اندر پی اقتباس نورم
همچون موسی ز نخله طور
اخلاص مرا به حضرت خود
دانی که عیان بود نه مستور
مهر تو درون سینه من
بنهفته چو می درون انگور
ای قطب رجای آدمیت
ای مرکز احتیاج جمهور
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
اندر پی اقتباس نورم
همچون موسی ز نخله طور
اخلاص مرا به حضرت خود
دانی که عیان بود نه مستور
مهر تو درون سینه من
بنهفته چو می درون انگور
ای قطب رجای آدمیت
ای مرکز احتیاج جمهور



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اقتباس از نورم میپردازد و خود را در کنارهای از فرشتگان به تصویر میکشد. او از اخلاص و محبت خود به خداوند سخن میگوید و این عشق را در دل خود مانند شراب درون انگور پنهان میداند. شاعر همچنین به جایگاه بلند خداوند به عنوان محور امید انسانها اشاره میکند و او را مرکز نیازهای بشری میشناسد.
هوش مصنوعی: من همچون موسی که از کوه طور نور را با خود برداشت، در جستجوی نور و هدایت هستم.
هوش مصنوعی: اخلاص و صداقت من نزد تو آشکار است و نیازی به پنهانکاری ندارد.
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو در دل من نهفته است، مانند شرابی که درون خوشههای انگور پنهان شده است.
هوش مصنوعی: ای محور امید انسانها، ای کانون نیازهای مردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای یار سرود و آب انگور
نه یار منی به حق والطور
معزول شده است جان ز هرچه
داده است بر آنت دهر منشور
می گوی محال ز آنکه خفته
[...]
از خلد گرفت بوستان نور
پیرایه و جامه یافت از حور
جامه ز حریر و حُلّه دارد
سرمایه ز لعل و درّ منثور
بودند چهار مه درختان
[...]
ای قصر رسالت تو معمور
منشورِ رسالت از تو مشهور
خدّام ترا غلام گشته
کیخسرو کیقباد و فغفور
در جمله کائنات گویند
[...]
دراجهٔ مشتری بدان نور
از راه تو گفته چشم بد دور
نزدیک توام مرا مبین دور
پهلوی منی مباش مهجور
آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور
چشمی که ز چشم من طرب یافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.