رند تشنه لب در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:
سلام
من از منبع معتبری خوانده ام که حافظ این غرل رو از غزل عطار الهام گرفته و حتی مصراع مطلع غزل او را تضمین هم کرده است و ردیف شعر او را تغییر داده. نمی دانم کدام غزل عطار، ولی مثل اینکه بوده. از گنجور درخواست دارم اون غزل رو در قسمت اشعار مشابه قرار دهند. ممنون بابت زحماتتون
همایون در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
غزلیات جلال دین را بطور کلی به دو دسته میتوان بخش کرد پیش از دوستی با شمس و پس از آشنایی با شمس البته غزلیات پس از آشنایی با شمس را نیز میشود سه گروه تقسیم کنیم
این غزل زیبا شاید به پیش از آشنایی او به شمس مربوط است و حال و هوای صوفیانه دارد اگر عروسی واقعی در کار بوده باشد ولی اگر منظور عروسی خودش و وصال به حق باشد آنگاه برعکس میشود و از غزل های پایانی اوست
به هر روی برای مجلس سماع خیلی مناسب و زیبا سروده شده است
سورنا در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۲ در پاسخ به بهار. دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
انسانهای شیطان صفت و بدکار
محمد ق در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۶ - صفت شهر مصر، پوست پلنگی گاوها، مرغ خانگی بزرگ حبشیها، خرهای ابلق:
طبق محاسباتی که من انجام دادم هر دینار معادل 15 دلار کنونی هست و هر من هم حدود یک کیلوگرم.
امروز که دی ماه 1402 هست , هر دینار حدودا معادل هفتصد هزار تومن هست.
با تبدیل قیمت ها و وزن ها خواندن سفرنامه جذاب تر میشه و یک دید کلی از قیمت ها و هزینه های زندگی به دست میاد.
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
ماهی گرامی سلام
نه تنها آدمیان زنده میل وهوای تو را دارند بلکه روان مردگان نیز با نسیمی از سوی تو آرام میگیرد
این بیت در غزل بعدی غزل ۲۸۰ بیت هفتم عینا تکرار شده است
شاد باشی عزیز
فرهود در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳ - برهان قاطع در حدوث آفرینش:
شکل کُری یعنی شکل کروی
بیت یعنی: فقط زمین کروی نیست بلکه هر خط و شکل که در اطراف آن است نیز شکل کروی و دایرهای دارد.
رضا از کرمان در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » بخش هفتم » بخش ۳ - الحكایة و التمثیل:
سلام
توضیح کلمه مپشولید در بخش چهارم( بخش بعدی خسرویی قصری معظم ساز کرد) آورده شده است .
امیرحسین صباغی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب:
جدای از بیادبی بودنش خیلی آموزندهس :)
همایون در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۱:
دوره پس از شمس دوره ای عجیب در زندگی جلال دین است که شاید بسیار کمیاب و نایاب باشد و جای دیگری تکرار نشده باشد شاید بشود رابطه سقراط و افلاطون را مثال زد ولی هنوز بسیار با این پدیده فاصله دارد و متفاوت لست
در غزل دیگری هم مشابه این گفتگو آمده:
سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
وز می نو که دادهای جان نبرم به جان تو
اثر شمس پس از ناپدید شدن او بسیار زنده و جاندار و کارآمد باقی می ماند و این بسیار شگفت انگیز است
یک بخش آن مربوط به نوع ناپدید شدن شمس است که هرگز جلال دین نتوانست آنرا بپذیرد و او میخواست شمس را زنده بدارد و تا ابد او را باقی نگاه دارد و به خوبی از عهده آن بر می آید
و بخش دیگر آن اثری بی مانند است که حضور شمس در زندگی شخصی مانند جلال دین داشته است که حکایت این دو را بسیار شیرین و شکرین کرده که همه چون مگس ها به این حکایت کشیده میشوند
همایون در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۶:
گفتگوی عاشقانه با شمس که در غزل مشابه دیگر هم آمده است:
در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
نیک مبارک آمدهست این سفرم به جان تو
مربوط به دوره ای پس از شمس است که عشق جلال دین به شمس پدید می آید و پس از آن دوره نوینی در زندگی او آغاز میگردد این رویداد کوچکی نیست و مشابه آن بسیار کمیاب و شاید نایاب باشد
این عشق هر روز در او کار میکند و او را تغییر می دهد و حکایت از اثری بی مانند است که شمس در زندگی او برجای گذاشته است که همواره زنده و جاندار و کارآمدتر می نماید
احمد شامی نژاد در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
در مصرع صبر قفا خورد و به راهی گریخت
عقل بلا دید و به کنجی نشست یعنی عقل بلا و مصیبت عشق را بدید و هیچ چاره و رهایی در قبالش نیافت منظور همین است نه چیز دیگر اینکه عزیزمان گفته عقل بلا و مصیبت دید معنای موافق نمی باشد
احمد شامی نژاد در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
با سلام و عرض ادب و ارادت محضر همه علاقمندان ادب و عرفان
بنده به عنوان یکی از مصنفین کشور پهناور عزیزمان صاحب اثاری چون ( ارمغان سیر و سلوک ، دیوان شامی ،غزلیات ترکی جلد 1 و 2 ، بنام اسلام اما بیگانه از اسلام ، این اعتیاد خانمانسوز نیست ) اکثر عمرم را با ادبیات شعر و شاعری گذرانده ام . در حیطه معنابخشی بهتر است بگویم یک مصرع یا یک بیت شعر می تواند معانی بسیار داشته باشد و نمی توان یک بیت شعر را محدود یا مقید به یک معنا و مفهوم ساخت مثل نهالی است که رو به رشد است تا کجا برسد معلوم نیست انچه مهم و ضرور است رعایت محدوده عقلانی و معنوی است هیچ کسی در هیچ جایگاهی حق ندارد معنایی بر شعر بدهد که مغایر با فرهنگ عقلی و معنوی باشد معنا و مفهوم باید عقل پذیر و معنا بگیر باشد مثلا هیچ کسی حق ندارد با فساد معنی بر مقام و منزلت شعر اسیب زده و اذهان را منحرف نماید محدوده معنابخشی قواعد و ضوابطی دارد که مبتنی بر عقل و شعور و باطن یا همان حقیقت بشر می باشد و خارج از قواعد عمل کردن جنایت ادبی محسوب می گردد . بنده شاید گهگاهی بعضی معانی نابجا و قاعده شکن به چشمش بخورد اگر فرصت داشته باشم ویرایش لازم را انجام داده و صاحب معنا را به مسیر راست می کشانم از همه دوستداران شعر و ادب استدعا دارم احترام متقابل را در حیطه معنا و مفهوم حفظ بدارند اگر کسی از مدار عقلی و حقیقی خارج شود و معنای متضاد ارایه نماید با نهایت مهر و احترام هدایتش فرمایند نباید کوچکترین بی حرمتی در حق مفسرین و معنابگیران اعمال سازند
مسافر در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲:
سلام
این غزل توسط آقای پرویز شهبازی در برنامه 991 گنج حضور به زبان ساده شرح داده شده است
می توانید ویدیو و صوت شرح غزل را در آدرسهای زیر پیدا کنید:
سهیل امانی در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
واقعا تعجب میکنم که چطور مولانا چند صد سال جلوتر از زمان خودش زندگی میکرده. این شعر چقدر زیباست و واقعا به عنوان یه مدرس آموزش تندخوانی کیف کردم.
چو لباس تو درانند لباس وصل می دوز
یا
چو لباس تو دراند تو لباس وصل می دوز
Mahmood Shams در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۳۱ در پاسخ به رند تشنه لب دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
درود خواهش می کنم ، آفرین به توجه شما
که با تامل و دقت از مطلع تا مقطع غزل را می خوانید
و به سادگی عبور نمی کنید که متاسفانه امروزه کم تر دیده میشه
بعضا بدون تمرکز و تامل مثل خواندن خبر سریع گذر می کنند
، اما در پاسخ به شما دوست گرامی دو نکته به ذهنم می رسد
اول این که دیوان حضرت حافظ به دست خود شاعر جمع آوری نشده و بعد از فوت توسط دیگران انجام شده
احتمال داره برخی از کلمات در طول تاریخ و زمان جمع آوری به دلایل مختلف از جمله اشتباه شنیداری و ..... تغییر یافته و عوض شده یعنی در بیت اول شاعر شب قدر سروده و اطرافیان شب وصل شنیده باشند ، دوم اینکه در اکثر غزلیات حافظ انسجام موضوع و مضمون وجود ندارد که یکی از ویژگی های شاعر ، بیتی عاشقانه است ، بیتی دیگر از همان غزل نقد اجتماعی و مقابله با زهد ریایی و دو رویی ، و بیتی دیگر جهان بینی خود شاعر ، یا نصحیت و پندی به مخاطب ، و ارتباط معنایی بین ابیات وجود ندارد و کمتر شاهد انسجام و ارتباط موضوعی بین ابیات هستیم و اکثراً هر بیتی معنی و مضمون مستقلی دارد
عباس جنت در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:
بنامیزد = بنام ایزد
امیررضا چاراستاد در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۱ در پاسخ به سیدجبار مقیمی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
سلام
من رفتم جستجو کردم برنامهای در این تاریخ که نوشتید وجود نداره.
صابر در ۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش یازدهم » (۱۳) حکایت حسن بصری و شمعون:
بسیار عالیست. این داستان را شیخ در تذکرة الاولیاء ذکر کرده اند. کتاب های عطار گنجیست گرانبها
جهن یزداد در ۲ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۱۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴:
خر ان بد گیاهی که نگواردش
همی با خری روز کمتر چرد
بی ان وزن شعر بهم میریزد من این را درست کردم پذیرا نشد ناگزیر اینجا مینویسم تا نیک و بدش دریابند
مهدی شریف در ۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۶ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴: