ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم میرود
وآن دل که با خود داشتم، با دلسِتانم میرود
من ماندهام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او، در استخوانم میرود
گفتم، به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریشِ درون
پنهان نمیماند که خون، بر آستانم میرود
مَحمل بدار ای ساروان! تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان، گویی روانم میرود
او میرود دامنکشان، من زَهرِ تنهاییچشان
دیگر مپرس از من نشان، کز دل، نشانم میرود
برگشت یار سرکشم، بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پُرآتشم، کز سر دخانم میرود
با آن همه بیداد او، وین عهد بیبنیاد او
در سینه دارم یاد او، یا بر زبانم میرود
بازآی و بر چشمم نشین، ای دلسِتان نازنین!
کآشوب و فریاد از زمین، بر آسمانم میرود
شب تا سحر مینَغنَوَم، واندرز کس مینَشنَوَم
وین ره نه قاصد میروم، کز کف عنانم میرود
گفتم بگریم تا اِبِل، چون خَر فرو ماند به گِل
وین نیز نتوانم که دل، با کاروانم میرود
صبر از وصال یار من، برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من، هم کار از آنم میرود
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم میرود
سعدی! فغان از دست ما, لایق نبود ای بیوفا!
طاقت نمیآرم جفا، کار از فغانم میرود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان دردناک احساس جدایی و فراق از محبوب میپردازد. او از ساربان میخواهد که آهسته برود، زیرا آرامش جانش در حال رفتن است و دلش که با خودش داشته، به محبوبش میرود. شاعر خود را در حال رنج و تنگدستی توصیف میکند و این جدایی را مانند نیشی میداند که در وجودش نفوذ کرده است. او تلاش کرده تا احساساتش را پنهان کند، اما نمیتواند و دردش آشکار است.
شاعر به عشق و دلتنگیاش اشاره میکند و میگوید که با رفتن محبوب، دیگر نتوانسته از غم و تنهایی فرار کند. او به یاد محبوبش در حال سوختن است و در نهایت از او میخواهد که بازگردد، چرا که عذاب و فریاد او به آسمان میرود. متن در انتها به ناامیدی و ناتوانی او در تحمل جفای عشق میپردازد و با حسرت میگوید که دیگر نمیتواند با این وضعیت کنار بیاید.
ای ساربان آهسته حرکت کن؛ زیرا جانم (معشوقهام) در حال رفتن است و دل من با اوست.
من دور از معشوقهام، بدون چاره و در رنج گرفتار شدم. انگار که او با اینکه از من دور است، نیشی را به اعماق وجودم فرو میکند.
میخواستم که با ترفند و نیرنگ، درد درونم را پنهان کنم، اما نمیتوانم؛ مانند کسی که زخمی دارد و میخواهد مخفیاش کند، اما خون آنقدر زیاد است، که از جامهاش (مثلا آستین) بیرون میزند و همه میفهمند که او زخمیست.
ای راهبانان آرام حرکت کنید، چرا که با بردن او که نگه دارنده ی عقل و هوش من است، انگار که عقلم در حال رفتن است و کاملا دیوانه میشوم.
او با ناز میرود و من طعم تلخ تنهایی را میچشم و حس میکنم. دیگر از من نپرس، که( که هستی) چرا که او تمام زندگی من و شناساگر من بود. و حالا که او رفته، من دیگر هیچ نشانی از خود ندارم.
یار و همدم و معشوقه ی من رفت و زندگی بدون خوشی را بر من گذاشت. مانند آتشدان پر از آتش هستم و عصبانی ام و دارم میسوزم. انگار که از سرم دود بلند میشه.
ا وجود تمام جَفاها و پیمانهای بیاساسِ او، هنوز یاد او همیشه در دل من هست یا دربارهاش سخن میگویم.
ای معشوق عزیز، دوباره برگرد تا تو را روی چشمانم جای دهم. چرا که اگر نیایی ناله و فریاد من از زمین به آسمان میرسد.
شب تا صبح خواب به چشمانم نمیآید همش گریه میکنم و پند دیگران را در این باره انگار نمیشنوم چون عشق تو خیلی در سر من بلند تر است. نمیدانم به کجا میروم و افسار من ناپیداست و نمیدانم چه یا کی آن را میکشد.
گفتم آنقدر گریه کنم تا از شدتِ اشک من شتر، همچون خر به گل فرو بنشیند. اما این هم ممکن نیست چون دلم و تمام فکر و ذکرم با کاروان معشو قه ام هست و دلی ندارم که با آن بگریم.
صبر من از دیدن یار به پایان رسیده است. هرچند که چارهای هم ندارم و تسلیم تقدیر هستم.
در زمانی که روح از بدن جدا میشود، هر کس نظری متفاوت دارد. اما من خودم این صحنه را به وضوح دیدم که چگونه دلدارم مثل روح از بدنم جدا میشود.
معشوق میگوید که این آه و ناله لایقِ ما نیست که شاعر در پاسخ علتِ این فغان را دوری از یار میخواند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون چنگم از غم سرنگون، کان دلستانم میرود
نالند رگها در تنم، کز سینه جانم میرود
صد چاک کردم جامه را، چون گُل فتادم غرق خون
کان شاخ گلبرگ تری از بوستانم میرود
چون سبره در پایش فتم، بر سر کنم خاک رهش
[...]
بربست محمل ماه من، از تن توانم میرود؛
غافل مباش ای همنشین از من که جانم میرود
از من نهان دل رفت و، من جایی گمانم میرود؛
کآرم گر از دل بر زبان، دانم که جانم میرود
دردا که تا از انجمن رفتی، برون چون جان ز تن؛
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۱۴۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.