گنجور

 
اسیری لاهیجی

هرکه عاشق نیست مرد کار نیست

بوالهوس را بر دراو بار نیست

زآتش عشق است داغی بر دلم

نیست عاشق هرکه دل افکار نیست

هرکه شد مستغرق دیدار تو

با غم دنیا و دینش کار نیست

کی توان روی تو دیدن بی رقیب

در جهان هرگز گلی بی خار نیست

روبچشم دل نظر کن جان من

خانه پر یارست هیچ اغیار نیست

یک قدم بر فرق موهومات نه

ره بدلبر جان ما بسیار نیست

گر بسرخلق عالم ره بری

جمله اقرارست هیچ انکار نیست

در پس هر پرده سری دیگرست

دیده بگشا حاجت گفتار نیست

هست پیش عاشقان آن سر عیان

لیک زاهد محرم اسرار نیست

عشق و معشوقست و عاشق عین هم

در یقین عارفان پندار نیست

با غم هجران اسیری را چه کار

یک نفس جانش چو بی دلدار نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

گر زبان در من کشند انکار نیست

مدعی را حد این اسرار نیست

قصه ی مجنون هم از مجنون شنو

عاقلان را با مجانین کار نیست

گر زبان طعن شد بر من دراز

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
امیرخسرو دهلوی

از تو بر خاطر مرا آزار نیست

بی تو در ملک جهانم کار نیست

گر به جای من ترا عشاق هست

جز تو در عالم مرا دلدار نیست

تا نخواهی صحبت اغیار نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه