ابریست کاو ندارد آثار فیض باران
چشمی که گریه اش نیست روز وداع یاران
لعل تو در شکرخند پرگریه چشم عاشق
بر خنده گل آری ابر است اشکباران
جانا قرار رفتن بهر سفر نهادی
گویا حذر نداری از آه بیقراران
غوغای دوستداران در فرقتت عجب نیست
در هجر گل عجب نیست نالند اگر هزاران
در هیچ گلستانی بی خار بن نبینی
خارند عشق بازان در کوی گلعذاران
در میکده چه سر است یا رب که اندر آنجا
گیرند تاج شاهی از خیل خاکساران
درویش کسوت فقر بر تن اگر کند راست
عار آیدش که پوشد تشریف شهریاران
یارب چه زور و پنجه است در کودکان اینشهر
یک نی سوار از این خیل تازد بشهسواران
گفتی بوقت رفتن بردار توشه از وصل
درد خزان نداند آسوده در بهاران
کی یادگار باشد از قامت دلارام
گر سرو صد هزار است در طرف جویباران
نشناختی زوصلش آشفته هجر آید
باشد عذاب دوزخ بهر گناه کاران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات عاشق و دلتنگیهای او میپردازد. شاعر به غم و اندوه جدایی از یار اشاره میکند و بیان میکند که گریه و اشک در روز وداع طبیعی است. همچنین، عشق همراه با درد و خارهایی است که در راه عشق وجود دارد. شاعر به میکدهای اشاره میکند که در آن خاکسارانی هستند که تاج و مقام میطلبند، و در ادامه به ناتوانی و ضعف در برابر عشق و جدایی پرداخته میشود. در نهایت، اشارهای به عذاب و رنج ناشی از نادانی نسبت به عشق و جدایی میشود.
هوش مصنوعی: ابرهایی وجود دارند که نشانی از بارش باران ندارند، مانند چشمی که در روز وداع یاران، دردی را حس نمیکند و نمیگرید.
هوش مصنوعی: لبخند تو مانند یک جواهر زیباست که در کنار اشک های عاشق، جلوهگری میکند. حقیقت این است که خوشحالی تو، به مانند بارانی از اشکها بر دل عاشق میبارد.
هوش مصنوعی: عزیزم، برای سفر رفتن تو آشتی و آرامش را کنار گذاشتی، گویی که از دل تنگی و بیقراری دیگران بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: در غیبت تو، طبیعی است که عاشقان دردی عمیق احساس کنند و در نبود تو گریه کنند، حتی اگر هزاران نفر باشند.
هوش مصنوعی: در هیچ باغی نمیتوانی بدون خارهای زشت و آزاردهنده، به رویش گلها و زیباییها نگاه کنی. کسانی که در عشق هستند، همواره در برابر مشکلات و سختیها قرار دارند، حتی اگر در مکانهای زیبا و دلانگیز باشند.
هوش مصنوعی: در محل شرابخواری چه رازی نهفته است که در آنجا تاج پادشاهی نیز از میان انسانهای خاکی و معمولی به دست میآید.
هوش مصنوعی: اگر درویشی لباس فقر بپوشد، باید بداند که پوشیدن لباسهای زرق و برق و تشریفاتی مانند لباسهای پادشاهان بر او ناپسند است.
هوش مصنوعی: ای خدا! چه قدرت و توانایی در بچههای این شهر وجود دارد. یک کودک از میان این جمعیت، مانند یک سوارکار ماهر، بر سواران سوار میشود.
هوش مصنوعی: وقتی میخواهی بروی، گفتی که از لذت وصال استفاده کن؛ چرا که کسی که در فصل خزان است، نمیتواند زیباییها و آرامش بهار را درک کند.
هوش مصنوعی: اگر چه سروها و درختان زیبای زیادی در کنار جویباران وجود دارند، اما هیچکدام نمیتوانند جای خالی آن معشوق دلربا را پر کنند و یاد و اثر او همیشه باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و صفای عشق او واقف نباشی، در دلت آتش فراق او شعلهور خواهد شد و این میتواند عذابهایی مشابه عذاب دوزخ برای کسانی باشد که گناهان زیادی مرتکب شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شاه تاجداران وی تاج شهریاران
گردون کامکاری خورشید کامکاران
گر عید روزهداران بر خلق هست فرخ
دیدار توست فرخ بر عید روزهداران
جز تو جلال دولت نامد زپادشاهان
[...]
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
[...]
از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
چون برگلست شبنم چون بر شکوفه باران
در صحبت رقیبان هست آن نگار دایم
شمعی بپیش کوران گنجی بدست ماران
ای جمله بی تو غمگین چون عندلیب بی گل
[...]
ساقی حیات بخشد چون باد نوبهاران
چون ابر رخت هستی کش سوی کوهساران
خاطر سخن شنو کن دفتر به می گرو کن
در طور فقر نو کن آئین کامکاران
باد از مسیح دم زد لاله به که علم زد
[...]
اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
شیرازه نشاط است چون رشته های باران
ایام خط مگردید غافل ز گلعذاران
کاین سبزه همعنان است با ابر نوبهاران
تخمی است پوچ در خاک، خونی است مرده در پوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.