زخم دل بهبود شد لعل نمکپاشی کجاست
کشت زهدم ای حریفان رند قلاشی کجاست
میکشد زاهد به ناچارم به سوی خانقاه
کو سرای میکشان و رند اوباشی کجاست
شد فزون شور جنون زنجیر زلف یار کو
ملک دل معمور شد ترک قزلباشی کجاست
گشته خون دل فزون کز چشم پالاید همی
تا بنوشد خون او را ترک جماشی کجاست
همنشین شد غیر با یار ای عزیزان همتی
تا کشد از پای دل این خار مقاشی کجاست
ثبت کردم در درون سینه نقش مرتضی
تا نظیر او کشد آشفته نقاشی کجاست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و زخم دل خود سخن میگوید و به دنبال نمکپاشی بر زخمهایش میگردد. او با تعابیری از عشق و جنون، به تضاد میان زاهدان و مینوشان اشاره میکند و از سرای رندان و میکشان یاد میکند. همچنین، شاعر به چالشهای درونی خود و تنهاییاش در میان غیر از یار اشاره کرده و از کماکان رنجهای عشق و وفاداری به نام «مرتضی» سخن میگوید. در این میان، او به دنبال نشانی از هنر و زیبایی در زندگیاش است.
هوش مصنوعی: زخم دل من خوب شده، اما نمکپاشی که دل را بیشتر بیازارد کجاست؟ ای دوستان، کسی که میتواند به من آسیب بیشتری بزند کجاست؟
هوش مصنوعی: زاهد، به force مرا به سمت خانقاه میبرد، آنجا که میخواران و افرادی که در زندگی بیبند و بار هستند، جمع میشوند.
هوش مصنوعی: شور و هیجان عشق از زلفهای محبوب بیشتر شد و ملک دل، که قبلاً آرام بود، اکنون پر از شوق و جنون شده است. حالا دیگر آن ترک قزلباشی کجاست؟
هوش مصنوعی: دل پر از غم است و اشکها به اندازهای زیاد شده که دیگر نمیتواند تحمل کند. با این حال، کسی نیست که این درد و رنج را درک کند و از آن بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: ای عزیزان، با کسی نشست و برخاست کن که بتواند غم دل را از تو بزداید. این کار چه دشواری دارد!
هوش مصنوعی: در دل خود یاد و نام مرتضی را ثبت کردهام، تا بدانم که چه هنرمندی میتواند مانند او را به تصویر بکشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.