گنجور

 
ادیب الممالک

ای اهل زمانه پند گیرید

از حال فکار این جگر خون

در کیسه هزار دام دارد

این جامه که می زند به صابون

امروز بود طراز محراب

دیروز بباده بود مرهون

شمر است و یزید اینکه بینی

در کسوت بایزید و ذوالنون

 
 
نسکبان اندروید
عمادی شهریاری

ای بقعه فرخ همایون

وای صفحه دلگشای میمون

از طاق سپهر و باغ جنت

صدبار به حسن و رتبت افزون

در سایه او طلوع خورشید

[...]

خاقانی

قسم تو ریاست از ریاست

اسمی است شریف و معنیی دون

سقا بودی چو ...ر از اول

چون ...یه رئیس گشتی اکنون

چون ...ر نهی کلاه اطلس

[...]

مولانا

عقل از کف عشق خورد افیون

هش دار جنون عقل اکنون

عشق مجنون و عقل عاقل

امروز شدند هر دو مجنون

جیحون که به عشق بحر می رفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه