گنجور

شمارهٔ ۳۰

 
امیر معزی
امیر معزی » قطعات
 

کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعری

کرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری

دست رادش در دهانم درّ دریایی نهاد

چون ببارید از زبانم پیش او درّ دری

پادشا بخشد به شاعر زرّ و دیبا و قصب

او مرا این هر سه بخشید و جواهر بر سری

درکنارم درّ و فیروزه است و لعل از جود او

در وثاقم جامهٔ رومی و زرّ جعفری

هرگز از محمود غازی این عطا کی یافتند

زینبی و عسجدی و فرخی و عنصری

گر زند از جود محمودی به گیتی داستان

گشت باطل جود محمودی ز جود سنجری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام