گنجور

شمارهٔ ۷۷۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

یار باز آمد و بوی گل و ریحان آورد

خنده باغ مرا گریه هجران آورد

باز گلهای نو از درد کهن یادم داد

غنچه ها بر جگرم زخم چو پیکان آورد

فصل نوروز که آورد طرب بر همه خلق

چشم بد روز مرا موسم باران آورد

هر سحر باد که بر سینه من می گذرد

در چمن بوی کباب از پی مستان آورد

بوی آن گمشده خویش نمی یابم هیچ

زان چه سودم که صبا بوی گلستان آورد

به چه کار آید بی سرو خودم، گر چه بهار

سوی هر باغ بسی سرو خرامان آورد

نتوان زیست به جان دگران، گر چه صبا

جای خاشاک ز کوی تو همه جان آورد

باد یارب چو رقیب تو پریشان همه وقت

که ترا بر سر دلهای پریشان آورد

با چنان روزنی، ار بر دل خسرو صد تیر

بتوان خوردن و بر روی تو نتوان آورد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.