خداوند آگهی کایم به خدمت
از آن آیم که آن دیدار بینم
نه زان آیم که هم چون حلقه ی در
نشینم بر در و دیوار بینم
درین مجلس که صاحب مجلش را
ز نخل عمر برخوردار بینم
اگرچه کمتر از من کم توان یافت
کم از خود بینم و بسیار بینم
مرا بر دل همین یارست ورنه
نیایم بیش چون کم بار بینم
بدا داری که در جنب عزیزیش
عزیزان جهان را خوار بینم
که گر آسان نیایم باز پیشت
ازین پس زندگی دشوار بینم
تو خورشیدی ولی مه نیستم من
چرا در هرمهت، یکبار بینم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به محبت و عشق به خداوند اشاره دارد و میگوید که او نه به خاطر نفع شخصی، بلکه به خاطر دیدار الهی به خدمت آمده است. او نمیخواهد مانند حلقهای دور در بسته بماند و فقط نظارهگر باشد. در مجلسی که به ذکر خداوند و عمر او پرداخته میشود، شاعر خود را نسبت به دیگران کمارج مییابد و بر این باور است که اگر عشق الهی نبود، هیچ معنایی نداشت. او به تضاد بین خود و معشوقش اشاره کرده و زندگی بدون عشق را دشوار میداند. در نهایت، شاعر خود را به عنوان ماهی میبیند که در برابر خورشید، حقیر است و آرزو دارد که حتماً یکبار در معیت او حضور یابد.
هوش مصنوعی: خداوند، من به حضور تو میآیم تا به خاطر آن دیدار زیبا که با تو دارم، در خدمتت باشم.
هوش مصنوعی: من از اینجا نمیآیم که مانند حلقه در، فقط بر در و دیوار نگاه کنم.
هوش مصنوعی: در این محفل، کسی را میبینم که از درخت عمر خود میوه میچیند و بهرهمند است.
هوش مصنوعی: هر چند افراد کمتوانی را کمتر از خودم میبینم، اما در درون خودم احساس کمتری را ندارم و از خودم چیزهای زیادی میبینم.
هوش مصنوعی: من تنها به خاطر دل همین یار میآیم، وگرنه اگر کمتر از او را ببینم، دیگر نمیآیم.
هوش مصنوعی: من در کنار عزیزش، دیگر عزیزان جهان را ناچیز میبینم و از این موضوع احساس بدی دارم.
هوش مصنوعی: اگر به آسانی نتوانم به تو نزدیک شوم، از این پس زندگی را سختتر میبینم.
هوش مصنوعی: تو مثل خورشید درخشان هستی، اما من شبیه مه هستم. چرا یک بار هم نمیگذاری که در کنار تو باشم و نور و گرمای تو را حس کنم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نهانی چند سوی یار بینم
نهان دارم غم و آزار بینم
ز صد جانب نظر دزدم که یک ره
به دزدی سوی آن عیار بینم
گهی تنهاش خواهم یافت، یارب
[...]
علاجی کن که یک دیدار بینم
کزین پس صبر را دشوار بینم
ترا تاکی غریب وزار بینم
بچشمت روز روشن تار بینم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.