گنجور

 
اسیری لاهیجی

من که مست جام عشقم از ازل

کی بهشیاری کنم مستی بدل

عشق و مستی شیوه رندی بود

رند را زین چاره نبود لااقل

سوی مسجد آمدن انصاف نیست

مست اگر در میکده یابد محل

هرکه زان می از ازل مست آمدست

هست بیخود لایزال و لم یزل

کی شود اسرار عرفان حاصلت

از طریق علم و زین بحث و جدل

روی جانان می توان دیدن عیان

گر رود از دیده جانها سبل

از اسیری می نماید روی دوست

تا که شد آئینه علم و عمل

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

تا نشست خواجه در گلشن بود

شاید ار ایمن نباشد از اجل

او جعل را ماند از صورت مدام

وانگهی حال جعل بین در مثل

کز نسیم گل بمیرد در زمان

[...]

عطار

ای پر آتش داشته پیوسته دل

هر شکایت کان ز ما داری بهل

بار عشق روی ما برجان منه

تا نگردی در غم هجران خجل

چشم راهی می‌کشم زوتر بیا

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۱۴۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
حکیم نزاری

با تو پیوندست ما را از ازل

کی شود پیوندِ روحانی بدل

آدمیّت عاشقی ورزیدن است

هر چه می بینی دگر بل هم اضل

دابة الارض افتد و طیّ السما

[...]

مشاهدهٔ ۸ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه