گنجور

شمارهٔ ۷۱

 
امیر معزی
امیر معزی » قصاید
 

صنم من پسری لاله رخ و سیمبرست

سخت زیبا صنم و سخت به آیین پسرست

من و او هر دو به نام ایزد روزافزونیم

هر زمان عشق من و خوبی او بیشترست

سروجویان و قمرخواهان بسیار شدند

که به بالا و به‌ رخسار چو سرو و قمرست

خلقش از حور و پری باز ندانند همی

راست گویی پری‌اش مادر و حورش پدرست

با کمان و کمرست آن صنم او رغم مرا

تا بدان است‌ که پشتم چوکمان و کمرست

بت من برد بدو نرگس جادو دل من

وز تف و تاب دلم زلف و لبش در خطرست

گر بترسد ز دلم زلف و لب او نه عجب

زانکه در زلف و لب او همه مشک و شکرست

خوبرویان و ظریفان و بتان بسیارند

لیکن او را صفتی دیگر و حالی دگرست

میر خوبان سپاه است وز خوبی وُ خرد

درخور خدمت درگاه شه دادگرست

شاه اسلام ملکشاه که در شاهی و ملک

عزم او قاعدهٔ نصرت و فتح و ظفرست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام