ای دل تو همیشه در وصالی
حیران جمال ذوالجلالی
مفتاح خزاین وجودی
گنجینه گنج بی زوالی
از عز و شرف ملک نیابد
در خلوت خاص تو مجالی
در خانه حسن ماه رویت
در اوج جمال بی وبالی
شد نور تو رهنمای نقصان
تو مهر سپهر هر کمالی
ای رند شرابخانه عشق
سرمست لقای لایزالی
ای ماه وش فرشته پیکر
در حسن و جمال بی مثالی
شد طوطی نطق با فصاحت
در وصف رخ تو گنگ و لالی
حالی است ترا بدل اسیری
برتر ز بیان هر مقالی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش زیبایی و جلال معشوق پرداخته و سخن از عشق و شوق عمیق دارد. شاعر دل را به وصال معشوق دعوت میکند و بر جمال الهی و بینظیر او تأکید میکند. او معشوق را به عنوان گنجینهای وصفناشدنی معرفی میکند که در درون خود خزانتی از صفات و کمالات را به ارمغان دارد. در واقع، شاعر در وصف زیبایی و طراوت معشوق به درجهای از حیرت و شگفتی رسیده که زبان از بیان آن ناتوان است. احساسات عاشقانه و شگفتانگیزی که از این پیوند ناشی میشود، بیانگر عمق عشق و اتصال روحی است که فراتر از کلمات میباشد.
هوش مصنوعی: ای دل، تو همیشه در حیرتی از زیبایی و شکوه خداوندی.
هوش مصنوعی: کلید گنجینههای وجودی، گنجی است که هرگز تمام نمیشود و همیشه باقی میماند.
هوش مصنوعی: در تنهایی و خلوت خاص تو، حتی مقام و بزرگی ملک هم فرصت عرض اندام ندارد.
هوش مصنوعی: در خانه حسن، زیبایی چهرهات در اوج شکوه و زیبایی است و هیچ گونه ضعفی ندارد.
هوش مصنوعی: نور تو راهنمای کمبودهای تو و مهر آسمان نشاندهندهی هر نوع کمالی است.
هوش مصنوعی: ای آدم بازیگوش و سرمست از عشق، در میخانه عشق، همیشه در حال نوشیدن زیبایی جاودان هستی.
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای پر از فرشتگی، در زیبایی و جمال، بینظیری و مثالزدنی هستی.
هوش مصنوعی: پرندهای با سخنوری و شیوا صحبت درباره زیبایی تو کرده، اما خود در بیان احساساتش خاموش و بیزبان است.
هوش مصنوعی: حالت به گونهای است که حتی از بهترین توصیفها و گفتارها نیز فراتر رفتهای و در مرتبهای بالاتر از آنها قرار داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
راه تو به نور لایزالی
از شرک و شریک هر دو خالی
ماییم ز عالم معالی
رندی دو سه اندرین حوالی
در عشق دلی و نیم جانی
بر داده به باد لاابالی
بگذشته ز هستی و گرفته
[...]
باغ است و بهار و سرو عالی
ما مینرویم از این حوالی
بگشای نقاب و در فروبند
ماییم و توی و خانه خالی
امروز حریف خاص عشقیم
[...]
عشق آمد و کرد خانه خالی
بنشست به امر و نهی حالی
از مملکت دلم برانداخت
لشکرگه وهمی و خیالی
بر حصن دماغ نام زد کرد
[...]
دیوانه و مست و لاابالی
وز مردمی زمانه خالی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.