|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از افراد زمانه میخواهد که از وضعیت و رفتار خود پند بگیرند. او به درد و رنج خود اشاره میکند و میگوید که بسیاری از نشانهها و ظاهرها میتوانند فریبنده باشند. انسانهایی که امروز در مقام و منزلت هستند، ممکن است دیروز تحت تاثیر چیزهای دیگری بودهاند. او با ذکر نام شمر و یزید، دو چهره منفی تاریخ، بر این نکته تاکید میکند که افراد در پوشش شخصیتهای بزرگی مانند بایزید و ذوالنون نیز میتوانند در باطن زشت و فاسد باشند.
هوش مصنوعی: ای مردم زمانه، از وضعیت و سرنوشت این دل خونین عبرت بگیرید.
هوش مصنوعی: این لباس هزاران مشکل و دردسر دارد که تنها با یک کار ساده، مثل زدن به صابون، میتوان آنها را پوشاند یا موقتی حل کرد.
هوش مصنوعی: امروز مانند نشانهای است که دیروز تحت تاثیر مِی و خوشگذرانی قرار داشت.
هوش مصنوعی: این جمله به بیان این نکته میپردازد که برخی افراد با ظاهری نیکو و دیندار ممکن است در حقیقت همانند شمر و یزید باشند، که نماد ظلم و فساد هستند. در واقع، ممکن است افرادی که در لباس عارفان و بزرگان دین به نظر میرسند، در باطن فاقد ویژگیهای ایمان و نیکی باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قسم تو ریاست از ریاست
اسمی است شریف و معنیی دون
سقا بودی چو ... از اول
چون ... رئیس گشتی اکنون
چون ... نهی کلاه اطلس
[...]
اکسیر تو داد خاک را لون
وز بهر تو آفریده شد کون
عقل از کف عشق خورد افیون
هش دار جنون عقل اکنون
عشق مجنون و عقل عاقل
امروز شدند هر دو مجنون
جیحون که به عشق بحر می رفت
[...]
نی خویش ز دوست باشد افزون
کاین جان عزیز باشد، آن خون،
آه از ستم زمانه ی دون
کاو کرد مرا جگر پر از خون
از درد فراق آن دلارام
از دیده روان شدست جیحون
قدی چو الف که بود ما را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.