باز قلندر شدیم، خانه بر انداختیم
عشق نوایی بزد، خرقه در انداختیم
شعله که در سینه بود سوز به دل باز داد
مهر که با زهره بود بر قمر انداختیم
عقل ریا پیشه را خوار بهشتیم زود
نفس بداندیش را در سقر انداختیم
گرک هوس را به عنف دست ببستیم و دم
مرغ هوا را به زجر بال و پر انداختیم
معنی بیاصل را نقش بشستیم پاک
صورت ناجنس را از نظر انداختیم
در دل ما هر چه بود، جز هوس و یاد حق
این بستردیم پاک، آن به در انداختیم
زود به خسرو بر این قصهٔ شیرین، که ما:
زحمت فرهاد را از کمر انداختیم
از گل بستان وصل یک دو سه دامن بیار
کان علف تلخ را پیش خر انداختیم
زقهٔ یک مرغ بود، طعمهٔ یک مور گشت
هر چه به ایام بر یک دگر انداختیم
ای که به تشویش ما دست برآوردهای
تیغ چرا میکشی؟ چون سپر انداختیم
یاد سپاهان میار، هیچ، که ما سرمهوار
خاک درش، اوحدی، در بصر انداختیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالاتی از عشق و دشواریهای آن میپردازد. شاعر از مرحلهای حرف میزند که به حقیقت عشق پی برده و ناچار به رهایی از قید و بندهای دنیایی میشود. او از نفی عقل ریاکار و نفس بداندیش سخن میگوید و تلاش میکند که احساسات و اندیشههای ناپاک را دور بریزد. در این روند، شاعر به پیوندی عمیق با یاد خدا و معنای حقیقی زندگی میرسد و به نوعی از عواطف زودگذر و هوسرانی فاصله میگیرد. در نهایت، او از تلاش خویش برای دست یافتن به عشق واقعی و مواجهه با مشکلات آن سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ما دوباره به حالت رها و آزاد خود برگشتیم و زندگی روزمره را کنار گذاشتیم. صدای عشق در دلمان جان گرفت و لباسهای کهنه و محدودیتها را دور انداختیم.
هوش مصنوعی: شعلهای که در دل داشتیم، به دل ما حرارت و سوزی را بازگرداند. عشقی که با زیبایی بود، درخشش خود را بر ماه افکندید.
هوش مصنوعی: عقل آدمی که به نفاق و ریاکاری مشغول است، در نظر ما بیارزش و خوار است. زود به خودمان آمدیم و نفس بدفکر را در جهنم انداختیم.
هوش مصنوعی: اگر به زور و با خشونت، آرزوها و欲ها را محبوس کنیم و بال و پر مرغ خیال را با زجر و اذیت قطع کنیم، نتیجهای جز آسیب و محدودیت نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: ما از بین بردیم مفهوم بیاساس را و تصویر چیزهای غیر اصل را از دید خود حذف کردیم.
هوش مصنوعی: در دل ما هر آنچه بود، جز آرزو و یاد خدا را پاک کردیم و آن را بیرون انداختیم.
هوش مصنوعی: بهزودی به خسرو دربارهٔ این داستان شیرین خبر بده که ما زحمات فرهاد را بیثمر کردیم و او را از پای درآوردیم.
هوش مصنوعی: از باغ محبت و ارتباط، قدری از زیباییها و نعمتها را بیاورید، زیرا ما این تلخیها را که در زندگی با آن مواجه شدهایم، کنار گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: یک مرغ در تلاش بود تا از زقّهاش محافظت کند، اما در نهایت طعمهی مور شد. هر چه زمان گذشت، ما همدیگر را به نفع خود تحت فشار گذاشتیم.
هوش مصنوعی: ای کسی که با نگرانی ما بازی کردهای، چرا به ما حمله میکنی؟ وقتی ما دیگر از خود دفاع نمیکنیم.
هوش مصنوعی: به خاطر نیاور از سپاهان، زیرا ما همچون سرمهای که در چشم مینشانیم، گرد و غبار دربارش را در بصر انداختیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.