در دولت تو فتح ممالک تمام شد
کام جهان بران که جهانت به کام شد
هر گردنی که از خط حکم تو سرکشید
در هر چه دست زد ز قضا پایدام شد
خصمی که در کمین خلافت کمان کشید
حلقش چو تیر جفت زه انتقام شد
بر خود هر آن که کسوت کینت حلال داشت
خونش حلال گشت و حلالش حرام شد
چون نان ملک ز آتش بأس تو پخته شد
در آب عجز کار حسود تو خام شد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش از قدرت و حکومت حاکم میپردازد و پیروزیهای او را در فتح سرزمینها و برآورده شدن خواستههای مردم مورد تأکید قرار میدهد. او به انتقامجویی دشمنان اشاره میکند و میگوید هر کسی که در برابر حکم حاکم سرکشی کند، عاقبتش به نابودی منجر میشود. همچنین، شاعر بیان میکند که نفرت و کینه نسبت به حاکم در نهایت به پیشرفت و کامیابی او تبدیل میشود و حسودان از عجزشان آسیب میبینند. این شعر تصویری از اقتدار و صلابت حاکم را به نمایش میگذارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.