چون مظهرِ حسنِ تو رخِ ماه رُخانست
میلِ دلِ عاشق بِرُخِ ماه رُخانست
چون شاهدِ حُسنت همهجا جلوهگری کرد
هرکس بِجمالِ تو ز جایی نگرانست
بَر جان جهان، ز آتشِ سودای تو داغست
وز مهرِ رُخَت در دلِ هر ذره نشانست
تا دید دلم مهرِ جمالِ تو ز ذرات
زان رو همه دم واله و شیدای جهانست
از عربدهٔ غمزهات ای شاهدِ رعنا
درکوی خرابات عجب شور و فُغانست
از جامِ تجلیِ الهی همه مستند
گر سالکِ اطوار و اگر پیرِ مُغانست
«مایی و تویی» بُوَد حجاب رُخِ جانان
ورنه ز همه کون و مکان یار عیانست
تا مستِ میِ عشق تو گشتند دل و جان
این بیخود و دیوانه، وآن جامه درانست
کو عاشق دیوانه ترا همچو «اسیری»
در عشقِ تو او نادره دور و زمانست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید. شاعر به توصیف عشق و شیدایی ناشی از دیدار معشوق پرداخته و بیان میکند که هر کس تحت تأثیر جذابیت او قرار میگیرد. آتش عشق او در دل جهان شعلهور است و هر ذرهای از عشق او در دل دارد. شاعر همچنین به تأثیر غمزههای معشوق اشاره کرده و به شور و هیجان ایجاد شده در جامعه میپردازد. در نهایت، عشق و حال مستی ناشی از این زیبایی را توصیف میکند و به عشق دیوانهوار و نادرهای که در زمانهی خود وجود دارد، اشاره دارد.
هوش مصنوعی: روی زیبا و دلربای تو همچون چهرهی ماه است و دل عاشق به ویژه به چهرهی تو تمایل دارد.
هوش مصنوعی: هر جا که زیبایی تو ظاهر شد، گواه آن زیبایی نیز خود را نشان داد. به همین خاطر، هرکسی به جمال تو از گوشهای چشم میدوزد و نگران است.
هوش مصنوعی: بر دل و جان من، آتش عشق تو شعلهور است و اثر عشق تو در همهی وجودم دیده میشود.
هوش مصنوعی: وقتی دل من زیبایی تو را دید، از آن لحظه هر لحظه دیوانه و شیفتهی همهچیز در جهان شدم.
هوش مصنوعی: از صدای دلانگیز و جلب توجه تو، ای معشوق زیبا، در این خرابهها و مکانهای خراب، چه شور و هیاهویی برپاست!
هوش مصنوعی: از نوشیدن شراب معنوی و الهی همه در حال مستی و شوق هستند، چه اگر سالک راه حق باشند و چه اگر پیر و استاد می باشند.
هوش مصنوعی: وجود «ما» و «تو» مانعی بر سر راه دیدن زیباییهای محبوب حقیقی است. در واقع اگر این تعصبات و تفاوتها وجود نداشته باشد، محبوب از همه جا و همه چیز مشخص و نمایان خواهد بود.
هوش مصنوعی: دل و جان این بیخود و دیوانه به قدری شیفته و مجذوب عشق تو شدهاند که مانند مستها سر بههوا هستند و از خود بیخبر. این حالتی که دارند، به نوعی نشاندهندهٔ عمیقترین عشق و وابستگی به توست.
هوش مصنوعی: کسی مثل «اسیری» در عشق تو وجود دارد که تنها و دیوانه است. این عشق خاص و نایاب است و هیچ چیز دیگری مانند آن در زمان و مکان وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
ماهِ شُدن و آمدنِ راهِ رَزانست
از بسکه درین راهِ رز انگور کشانند
این راهِ رَز ایدون چو رهِ کاهکَشانست
چون قُوسِ قُزَح برگِ رَزان رنگبهرنگند
[...]
هجران تو ای شهره صنم باد خزانست
کاین روی من از هجر تو چون برگ رزانست
در طبع نشاطم طمع وصل چنانست
در باغ دلم باد فراق تو همانست
رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
زان راز خبر یافت کسی را که عیانست
او را ز پس پردهٔ اغیار دوم نیست
زان مثل ندارد که شهنشاه جهانست
گویند ازین میدان آن را که درآمد
[...]
صدر ثقة الدین کنف خلق جهانست
خاک دراو کعبهٔ اشراف زمانست
آراسته از طالع او روی سپهرست
افروخته از طلعت او صحن جهانست
در خدمت او تقویت خرد و بزرگست
[...]
ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کن
گر زآنکه تو را آرزوی دیدن جانست
روئیست در آن چشم جهانی متحیر
زلفی که پریشانی احوال جهانست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.