گنجور

حاشیه‌ها

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۵ - شکوه از روزگار و ناله از زندان:

پارسی بیخته

آب رویی نماند در رویم

آب مانند کس نبینی رنگ

بالشی ام نهد ز پنجه شیر

بستری گسترد ز کام نهنگ

به دلم داده بود شاهی روی

به تنم کرده بود بخت آهنگ

مرد باید که ده دله باشد

تا بود سرخ روی چون نارنگ

مردمان زمانه بی هنرند

زانکه فرهنگشان ندارد هنگ

نیست در کارشان دل زاغی

بانگ افکنده در جهان چو کلنگ

نیست از ننگ ننگشان ور چند

ننگ دارد ز ننگ ایشان ننگ

دوزخ آرد پرستش ایشان

راست هستند نامه ارژنگ

لاف رادی گران بود چون کوه

ور چو زفتی گران بود چون گنگ

چکه آب ازو همی بچکد
تا نگرددش روی پر آژنگ

کار نیکو کند خدای منال

راه کوته کند زمانه ملنگ

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ - در ستایش یکی از بزرگان:

در نبرد چنگ نمینوازند در میزد چنگ مینوازند

گه خروشان چو در نبرد تو نای
گاه نالان چو در میزد تو چنگ
گاه در خوی چو اسبت اندر تک
گاه در خون چو تیغت اندر جنگ

 

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ ازرقی هروی » قصاید » شمارهٔ ۳۰:

شاه کرده است رای زی پوشنگ

هامراهش میست و ساغر و چنگ

شادی نو کند بهر  میلی

مستی نو کند بهر فرسنگ

جامها پر می است دست بدست

باغها پر گلست رنگ برنگ

از گل و ابر آسمان و زمین

دم سیمرغ گشت و پشت پلنگ

تا بهامون درون ، ز بهر شکار

خاک رنگین کند ز پیکر رنگ

سبزی کشت بیند از بر ریگ

لالۀ لعل چیند از سرسنگ

من بیچاره را چه باید کرد ؟

که ندارم بخانه دو بز لنگ

گر هزارانه  زر شود ، ورنه

شکر من کند زمانه شرنگ

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵:

ای  همه کار تو دراز آهنگ

پست منشین که نیست جای درنگ

دل نهادی در این سرای سپنج

سنگ بسیار ساختی بر سنگ

چون گرفتی درنگ و پست نشست

برکش اکنون بر اسپ رفتن تنگ

لشکری هر گهی که ماند باز

نبود زان سپس بسیش درنگ

هر سوی شادمان به نقش و نگار

که بمرد آنکه نقش کرد ارتنگ

  سرور رنگ‌هاست رنگ سیاه

کی سیه کم شود به دیگر رنگ؟

دشمن از تو همی گریزد و تو

سخت در دامنش زدستی چنگ

زی تو آید چو چیره شد دشمن

کرده دل تنگ و روی پر آژنگ؟

زین جهان چونکه او بود پیروز

کرده خیره سوی گریز آهنگ

گرت هوش است و سنگ‌ هان زنهار،

ای خردمند، از این  بزرگ نهنگ

هوش و سنگت برد به گردون سر

که بدین یافت سروری هوشنگ

برکشد هوش مرد را از چاه

گاه بخشدش و کشور  و اورنگ

وگرش تخت و گه نبود رواست

بهتر از تخت و گه بود هش و هنگ

دانش آموز و بخت را منگر

از دلت بخت کی زداید زنگ؟

بخت آبی است گه خوش و گه شور

گاه تیرهٔ سیاه و گاه چو زنگ

به یکی چنگش آخته دشنه است

به دگر چنگ می‌نوازد چنگ

چون بیاشفت بر کلنگ در ابر

گم شود راه بر پرنده کلنگ

 چونی خشم بخت پیدا نیست

شکرش را جدا مدان ز شرنگ

وین چنین چیز دیو باشد و من

از چنین دیو ننگ دارم، ننگ

نروم اندر این بزرگ رمه

که بدو در نهاز شد بز لنگ

ای پسر، با جهان  بساز و بدار

وز ستمهای او منال و ملنگ

چون برآشفته گشت یک چندی

دوردار از پلنگ بدخو رنگ

من به اندک زمان بسی دیدم

این چنین های‌های و لنگالنگ

پست بنشین و چشم دار بدانک

زود زیر و زبر شود نیرنگ

 چرخ  با زیرکان ندارد پای

این سخن خوش بگفته آن سرهنگ

که «چو گربه به زیر بنشیند

موش را سر بگردد اندر غنگ»

سپس بی هشان   مرو زنهار

گر نخوردی تو همچو ایشان بنگ

ور جهان پر شد از مگس منداز

بر مگس خیره خیره تیر خدنگ

هرکه او گامی از تو دور شود

تو ازو دور شو به صد فرسنگ

 سخن حجت خراسان گیر

کار کوته مکن دراز آهنگ

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح محمد بن محمود بن ناصر الدین گوید:

 وننگ  ریسمانی که برای آونگ رخت تر یا میوه تر یا هر چیز تر  بکار میبرند
شاد باش و دو چشم دشمن تو
سال و مه از گریستن چو  وننگ

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷:

مایلِ آنم ، که می داند به سویَش مایلم

سام نریمان در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۵ در پاسخ به مجید سروش دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۱:

به نظرم درست می گویید. برای مثال:

بغرید غریدنی چون پلنگ - چو بیدار شد اندر آمد به جنگ

دیده نمی شود.

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۳۰:

به اغاز بر نام بهرام کرد

mmsh در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۴۴ در پاسخ به اشک غماز دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۲:

به همراه تار استاد هوشنگ ظریف

نردشیر در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۶ - حکایت در معنی صید کردن دلها به احسان:

حکایت یوز و پنیر...

غبار .. در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۰:

مرحبا ای نسیم عنبربوی خبری زآن به خشم رفته بگوی

کاش آن به خشم رفته‌ی ما آشتی‌کنان

باز آمدی که دیده‌ی مشتاق بر در است...

صابر در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پانزدهم » (۴) حکایت سلطان محمود با آن مرد که همنام او بود:

واقعا عالیست شعری بسیار زیبا از حضرت عطار

Ali Bokaei Eraqi در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۴:

واجم = واژوم

مظفر محمدی الموتی خشکچالی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۵۸ - در بیان اشاره به حدیث نیة المؤمن خیر من عمله:


در بیت شماره‌ی 5 آمده است:
جز یکی از «کال دل» آگاه نیست / این و آن را در دل کس راه نیست
که به احتمال زیاد به صورت ذیل، صحیح است:
جز یکی از «کار دل»، آگاه نیست / این و آن را در دل کس، راه نیست
در بیت بعدی هم «کار دین» آمده است.

ویرایش بیت و تصحیح غلط تایپی، امکان نداشت. لذا اینجا اشاره کردم.

Mojtaba Razaq zadeh در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۸ در پاسخ به کامران دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزلِ شمارهٔ ۱۱۸:

خوش یه حالت چقدر باحال

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:

غمِ زمانه ، ز ما بیدلان ندارد ننگ،

رهرو در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۵۱ در پاسخ به یاسین دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۱ - در مدح یمین الدوله سلطان محمود غزنوی:

احسنت!

نکتهٔ قابل تأمل، همین بود که عارض شدید. درست است که جای بحث و وقف دارد نسبت به آن کسی که مدح شده، اما ما از خود شعر به طور مستقل میتوانیم استفاده کنیم برای منظور و مقصود خود!

و واقعا چرا نباید آدمی چنین شعری را برای محبوب خود بخواند؟ 

سیاوش در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۳:

با سلام 

استاد افتخاری، ای صد هزار جان گرامی فدای تو خوانده اند

به نظر دلنشین تر میاد

جهن یزداد در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲:

 

به آب پند باید شست دل را

چو سالت بر گذشت از شست وز اند

چو بردل مرد را از دیو گمره

همی بینی فگنده بند بر بند

نخستین پند خود گیر از تن خویش

و گرنه نیست پندت جز که ترفند

چه داری چشم ازو چون این و آن را

به پیش تو بدین خاک اندر افگند؟

بسنده است ار نباشد نیز پندی

پدر پند تو و تو پند فرزند

منه دل بر جهان کز بیخ برکند

جهان جم را که او افگند پیکند

نگر چه پراگنی زان خورد بایدت

که جو خورده‌است آنکو جو پراگند

ز بیداد اژدهاگ افسانه گردید

که گویند اوست در بند دماوند

ستم مپسند از من وز تن خویش

ستم بر خویش و بر من نیز مپسند

کرا در آستین مردار باشد

کجا یابد رهایش مغزش از گند؟

نگه کن تا چه کردستی ز نیکی

چه گوئی گر ز کردارت بپرسند؟

کز این زندان همی بیرونت خواند

همان کس کاندر این زندانت افگند

 

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۲ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۱۴:

آن سیه‌روزم ، که در ایّامِ عمرِ خود ندید

۱
۸۳۲
۸۳۳
۸۳۴
۸۳۵
۸۳۶
۵۷۹۵