من عاشق و رندم و نظرباز
با شاهد و می حریف و دمساز
در بزمگه وصال با دوست
بودم همه دم ندیدم وهمراز
ساز ره وصل، جان سپاریست
این ره مرو ار نداری این ساز
صد بحر بیک نفس کشیدیم
هستیم هنوز ما و من باز
دادیم قرار و صبر از دست
مطرب چو بساز شد هم آواز
مائیم و نیاز و عجز و زاری
دلبر همه کبر و عشوه و ناز
تا محرم یار شد اسیری
فاش است بکاینات این راز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و شوق به وصال معشوق است. شاعر خود را عاشق و سرمست معرفی میکند و از حال و هوای خود در مجلسی که در آن با دوستش است صحبت میکند. او به خود میگوید که نباید در این مسیر قدم بگذارد اگر شور و شوق لازم را نداشته باشد. شاعر از احساس نیاز و ضعف خود و همچنین زیباییهای معشوق میگوید. در نهایت، او به راز عشق اشاره میکند که به وضوح در جهان مشخص است.
هوش مصنوعی: من عاشق و شیفته هستم، سرگرم عشق و زیباییام و در کنار باده و دوست، لحظاتی شیرین و خوش را میگذرانم.
هوش مصنوعی: در محفل وصال با دوست، همیشه در کنار هم بودیم، اما هرگز نتوانستم هم راز او بشوم و صحبتهای دلم را با او در میان بگذارم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به وصل و اتحاد واقعی، باید جان خود را فدای این عشق کنی. اگر برای این مسیر آماده نیستی و نمیتوانی خود را به آن تقدیم کنی، بهتر است به این راه نروی.
هوش مصنوعی: ما با یک نفس در عمق انبوهی از دریاها غوطهور شدهایم و هنوز هم به حضور خود ادامه میدهیم.
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتهایم و صبرمان را از دست دادیم، چون وقتی مطرب به ساز آورد، همه با هم همخوانی کردند.
هوش مصنوعی: ما هستیم با نیاز و ناتوانی و زاری، در حالی که معشوق تمام غرور و ناز و عشوه را دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلبر محرم شود، راز اسارت عاشق به وضوح در آیینهها نمایان است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای ترک بیا و چنگ بنواز
آهنگ بگیر و برکش آواز
چون مست شدی هنوز هم شرم؟
از دست شدم هنوز هم ناز؟
چون چنگ تو زان خمیده پشتم
[...]
ای نام تو بهترین سرآغاز
بینام تو نامه کی کنم باز
ای روی تو شمع پردهٔ راز
در پردهٔ دل غم تو دمساز
بی مهر رخت برون نیاید
از باطن هیچ پرده آواز
از شوق تو میکند همه روز
[...]
ای مطرب درد، پرده بنواز
هان! از سر درد در ده آواز
تا سوختهای دمی بنالد
تا شیفتهای شود سرافراز
هین! پرده بساز و خوش همی سوز
[...]
ماییم فداییان جانباز
گستاخ و دلیر و جسم پرداز
حیفست که جان پاک ما را
باشد تن خاکسار انباز
ز آغاز همه به آخر آیند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.