ای بر در بامداد پندار
فارغ چو همه خران نشسته
نامت به میان مردمان در
چون آتشی از چنار جسته
ما را فلک گزاف پیشه
بر آخور شرکت تو بسته
نارسته ز جهل و برده هر روز
نوباوهٔ احمقی برسته
با شومی جهل هرکه در ساخت
فالش نکند فلک خجسته
طفلند ممیزان و زینند
احرار چو دایه سینه خسته
باری چو درخت سست بیخی
کم ده به تبر ز شاخ دسته
در مجلس روزگارت این بس
کز درزه رسیدهای به دسته
طوفان منازعت مینگیز
ای ساکن کشتی شکسته
اف از خور و خواب اگر نبودیم
در سلک تناسب از تو رسته



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
گویا انوری در این سروده فتوحی را برای سروده معروف دیگرش سرزنش میکند آنجا که گوید انوری ای سخن تو بسخا ارزانی . نظام الدین و ملکشاه. بجای صله فرستادن از فتوحی خواستند تا انوری را هجو کن و فتوحی سرود انوری ای سخن تو بسخا ارزانی
: بهنظر میرسد که در صبح زود و در آستانه در، تو مانند خرانی که بیخبر و بیتوجه نشستهاند، آسوده و بیخیالی.
نام تو در میان مردم مانند آتش زبانهکشی میکند و همه جا را پر میکند.
چرخ گردون به طور بیدلیل ما را به انتهای مسیر تو وابسته کرده است.
هر روز بر اثر نادانی، جوانان نادان و احمق بیشتری به دنیا میآیند.
اگر کسی در کار ناپاکی و نادانی خطر نکند، سرنوشت خوبی برای او رقم خواهد خورد.
کودکان آگاه و آزادند، همانطور که یک دایه با دل خسته از بچهها مراقبت میکند.
سختی و مشکلات زندگی مثل درختی هستند که در برابر بادهای قوی آسیبپذیرند. باید به خاطر داشت که در زمانهایی که شرایط نامناسب است، نباید به راحتی اجازه دهیم مشکلات ما را تحت فشار قرار دهند و باید با احتیاط برخورد کنیم.
در زن شمشیر نگاه تو آهن گذر است و کوه خارا گذر استگیرم بمیانه کوه خارا سپر استتیغ تو درد کوه و از آن کوه در است آهن گذر =تیغ اهن گذردگیات تنها همین کافی است که از سختیها و مشکلات عبور کردهای و به جمعی از مردم رسیدهای.
هوش مصنوعی: ای کسی که در کشتی شکسته نشستهای، دیگر درگیر نزاع و دعوا نشوید.
اگر به خواب و خوراک مشغول نبودیم، در این دنیا نمیتوانستیم به تناسب و هماهنگی با تو برسیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وآن کاو کمر وفات بسته
بر منظرهٔ ابد نشسته
ای روز مبارک و خجسته
ما جمع و تو در میان نشسته
ای همنفس همیشه پیش آ
تا زنده شود دمی شکسته
پیغام دل است این دو سه حرف
[...]
دیدم گلِ تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
ای آرزوی دل شکسته
ما در دل تو شکسته بسته
بس دل که به دولت فراقت
از ننگ حیات باز رسته
مجروح لبت بسی ست، کس دید
[...]
ای سنبل تازه دسته بسته
وافکنده بر آب دسته دسته
خط تو بنفشه ئی نباتی
قدّ تو صنوبری خجسته
آن هندوی پر دل تو در چین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.