گلعذاران گلستانی داشتم
بلبلان من هم فغانی داشتم
برق میآید بطوف بوستان
کاش منهم آشیانی داشتم
وصف میکردیم هر یک از گلی
از هزاران هم زبانی داشتم
بی سبب پیرم مبین ای باغبان
در چمن نخل جوانی داشتم
گر براه مصر بودم در طلب
یوسفی در کاروانی داشتم
ناله گر میکردم از ناسور دل
طره عنبر فشانی داشتم
میزدم گر لاف مردی در مصاف
زابرویش تیر و کمانی داشتم
داشت از راز نهان من خبر
چون صبا تا راز دانی داشتم
شب بخلوت پیش شمع انجمن
گفتم ار راز نهانی داشتم
تا که زد مهر خموشی بر لبم
دوستان منهم زبانی داشتم
گر عنان گیرم زترکی کج کلاه
کج کله چابک عنانی داشتم
گاه بودم در وصال و گه بهجر
هم بهار و هم خزانی داشتم
گر روان میشد زچشمم جوی خون
جلوه سرو روانی داشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به توصیف زیباییها و احساسات شاعر میپردازند. او از گلها و بلبلها در گلستان سخن میگوید و آرزو میکند که کاش آشیانهای در آنجا داشت. شاعر به وصف گلها میپردازد و اظهار میدارد که از هر یک از آنها یک زبان مخصوص برای بیان احساساتش دارد. او به پیر شدن و دلتنگیاش اشاره میکند و در عین حال یادآور میشود که در گذشتهها هم زمانهایی از شادابی و عشق را تجربه کرده است. همچنین، شاعر به رازها و دلمشغولیهای خود اشاره کرده و ابراز میکند که گاهی در وصال و گاهی در فراق بوده است. در نهایت، او از زیبایی و جذابیت عشق دم میزند و ابراز احساسات خود را همچون جوی خون از چشمانش میداند.
هوش مصنوعی: من در باغی گلهای زیبا داشتم و پرندگان آوازخوانی نیز به دور من بودند.
هوش مصنوعی: در باغ گل، درخشش رعد و برق مشاهده میشود و ای کاش من هم جایی برای زندگی داشتم.
هوش مصنوعی: هر یک از ما به زیبایی و ویژگیهای خاص یک گل از میان هزاران گل میپرداختیم و احساس مشترکی داشتیم.
هوش مصنوعی: ای باغبان، بیدلیل مرا پیر و خسته مکن؛ من در این باغ، زمانی درخت جوانی داشتم.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر مصر بودم تا یوسف را پیدا کنم، باید در کاروانی سفر میکردم.
هوش مصنوعی: اگر از درد دل خود ناله میکردم، طرهی گیسوی عنبرینم همه جا پخش میشد.
هوش مصنوعی: اگر در میدان نبرد بخواهم ادعای شجاعت کنم، از مقابلش با تیر و کمان به او حمله میکنم.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی از رازهای پنهان من آگاه بود، زیرا من کسی را داشتم که به رازی که در دل داشتم، آگاه بود.
هوش مصنوعی: در شب خلوت، زمانی که کنار شمع روشنی نشسته بودم، به خودم گفتم اگر رازی در دل داشتم، آن را نمیگفتم.
هوش مصنوعی: به محض اینکه سکوت بر لبان من حاکم شد، دیگر حتی دوستانم هم نتوانستند چیزی بگویند.
هوش مصنوعی: اگر افسار اسب را از دست آن ترک با کلاه کج بگیرم، و اسبی چابک و تندرو در اختیار داشته باشم.
هوش مصنوعی: گاهی در کنار محبوب بودم و گاهی از او دور، در هر دو حال، هم شادی و هم اندوه را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: اگر از چشمانم خون میریخت، انگار که جاری بودن عشقم را نشان میدادم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عزم عشق دلستانی داشتم
وقف کردم نیم جانی داشتم
صد هزاران سود کردم در دو کون
گر ز عشق تو زیانی داشتم
چون شدم با عشق رویش همنفس
[...]
من هم آنجا آشیانی داشتم
مهر و یار مهربانی داشتم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.