گنجور

 
اسیری لاهیجی

عاشق دیوانه دل کز غم همه سوزست و ساز

نقد جان در بوته عشق تو دارد در گداز

جر نیاز و سوز نبود رهبر سالک بدوست

نیست بی رهبر کسی را ره بوصل بی نیاز

در قمار عشق جانان هم به داو اولین

دین و دنیا جان و دل در باخت رند پاکباز

نیست بی دلبر دلم را هیچ آرام و قرار

جان مشتاق لقا را صبر کو بی دلنواز

دیده از ما وام کن زاهد ببین رخسار دوست

دیده محمود باید بهر دیدار ایاز

مؤمنان در مسجد و کفار در بتخانه ها

رو به محراب دو ابروی تو دارند در نماز

طایر جان اسیری در پی عنقای وصل

در هوای لامکان طیران کند چون شاهباز

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
منوچهری

عاشقا رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز

کز سوی دیگر برآمد عشقباز آن یار باز

عشق بازیدن، چنان شطرنج بازیدن بود

عاشقی کردن نیاری دست سوی او میاز

دل به جای شاه باشد وین دگر اندام‌ها

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از منوچهری
قطران تبریزی

صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز

کو گهی با گل بسیر است و گهی با مل براز

تا ندیدم زلف او کژدم ندیدم گل سپر

تا ندیدم چشم او نرکس ندیدم مهره باز

آن همی آزار دم دل کش خریدارم بجان

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
سنایی

ای سنایی کی شوی در عشقبازی دیده باز

تا نگردی از هوای دل به راه دیده باز

زان که عاشق را نیاز آن گه شفیع آید به عشق

کز سر بینش ز کل کون گردد بی‌نیاز

نیست حکم عقل جایز یک دم اندر راه عشق

[...]

سوزنی سمرقندی

سعد دولت را بسعدالدوله بازآمد نیاز

هردو بهر بندگی در پیش استادند باز

هست با وی نیک ساز ایام از روی خرد

تا که خواهد بود چون با وی نباشد نیک ساز

باز چون رأی رفیع و همت سعد دول

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
مولانا

گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز

گرچه صد ره مات گشتی مهره دیگر بباز

گرچه چون تاری ز زخمش زخمه دیگر بزن

بازگرد ای مرغ گرچه خسته‌ای از چنگ باز

چند خانه گم کنی و یاوه گردی گرد شهر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه