دلا با خوبرویان عهد بستن
بود پیمان عقل و دین شکستن
دلی کاو پرنیان عشق پوشد
هوس خارش شود در پای خستن
از آن سیمین تنان آهنین دل
خطا باشد وفا و عهد جستن
بسی به از کف غیر آب خوردن
بپیش دوست بر آتش نشستن
در دل بازو عشق تست طرار
چه میآید بگو از دیده بستن
گهی خندم چو صبح و باز چون شمع
بحال خود مرا باید گرستن
گسستم از جهان قید تعلق
زقید عشق نتوانم گسستن
خرامد گر گلم در باغ ایگل
نمیباید تو را از خاک رستن
به دامان علی باید زدن چنگ
ز خلق آشفته میبایست رستن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلبستگی به معشوق و همچنین تعهدات شکسته در روابط انسانی صحبت میکند. شاعر به اهمیت عشق به ویژه در میان خوبروان اشاره میکند و به چالشهای آن، مثل دل شکستن و وفا نکردن، میپردازد. او از تجربههای شخصیاش در عشق میگوید و بیان میکند که چگونه میتواند همزمان شاد باشد و غمگین. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عشق حقایق عمیقی دارد و نمیتوان از آن فرار کرد. شاعر در تلاش است تا از دنیای مادی فاصله بگیرد و به عالم عشق و معنویت نزدیک شود.
هوش مصنوعی: ای دل، با زیبایان پیمان بستن یعنی که با عقل و دین خود عهد شکنی.
هوش مصنوعی: دل کسی که با عشق زینت یافته، اگر بخواهد از هوسهای دنيوی دور شود، در نهایت به زحمت و پریشانی دچار میشود.
هوش مصنوعی: افرادی که ظاهری زیبا و دلنشین دارند، ممکن است در عمق وجودشان به وفاداری و پایبندی به وعدهها توجهی نداشته باشند.
هوش مصنوعی: بهتر است که در کنار دوست، در شرایط سخت باشیم و آب خوشی بنوشیم، تا اینکه در کنار دیگران و با ناملایمات زندگی کنیم.
هوش مصنوعی: در قلبم عشق تو مانند یک خواب و خیال است، پس چرا از چشم بستن و دوری جستن صحبت میکنی؟
هوش مصنوعی: گاهی میخندم و خوشحالم مانند صبح، و گاهی مثل شمع در حالتی سوزان و گریان به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من از جهان و وابستگیها جدا شدم، اما از بند عشق نمیتوانم جدا شوم.
هوش مصنوعی: اگر گل من در باغ ایگل به آرامی حرکت کند، نباید تو را از زمین بلند کند.
هوش مصنوعی: باید به دامان علی پناه برد و از آشفتهخویی مردم رهایی یافت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همیشه با خردمندان نشستن
سراسر پندشان را کار بستن
ازین سو زهره در گوهر گسستن
وز آن سو مه به مروارید بستن
ندارد و سود با ایشان نشستن
چنین بهتر کز ایشان باز رستن
نبایستی هم اول مهر بستن
چو در دل داشتی پیمان شکستن
به ناز وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغ هجر خستن
دگربار از پری رویان جماش
[...]
چه میخواهی پیاپی عهد بستن
چو عادت کردهای پیمان شکستن
به جان میبایدم پیوند با تو
گرم پیوندِ جان خواهی گسستن
اگر خواهی به حسرت سینه سفتن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.