لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
آشفتهٔ شیرازی

عشق بعقل بارها کرده کارزارها ‏

کرده از او فرارها داده باو قرارها

عقل چو بختی اشتران عشق بر اوست ساربان

برده از او قطارها کره از او مهارها

در غم آن عقیق لب از دل و دیده روز و شب

روید لاله زارها جوشد چشمه سارها

وه چه لب آن عقیقها و چه رخان شقیقها

برده از آن نگارها کرده از آن بهارها

چون رخ ماه پارها باغ پر از ستارها

چون قد گلعذارها سرو جویبارها

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اقبال لاهوری

گرمی کار زار ها

خامی پخته کار ها

تاج و سریر و دارها

خواری شهریار ها

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه