گنجور

 
علی اشتری

در آسمان عشق، چو پرواز می‌کنم

ناچار یاد خطهٔ شیراز می‌کنم

بوی نسیم تربت سعدی و خواجه را

الهام‌بخش طبع غزل‌ساز می‌کنم

بال و پری اگر زنم اندر فضای قدس

با بال توست، خواجه که پرواز می‌کنم

آنجا، جبین به خاک تو می‌سایم از نیاز

اینجا، اگر به مهر فلک ناز می‌کنم

اینجا، اگر پیاله ز دستم گرفته‌اند

آنجا، به حکم تو سر خُم باز می‌کنم

 
 
صائب

روزی که چشم بر رخ او باز می کنم

برخود زیاده از همه کس ناز می کنم

منظور من سبک ز سرخود گذشتن است

چون پسته لب به خنده اگر باز می کنم

آن حسن بی مثال ندارد مثال و من

[...]

نورس دماوندی

پیچم چو نامهٔ غم دل باز می‌کنم

بالم چو در هوای تو پرواز می‌کنم

حیرت چو از حضور تو باز آورد مرا

خود را ز جست‌وجوی تو آواز می‌کنم

راز غم تو فاش به صد آب و تاب کرد

[...]

واقف لاهوری

بر بیت ابرویش چو نظر باز می‌کنم

بر انتخاب خود چقدر ناز می‌کنم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه