گنجور

 
اسیری لاهیجی

رندیم و ملامتی و بدنام

قلاش و حریف ساغر و جام

بد مست و قمار باز و بی باک

معشوق پرست و باده آشام

او باشم و عاشق و نظرباز

آزاده ز قید ننگ و ز نام

با شاهد و می حریف و همدم

با چنگ و چغانه ایم مادام

در مستی و عاشقی و رندی

انگشت نمای خاصم و عام

حیران جمال روی جانان

سودائی زلف آن دلارام

بد مست و خراب در خرابات

بودم همه دم بکام و ناکام

مخمور دو چشم مست ساقی

در میکده بوده بی سرانجام

بی مطرب و می دمی اسیری

جان و دل ما نگیرد آرام

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

ای ساقی خیز و پر کن آن جام

کافتاده دلم ز عشق در دام

تا جام کنم ز دیده خالی

وز خون دو دیده پر کنم جام

ایام چو ما بسی فرو برد

[...]

عراقی

عشق است که هم می است و هم جام

عشق است می حریف آشام

این جام جهان‌نمای اول

عکسی بود از صفای آن جام

وین غمزهٔ نیم مست ساقی

[...]

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مولانا

ای برده نماز من ز هنگام

هین وقت نماز شد بیارام

ای خورده تو خون صد قلندر

ای بر تو حلال خون بیاشام

عشق تو و آنگهی سلامت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
سعدی

گل را مبرید پیش من نام

با حسن وجود آن گل اندام

انگشت‌نمای خلق بودیم

مانند هلال از آن مه تام

بر ما همه عیب‌ها بگفتند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه