دست نقاش بهار از قلم سحر نگار
نسخت نزهت فردوس به بستان آورد
گل بخندید چو لیلی و رخ لعل نمود
ابر مجنون شد و مژگان درافشان آورد
مفرش پر حواصل که بساط دی بود
حله چون دم طاووس به نیسان آورد
دامن شاخ چو آمد ز شکوفه پرسیم
غنچه زاو طیره شد و زر ز گریبان آورد
رنگ و بویی است چمن را به عروسی بهار
بلبل مطرب از آن دست به دستان آورد
نظر معدلتش از تف خورشید ستم
خلق را در کنف سایه یزدان آورد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای بهار میپردازد و از جلوههای طبیعی این فصل سخن میگوید. نقاش بهار با هنر خود، باغی پر از گل و عطر را به تصویر میکشد که در آن گلها و غنچهها شادابی و زندگی را نشان میدهند. بلبل در این بستان به آوازخوانی مشغول است و هر رنگ و بویی از طبیعت به عروسی بهار شباهت دارد. همچنین، شاعر اشاره میکند که نور خورشید بر خلق و خوی مردم تأثیر مثبت دارد و آنها را در سایهی یزدان قرار میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.