خورشید رخت زیر خم زلف نهانست
لیکن چه نهانی که بشب ماه عیانست
چشم تو چو ترکیب کماندار که از زلف
آویخته پیوسته کمندش بکمانست
لعلت سخنی گفت و یقینم شده حاصل
در جوهر فردی که همه وهم و گمانست
سودست بسودای تو سر دادن عشاق
کی عاشق صادق بغم سود و زیانست
یک بوسه از آن لعل می آلود خدا را
کان شکر و یاقوت دوای خفقانست
غم نیست کسی را که بهشت است نشمین
کی پیر شود هر که اسیر تو جوانست
چون زردی رخساره نشانی بود از عشق
عشاق تو را زان همه رنج یرقانست
هر صبح بگلزار هوا غالیه بیزاست
تا زلف که در راه صبا مشک فشانست
ما نیک بجستیم نشان تو در آفاق
رنگی نه که گوئیم که بهمان و فلانست
انوار تو در جمله ذرات هویدا
بیش از همه در مهدی وهادی زمانست
دیدن نتوان هیچت و پیداست که هستی
چون روح که اندر تن و معنی نه بیانست
تا ساقی دور است شه بزم ولایت
آشفته کجا چشم بدست دگرانست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییها و ویژگیهای معشوق خود پرداخته و تأثیر او بر عشق و حال عاشق را به تصویر میکشد. معشوق به گونهای توصیف میشود که گرچه پنهان است، نورش در شب مانند ماه درخشان است. زیبایی چشمان او همچون کمند کمانداران است که دل عاشقان را اسیر میکند و بوسهای از لبهایش جان را تازه میکند. غمانگیز نیست کسی که در عشق او گرفتار است، زیرا عشق او به دیوانگی و جوانی جاودانگی میبخشد. شاعر به جستجوی نشانههایی از او در هستی اشاره میکند و میگوید که وجود معشوق در کل عالم مشهود است، مانند روحی که در تن جاری است.
هوش مصنوعی: خورشید زیبایی تو در زیر تاب زلفت پنهان است، اما چه پنهانی که در شب، ماه هم آن را به وضوح میبیند.
هوش مصنوعی: چشم تو شبیه کماندارانی است که زلفهایش به صورت تابیدهای آویزان است و همیشه در حال آماده گرفتن کمند است.
هوش مصنوعی: درست است که دلت با گفتار شیرینش به سخن آمده و دانستهام که حقیقت وجودی او تنها در خیال و تصور ماست.
هوش مصنوعی: عاشقان در عشق تو دلی میدهند، اما آیا واقعاً عشق چیزی جز درد و رنج و حساب سود و زیان است؟
هوش مصنوعی: یک بوسه از لبان زیبا و آتشین او، مثل شکر و یاقوت میتواند آرامشبخش و دلنشین باشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس غم ندارد، چون بهشت مکان اوست. هرکس که در عشق تو گرفتار شده، هرگز پیر نمیشود و همیشه جوان خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر رنگ زرد چهره نشانهای از عشق معشوقها باشد، پس تمام رنجهای ناشی از زردی به خاطر عشق توست.
هوش مصنوعی: هر صبح در گلزار، عطر خوشی در هوا پراکنده میشود، مانند زلفهایی که در مسیر نسیم، بوی خوشی را منتشر میکنند.
هوش مصنوعی: ما در جستجوی نشانهای از تو در دنیا بودهایم، اما نه به این دلیل که بخواهیم بگوییم رنگها و شکلهای مختلفی وجود دارد.
هوش مصنوعی: نورهای وجود تو در تمام ذرات عالم پنهان است و بیش از هر جا در وجود مهدی وهادی زمان ظهور دارد.
هوش مصنوعی: نمیتوان هیچ چیز تو را دید، اما واضح است که وجود داری، مثل روح که در بدن است و معنایش قابل بیان نیست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ساقی (میزبان) دور باشد و شاه بزم (مهمانی) غم و نگرانی در دل داشته باشد، چطور میشود انتظار داشت که چشم به دست دیگران دوخته شود و به آنها امید داشت؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
الْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
ماهِ شُدن و آمدنِ راهِ رَزانست
از بسکه درین راهِ رز انگور کشانند
این راهِ رَز ایدون چو رهِ کاهکَشانست
چون قُوسِ قُزَح برگِ رَزان رنگبهرنگند
[...]
هجران تو ای شهره صنم باد خزانست
کاین روی من از هجر تو چون برگ رزانست
در طبع نشاطم طمع وصل چنانست
در باغ دلم باد فراق تو همانست
رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
زان راز خبر یافت کسی را که عیانست
او را ز پس پردهٔ اغیار دوم نیست
زان مثل ندارد که شهنشاه جهانست
گویند ازین میدان آن را که درآمد
[...]
صدر ثقة الدین کنف خلق جهانست
خاک دراو کعبهٔ اشراف زمانست
آراسته از طالع او روی سپهرست
افروخته از طلعت او صحن جهانست
در خدمت او تقویت خرد و بزرگست
[...]
ای دیده در آن شکل و شمایل نظری کن
گر زآنکه تو را آرزوی دیدن جانست
روئیست در آن چشم جهانی متحیر
زلفی که پریشانی احوال جهانست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.