Arsha Br در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
منظور اینکه شاهد زن نیست و میانی و مویی همان فرج زن است
بنده طلعت آن باش که آنی دارد
آنی دارد یعنی آلت مردانه دارد و مذکر
کجای این بیت نامفهومه بگید تا براتون کاملا تفسیر کنم کمی بی طرف و بدون حب به شعر و کلام بنگریم و بیاندیشیم
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
درمصرع دوم مطلع
در صفت عشق تو شرح و بیان نمیرسد
عشق تو خود( عالی )است عقل در آن نمیرسد
کلمه عالی درست نیست (عالمیست) درست است
جاوید مدرس اول رافض در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۲۱ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
ضرب آهنگ خوانش تانرا اصلاح کنید درست میشود
احسان در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸:
بیت اول، مصرع دوم،جمله پرسشی هست
که اعتراض بر اسرار علم غیب کند؟
با این بیت خیام هم معنیه که میگه:
می خوردن من حق ز ازل می دانست
گر می نخورم علم خدا جهل بود
اشاره به علم خدا ،سابقه علم ،دارد
کتاب از کوچه رندان ص۱۳۹
نسترن عسکرزاده در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:
بیت سوم رو متوجه نمیشم. ممنون میشم اگه تعلیلشو کسی توضیح بده.
امیر رشید در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۱ - در دلتنگی و شکایت از روزگار و خوشدلی از گوشهگیری و قناعت:
سلام وقت بخیر
وزن بیت فاعلاتن فعلاتن فعلن هست نه فاعلاتن مفاعلن فعلن
آرین اشرفی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
گر نهادت همه این است، زهی پاکْ نهاد!
ور سرشتت همه این است، زهی نیکْ سرشت!
بر عمل تکیه مکن خواجه، که در روز الست
تو چه دانی قلمِ صُنع به نامت چه نوشت؟
باغِ فردوسْ لطیف است، ولیکن زنهار
تا غنیمت شمری سایهی بید و لبِ کِشت!
این سه بیت در پایان شعر و پیش از بیت پایانی عنوان شده اند. منبع: تصحیح دکتر قاسم غنی و محمد قزوینی، انتشارات گلوازه چاپ اول سال 1375
Mansoor Rah در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲:
در بیت سوم ، مصرع دوم اینطور است:
سر هفتاد به ما که گوید باز
محمدعلی افشارفر در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۱:
چرا شاه بیت این غزل را ( عشق تو سرنوشت من خاک درت بهشت من ...) حذف کرده اید؟
م.افشار
.
امیرحسین در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۲۲ در پاسخ به مهرداد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
مطلب شما درسته چون جان و جانان در اصطلاح عرفا معنای خاصی دارد. مطلبی را عینا نقل قول می نمایم :« بدانکه در اصطلاح عرفا مراد از دل و قلب همان عالم مثال و ملکوت است و مراد از جان و روح عالم , عقل و جبروت است چنانچه حافظ رحمة الله علیه گوید : دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم , که مراد از دل و جان , مثال و عقل است. و نیز در ساقی نامه گوید : در خاکروبان میخانه کوب ره میفروشان میخانه روب مگر آب و آتش خواصت دهند ز هستی به مستی خلاصت دهند که حافظ چه بر عالم جان رسید چه از خود برون شد به جانان رسید. که مراد از عالم جان عالم عقل و جبروت است ومراد از جانان عالم لاهوت است. بنابراین مراد مصنف رحمه الله ( علامه بحر العلوم ) از قطع علاقه ی روح از بدن قطع علاقه ی جبروت و عقل است از بدن. و مراد از قطع علاقه ی روح ِ روح از روح قطع علاقه ی لاهوت است از عقل و جبروت که همان وصول ِ به جان جان است که آن را اصطلاحا جانان گویند. » ( نقل از رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم , متن پاورقی مذکور از علامه سید محمد حسین طهرانی ) بنابراین جان به جانان میرسد و تن مادی جز به تن مادی نمیرسد , مضافا به اینکه همانطور که مستحضرید وصال حقیقی در عالم ماده غیرممکن است چون دو بدن نهایتا در کنار هم قرار میگیرند و ... ولی هرگز با هم متحد نمیشوند ( شنیده ام که ملاصدرا هم به این مطلب اشاره کرده ). بنابراین برای ثبوت کلمه «تن» در این شعر دو توجیه به ذهنم میرسد : اول اینکه من باب سطح پایین فهم خوانندگان عامی گفته شده ( بقول مولانا محمد جلال الدین : لیک تو پستی , سخن کردیم پست ) که زیاد توجیه معقولی نیست. دوم اینکه حافظ میخواسته مطلب مهمی را برساند و آن در واقع ضرورت وجود جسمی انسان کامل بر روی زمین است , کسی که عوالم سه گانه در او منطوی است. بنابراین منظورش وصال ظاهری به محضر جانان بوده است. ( بنده اگر ثابت شود حافظ گفته تن رسد به جانان , بطور قطع میگویم شیعه اثنی عشری بوده. هرچند دلایلی که برای اثبات تشیع ایشان وجود دارد بسیار است. ) حالا این نظر من بود , قضاوت با قاضی است.
محمدرضا دهقانی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ ظهیر فاریابی » مثنویات » شمارهٔ ۲:
تانا
kaveh kaveh در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:
تشکر از نظرات دوستان در مصرع اهل نظر معامله باآشنا کنند حافظ جان بسیار زیبا تمایل خود را برای کسب فیض از حضرت شاه بیان کردند همانطور که دوستان اشاره کردند حتما باید فضای زمان و مکان که غزل سروده شده در نظر داشت استفاده از کلمه حاسدان ویا مصرعی که داستان حضرت یوسف بیان شده .. دلیل شرایط آن زمان بوده قابل ذکر است که از زمان زعامت حضرت شاه تازه سلسله جلیله نعمت الهی گنابادی از تقیه خارج شده بودند .التماس دعا
حبیب شاکر در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸:
سلام بر دوستان.
جانا غم بیش و کم مخور بیهوده
جان و تن خود مکن ز غم فرسوده
امروز مکن تلخ بخود چون فردا
شاید نبود هر آنکه در دی بوده
سپاس از همه گرامیان
طاهر در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به Abbasrapper دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:
متشکر و سپاس فراوان
فرهود در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل دهم - اینچ میگویند که اَلْقُلُوْبُ تَتَشَاهَدُ گفتیست:
«... همچنین بستانها و انهار و حور و قصور و طعامها و شرابها و خلعتها ...»
حور در عربی جمع حوراء است که امروزه در فارسی آن را به عنوان مفرد به کار میبرند. در اینجا جمع است.
مجنون در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۱ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
صورتگر چین یا همان نقاش چین چند وجه داره، اول از مانی پیامبر نقاش که به چین پناهنده شده بود را گویند.وی چون در آن زمان بیسوادی بیداد میکرد گفته هایش را بشکل نقاشی نسل به نسل انتقال میداد.
دوم گویند که در زمان حافظ صورتگران چین یا به امروز پرتره تیست های چین بسیار معروف بودند.
در جای دیگر حرف از بت چین استکه به زرص قاطع بودای پیامبر را نشانه گرفته.
بی شک حافظ شیراز مان دریایی ستکه هر کس به اندازه درک و فهم خود کوزه ی حقیر خود را از آن پر آب میکند به گمان اینکه کل دریا را با خود برده در حالیکه همگی در اشتباهیم.
و بی شک شعر حافظ سرچشمه ی شکاکیت استکه باید به همه چیز و همه کس شک کرد حتی به خود حافظ جان.
حافظ تو خود حجاب خودی از میان برخیز
نیمای همیشه یوشیج در این مورد به حافظ میتازد و میگوید
حافظا این چه کید و دروغی ست کز زبان می و چنگ و ساقیست؟
اگر حافظ شیرازمان تا به امروز باقی ست آنرا بیشتر از هر چه مدیون شاه شجاع بوده که وی، شاعر درباری، وی بوده. بنابراین میتوان شعر حافظ جان را بدینگونه هم نگاشت،
در کار گلاب و گل .............. کان شاعر درباری وین پرده نشین باشد
آرین کوهجانی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۶ در پاسخ به س دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
احتمالاً این شعر رو سعدی بعد از پرداخت مهریه اوّلین زنش نوشته.
آرین کوهجانی در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۰ در پاسخ به علی دائمی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:
ما هیچگاه منظور واقعی شاعران از شعر را نمیفهمیم.....
درک اشتباه چه ضد اسلام چه اسلامانه و هرگونه که باشد، اشتباه است(در مورد درک این شعر)
من هم اگر کمی تند رفتم عذر خواهی میکنم؛
شاید برخی متوجه اشتباه اسلامانه خود را بفهمند....
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۲ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۱:
چه شیرین و ساده و روان
فرهود در ۲ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۲۳ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸: