گنجور

 
انوری ابیوردی
 

در جهان چندان که گویی بی‌شمار

نیستی و محنت و ادبیر هست

وز فلک چندان که خواهی بی‌قیاس

نفرت آهو و خشم شیر هست

گر ز بالای سپهر آگه نه‌ای

زین قیاسش کن که اندر زیر هست

دورها بگذشت بر خوان نیاز

کافرم گر جز قناعت سیر هست

نام آسایش همی بردم شبی

چرخ گفتا زین تمنی دیر هست

گفتمش چون گفت آن اندر گذشت

گر کنون رغبت نمایی ... هست

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد در ‫۴ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۶ نوشته:

اون جای خالی بیت آخر برام اصلا جای سوال نیست که چرا خالیه...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.