گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای به طالع چو نام خود مسعود

وی به همت چو رای خویش رفیع

آسمان آن مطاع عالم کون

امر و نهی ترا به طوع مطیع

تیره ماه امید را داده

به صبای وفا مزاج ربیع

دو طلایه است حزم و عزم ترا

سیرشان جاودان بطیء و سریع

مدتی شد که در مصالح من

بوده‌ای هم تو خصم و هم تو شفیع

عاطفتهای خاص تو دادست

صد رهم بی‌نیازی از توزیع

بدعتی تو منه در این مدت

که بود از خصایص تو بدیع

به خدایی که جز بدو سوگند

هست شرک خفی و فحش شنیع

که به ترویج این خطم هرگز

این توقع نبود از آن توقیع

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.