عقب ششدر غمیم
نقش خیال روی تو تا در دوچار ماست
روزی که عیش و ناز ببخشی به عاشقان
[...]
رندی و شب روی به دو عالم چکار ماست
شکرخدا که دلبر عیار یار ماست
در شام زلف یار چه احیا کنیم شب
گوید بروز وصل که شب زنده دار ماست
بر ما چو خضر شد صفت و ذات و اسم و فعل
[...]
آن شمع گلرخان که رخش لاله زار ماست
طوفان آتشی است که در روزگار ماست
تا خوشه چین خرمن صاحبدلان شدیم
تخم محبت همه در کشت و کار ماست
زین آتش نهفته که در خاک میبریم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.