|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، سخن از این است که اگر چیزی نجس باشد، میتوان آن را پاک کرد و دیگر آلودگی نخواهد داشت. اما وقتی خود پاکی نجس شود، دیگر نمیتوان آن را به سادگی پاک کرد. در واقع، اشاره به این دارد که برخی از آلودگیها حتی با تلاش برای پاک کردن، برطرف نمیشوند و باید از آنها دوری کرد.
هوش مصنوعی: گفت کسی بازرگان که روزی نمیرسد که شرافتمندانه زندگی کنم، چرا که میبینم ثروت و قدرت باعث فساد میشود و در نتیجه کمر من از زیر بار دین خم شده است.
هوش مصنوعی: اگر عیب یا کثیفی را بتوان حذف کرد، دیگر چیزی از آن باقی نمیماند.
هوش مصنوعی: به او گفتم اگر کسی که پاک است نجس شود، میتوان او را شست و این در کلام من جای بحثی ندارد.
هوش مصنوعی: اما بدان که برای رهایی از آلودگی، باید از این پلید دوری گزینی؛ زیرا با شستوشو و پاکسازی، چیزی که ذاتش ناپاک است، به درستی پاک نخواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لنگ دوندهست، گوش نی و سخنیاب
گنگ فصیح است، چشم نی و جهان بین
تیزی شمشیر دارد و روش مار
کالبد عاشقان و گونهٔ غمگین
خاک خراسان و خاک مملکت چین
همچو دو پله است آب جیحون شاهین
تا زخراسان نظامی آمد اینجا
این بثری رفت و آن رسید بپروین
هیچ گرانتر ز سنگ سنگ نظامی
[...]
کیست که گوید ببارگاه سلاطین
حال گدایان دلشسکته ی مسکین
سوخته ئی کو که خون ز دیده ببارد
از سر سوزم چو شمع بر سر بالین
در گذر ای باغبان که بلبل سرمست
[...]
آه ازین قوم بی حمیت و بی دین
کردری، و ترک خمسه، و لر قزوین
عاجز و مسکین هر چه دشمن و بدخواه
دشمن و بدخواه هر چه عاجز و مسکین
دشمن ازیشان به عیش و شادی و عشرت
[...]
خسرو پرویز گو در آتش ما بین
کآذر بردل کجا و آذر برزین
نرم بر احوال او چرا شد اگر نه
تیشه ی فرهاد خورد بردل شیرین
یار که آمد کسی نیافت سر از جان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.