از چه ای عشق تو در سینه ما جا کردی
دل تاریک مرا سینه سینا کردی
گر سر قتل نداری تو زابرو و مژه
خنجر و تیر و سنان از چه مهیا کردی
خواهی ار کس نشناسد که تو خونخوار منی
ناخن از خون دلم از چه محنا کردی
با خیال لب ساقی چه غم از رنج خمار
نقل و می داشتی و عیش مهیا کردی
لب نهادی بلب ساغر زین رشک ببزم
لاجرم خون جگر در دل مینا کردی
شعله طور بود دلبر تو خود چو خسی
وصل او را زچه آشفته تمنا کردی
سرمه از خاک در میکده کردی زاهد
کور بودی زکجا دیده بینا کردی
خوردی از دست علی باده ی تو چند مگر
اهل صورت بدی و رخنه به معنا کردی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دردهای ناشی از آن اشاره میکند. او از تاثیر عمیق عشق در دل تاریکش سخن میگوید و اینکه معشوق با وجود ظاهری بیگناه، به او آسیب زده است. شاعر به محفلهای شادی و مینوشی اشاره میکند و نشان میدهد که با وجود رنج و خمار، او خواهان وصل معشوق است. همچنین به زهد و عرفان اشاره میکند و انتقاد میکند که بعضی زاهدان از حقایق پنهان ماندهاند. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی واقعی میپردازد و بر تحولات درونی ناشی از آن تاکید میکند.
هوش مصنوعی: عشق تو چه معجزهای در دل من به وجود آورده است، چنانکه دل تاریک و سرد من را روشن و پرنور کردهای.
هوش مصنوعی: اگر تو تصمیمی به کشتن نداری، پس چرا این همه ابزار خطرناک مانند خنجر و تیر و نیزه را آماده کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی نفهمد که تو چقدر برای من آسیبرسان هستی، چرا ناخنهات را در خون دل من فرو میکنی؟
هوش مصنوعی: با خیال دیدار لبساقی، چه نیازی به نگرانی از درد خماری وجود دارد؟ تو علاوه بر این، نوشیدنی و شادی را فراهم کردهای.
هوش مصنوعی: تو لب خود را بر لب ساغر نهادی و به خاطر این زیبایی در محفل، ناچار دل مینا را از غم و حسرت پر از خون کردی.
هوش مصنوعی: دلبر تو مانند شعلهای از آتش است و تو چون گلی در کنار او، چرا به خاطر وصالش اینقدر مضطرب و نا آرامی؟
هوش مصنوعی: زاهد، تو که خاک را به سرمه تبدیل کردی، کور بودی که نمیدانستی از کجا دیدهات بینا شده است.
هوش مصنوعی: آیا از دست علی شرابی نوشیدی که تنها به ظواهر و شکلها توجه کردهای و به عمق معنا و مفهوم پی نبردهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هیچ دانی که چه با این دل شیدا کردی
صبر و دین طاقت و عقلش همه یغما کردی
داغ عشقی زدیش زان خم گیسو بجبین
رانده اش از حرم و دیر و کلیسا کردی
میکشان خام شمارندم و زاهد خمار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.