بر زمین سر نهاد و شکر خدا
کرد از جان و دل بصدق و صفا
زان ملاقات شد قوی شادان
رفت پیش خضر سجود کنان
دست بوس خضر چو کرد بگفت
حمد او گاه فاش و گاه نهفت
بعد از آن خضر مر ورا بنواخت
با وی از لطف یک ن فس پرداخت
گفت چونی ز رنجهای سفر
گفت چون بهر تست نیست ضرر
رنج بهر تو است گنج و گهر
زهر از دست تست به ز شکر
چون ز موسی چنین ارادت دید
وان چنان لفظ های خوب شنید
پس زبان را بلطف و مهر گشود
دل او را چو آینه بزدود
آنچه میجست از خدای ودود
در سخن جمله را ب وی بنمود
صد چنان شد که بد ز صحبت او
دل بسته اش روانه گشت چو جو
چو چه باشد که شد یکی دریا
در صدف گشت در ّ بی همتا
در چی و بحر چی چه گفتم من
آنچه او شد مجو ز راه سخن
چون رسید از خضر بموسی این
پس بگفتش بلطف آن ره بین
هله بر خیز سوی امت شو
بی توقف بشهر خویش برو
خلق گمراه را براه آور
همه را رو سوی اله آور
برهان جمله را ز نار جحیم
که و مه را رسان بصدر نعیم
تا عوض از حق ت ثواب رسد
اجر بیحد و بیحساب رسد
گفت موسی بوی که ای سلطان
زین چنین حضرتی مرا تو مران
روی خوبت ندیده بودم من
بشهانت گزیده بودم من
شب ز شوقت دم ی نمیخفتم
درد دل را بکس نمی گفتم
ناچشیده میت خراب بدم
مست بی جام و بی شراب بدم
بوی نان خوش مرا بنان آورد
خورد نان سوی ملک جان آورد
در تمنات می سپردم جان
بعد این وصل چون کشم هجران
چونکه افتاد بر رخت نظرم
عمر بی تو بسر چگونه برم
بخدائی که اوست مطلوبت
که شدم عاشق رخ خوبت
نکنم دور از این جناب رفیع
مبر این شیر را ز طفل رضیع
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شخصی بر زمین افتاده و شکر خدا را به جا میآورد و از دل و جان با صدق و صفا سخن میگوید. او به دیدار خضر میرود و با سجده و دست بوسی به او احترام میگذارد. خضر به او محبت میکند و از او میپرسد که از سفر چه طور است. او پاسخ میدهد که رنجها برای او هیچ ضرری ندارد و رنج برای او همچون گنج و گوهر است. خضر، این ارادت و محبت را از موسی میبیند و کلامهای نیکو را میشنود. در نتیجه، خضر دل او را پاک میکند و به او میآموزد که باید به سوی قوم خود برود و آنان را به راه راست هدایت کند. موسی از خضر میخواهد که او را ترک نکند و از عشقش به او صحبت میکند. در نهایت، او از جدایی و درد هجران سخن میگوید و از خداوند میخواهد که او را از این دوری رهایی بخشد.
هوش مصنوعی: او بر زمین سر گذاشت و با تمام وجود از صمیم قلب بابت نعمتها و خوبیها خدا را شکر کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر آن ملاقات، قوی (پرنده) شاد و خوشحال شده و به سمت خضر (شخصی از بزرگان) رفته و در حال سجده کردن است.
هوش مصنوعی: زمانی که دست بخوانی خضر را بوسید، او در پاسخ حمد و ستایش خدا را میگفت، گاهی به صورت آشکار و گاهی به طور پنهان.
هوش مصنوعی: پس از آنکه خضر به او محبت کرد و با مهربانی و لطفی که داشت، به او نصیحتی کرد.
هوش مصنوعی: شخصی از دیگری درباره حالش در سفر میپرسد و او در جواب میگوید که هرچند رنجهایی دارد، اما چون این سفر به خاطر توست، هیچ آسیبی متوجهام نیست.
هوش مصنوعی: زحمت و دشواری برای تو به عنوان یک منبع ارزشمند و گرانبهاست، و درد و زهر در زندگی تو از خودت ناشی میشود که بهتر از شیرینی و خوشیهای گذراست.
هوش مصنوعی: وقتی که این اوصاف و ارادت از موسی را مشاهده کرد و سخنان زیبا را شنید، متوجه تأثیر آن بر خود شد.
هوش مصنوعی: پس زبان با مهربانی و نرمی باز شد و دل او را مثل آینه پاک و صاف کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که از خداوند مهربان خواسته بود، در کلامش به وضوح نمایان شد.
هوش مصنوعی: دل من به شدت تحت تأثیر صحبتهای او قرار گرفت و مانند جویباری که روان میشود، به سمت او حرکت کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که دریا درون صدفی به وجود میآید، چه چیزی میتواند باشد که این پدیده را وصف کند؟ این دریای بینظیر چگونه در صدفی محدود گنجانده شده است؟
هوش مصنوعی: من هر چه در مورد در و دریا گفتم، به حقیقت نرسید، پس از مسیر کلام به دنبال آن نروید.
هوش مصنوعی: وقتی خضر به موسی رسید، با مهربانی او را به سوی راه درست هدایت کرد.
هوش مصنوعی: بیدار شو و به سوی مردم خود برو، بدون درنگ و به سمت شهر خود حرکت کن.
هوش مصنوعی: مردم گمراه را به راه راست هدایت کن و همه آنها را به سوی خدا بیاور.
هوش مصنوعی: بیا از آتش جهنم خلاص شویم و به خوشی و نعمت برسیم.
هوش مصنوعی: اگر از حق و حقوق دیگران به طور صحیح و درست استفاده شود، پاداشی غیرقابل اندازهگیری و بینهایت به انسان خواهد رسید.
هوش مصنوعی: موسی گفت: ای سلطان، مرا از این گونه مقامات دور نکن.
هوش مصنوعی: من هرگز روی زیبایت را ندیده بودم، اما به خاطر زیباییات دلم را به خطر انداختم.
هوش مصنوعی: در شب به خاطر عشق تو، نمیتوانستم گریه و دلتنگیام را پنهان کنم و هیچکس را از غمهایم باخبر نمیکردم.
هوش مصنوعی: بدون اینکه نوشیدنی بنوشم، حال و هوای مستی را در خود ایجاد میکنم و به حالتی سرمست و شاداب فرو میروم.
هوش مصنوعی: بوی نان خوشی که به مشامم میرسد، مرا به یاد نعمتهای زندگی میاندازد و خوردن نان، روح و جانم را به سوی آرامش و سرزمین خوشبختی میبرد.
هوش مصنوعی: در آرزوهایم جان خود را فدای تو میکردم، اما پس از این وصال، چطور میتوانم دوری را تاب آورم؟
هوش مصنوعی: وقتی که به چهرهات نگاه میکنم و میبینم که زندگیام بدون تو سپری شده، نمیدانم چطور میتوانم ادامه بدهم.
هوش مصنوعی: به خدایی که تو را میپرستد، من عاشق چهرهی زیبایت شدم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم از این شخص محترم دور شوم، و این شیر را از کودک راضی دور نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.