بیدار کنید مستیان را
از بهر نبیذ همچو جان را
ای ساقی باده بقایی
از خم قدیم گیر آن را
بر راه گلو گذر ندارد
لیکن بگشاید او زبان را
جان را تو چو مشک ساز ساقی
آن جان شریف غیب دان را
پس جانب آن صبوحیان کش
آن مشک سبک دل گران را
وز ساغرهای چشم مستت
درده تو فلان بن فلان را
از دیده به دیده بادهای ده
تا خود نشود خبر دهان را
زیرا ساقی چنان گذارد
اندر مجلس می نهان را
بشتاب که چشم ذره ذره
جویا گشتست آن عیان را
آن نافه مشک را به دست آر
بشکاف تو ناف آسمان را
زیرا غلبات بوی آن مشک
صبری بنهشت یوسفان را
چون نامه رسید سجدهای کن
شمس تبریز درفشان را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از ساقی میخواهد که مستها را بیدار کند و آنان را به لذت بادهنوشی و معنویت فراخواند. او به زیبایی و زمینههای عرفانی اشاره میکند و جان را به مشک تشبیه میکند که باید در مجلس ظاهر شود. همچنین بر اهمیت چشم و دیدن تأکید میکند و میگوید باید به سراغ بوی باشکوه و معرفت بروند. در پایان، شاعر با ارجاع به محبوبش، شمس تبریز، از او تقدیر میکند و حضور او را در زندگی معنوی خود مقدس میداند.
هوش مصنوعی: بیدار کنید نوشخواران را تا برای نوشیدنی از آنها استفاده شود، همانطور که جان نیاز به بیداری دارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای از قدیم به ما بده که یادگار و باقیماندهای از آن دوران باشد.
هوش مصنوعی: در مسیر گلوی خود، راهی برای عبور ندارد، اما میتواند زبان را به سخن درآورد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، جان را مانند مشک بساز که جان باارزش و پنهان را بشناسی.
هوش مصنوعی: به سمت آن صبحانهخوران برو که آن مشک سبک و سنگین را دارند.
هوش مصنوعی: از چشمان خمار و مستت، خوشی و لذتی به من بده که مرا به راهی ببرد که آرزویش را دارم.
هوش مصنوعی: از چشمان من بادهای به تو بده که به این ترتیب، لبهایم از حال و هوای خود بیخبر بمانند.
هوش مصنوعی: زیرا ساقی آن چنان اقدام میکند که در مجلس، نوشیدنی پنهانی را به آشکار میآورد.
هوش مصنوعی: بشتاب که نگاه هر ذره به دنبال حقیقت آشکار شده است.
هوش مصنوعی: نافۀ مشک را در دست بگیر و آن را بشکاف، مانند اینکه آسمان را بشکافی.
هوش مصنوعی: بخاطر عطر خوش آن مشک، صبر یوسفها را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: وقتی نامه رسید، برای شمس تبریز که نورافشان است، سجده کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای عقل تو داده نور جان را
چونان که سنان تو جهان را
شمشیر تو در طریق قدرت
ناموس شکسته آسمان را
سرمایه اول زمان داد
[...]
بینیم زمین و آسمان را
جوییم یکایک این و آن را
ساقی بشکن خمار جان را
دریاب حیات جاودان را
کین یک دوسه روز عمر باقی است
از دست مده می مغان را
وان دم که تهی شود صراحی
[...]
ساقی تو شراب لامکان را
آن نام و نشان بینشان را
بفزا که فزایش روانی
سرمست و روانه کن روان را
یک بار دگر بیا درآموز
[...]
گلبانگ زنیم آسمان را
هی هوی کنیم اختران را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.