گنجور

 
 
سنایی

فکرم القصه حق گزاری کرد

اندرین نظم جان سپاری کرد

افضل‌الدین کرمانی

همتش بر فلک سواری کرد

اختران را زبون خواری کرد

آفتاب از شعاع او بگریخت

شب درآورد و روز تاری کرد

اثیر اخسیکتی

دل به عشق تو جانسپاری کرد

صبر هم نیز حق گذاری کرد

صبر و دل دست چون بهم دادند

هم. نیارست پایداری کرد

تاب در کار ما همی افتاد

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

هر که او با یزید یاری کرد

هر چه کرد او خلاف یاری کرد

هر که گوید یزید بود عزیز

شک ندارم به خویش خواری کرد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه