گنجور

حاشیه‌ها

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۳۹ - مختوم به اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام:

عجب ز حالتِ آنان بوَد ، که هُشیار اند

بابک چندم در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۶ در پاسخ به میلاد کمالی دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر:

که آوخ -> که آخ 

برابر است با اِی آخ 

میگوییم آخ و مینویسیم آوَخ

بابک چندم در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱:

@ پرویز شیخی

دوست گرامی،

آنچه که شما نوشتی سراسر تخیلی/توهمی و جعل تاریخ است، منابعی را هم که آوردی همگی ساختگی/جعلی اند...

۱- روح القدس ساخته و پرداخته مسیحیت ثانویه است و نه حتی مسیحیت اولیه و مرتبط است با عیسی و نه موسی!!!...

آنوقت به بیان شما موسی که روح القدس است!!! در شبهای یلدا (آنهم فقط شب یلدا!!!) در پاسارگاد فرود میامد!!! و نور افشانی میکرد!!! و به کسانی که با او صلح میکردند حیات جاوید عطا میکرد!!!... خودش که حیات جاوید نداشت چطور آنرا بذل و بخشش میکرد؟!!!...برای این دست از محملات فقط باید گفت جل الخالق... 

۲- زبان اوستای کهن مشخص میکند که زمان و مکان زرتشت بسیار دورتر/پیشتر (حدوداً یک هزاره شاید هم بیشتر) از کورش و داریوش است و هیچ ربطی به سرزمینهای ماد و پارس نداشته که او بخواهد بردیا را در سرزمین ماد بکشد یا پاسارگاد در پارس را تخریب کند!!!...

۳-هیچ جا در کتیبه های داریوش، کتاب مقدس شما (چه در تورات یهود و چه در انجیل مسیحیت)، و چه در قران نامی از زرتشت نیامده!!! همچنین در این کتابهای مقدس نیز نامی از بردیا و پاسارگاد هم نیامده!!! در قران هم که نامی از کورش ، بردیا، پاسارگاد نیامده!!!...

۴-داریوش در کتیبه هایش هیچ اشاره ای به تخریب و بازسازی پاسارگاد نمی کند!!! حتی اگر حافظه ام خطا نکند نامی هم از پاسارگاد نیاورده!!!

۵- پاسارگاد شکل یونانی شده پاتراگادا است که معنی آن مشخص نیست و آنهم از الواح یافت شده از تخت جمشید

آمده و نه از کتیبه های داریوش...

۶- در شاهنامه و آثار سعدی، حافظ، و مولوی هم نه نامی از کورش و بردیا و پاسارگاد است و نه نشانی!!!...

۷- آنوقت این معبد مقدس که به گفته شما خانه خدا بوده و در پاسارگاد!!! و هیچ اشاره ای هم در منابع یونانی، اشکانی، ساسانی به خانه خدا بودن آن و معبد مقدس بودنش نشده !!! را محمد رضا شاه برای وصله زدن خودش به کورش تخریب کرد!!! تا بگوید مقبره کورش است؟!!!

عزیز جان به جای تخیلات و توهمات و نوشتن محملات کمی تحقیق و مطالعه به شما توصیه میشود

بابک چندم در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۲۸:

@ پرویز شیخی

دوست گرامی،

آنچه که شما نوشتی سراسر تخیلی/توهمی و جعل تاریخ است، منابعی را هم که آوردی همگی ساختگی/جعلی اند...

۱- روح القدس ساخته و پرداخته مسیحیت ثانویه است و نه حتی مسیحیت اولیه و مرتبط است با عیسی و نه موسی!!!...

آنوقت به بیان شما موسی که روح القدس است!!! در شبهای یلدا (آنهم فقط شب یلدا!!!) در پاسارگاد فرود میامد!!! و نور افشانی میکرد!!! و به کسانی که با او صلح میکردند حیات جاوید عطا میکرد!!!... خودش که حیات جاوید نداشت چطور آنرا بذل و بخشش میکرد؟!!!...برای این دست از محملات فقط باید گفت جل الخالق... 

۲- زبان اوستای کهن مشخص میکند که زمان و مکان زرتشت بسیار دورتر/پیشتر (حدوداً یک هزاره شاید هم بیشتر) از کورش و داریوش است و هیچ ربطی به سرزمینهای ماد و پارس نداشته که او بخواهد بردیا را در سرزمین ماد بکشد یا پاسارگاد در پارس را تخریب کند!!!...

۳-هیچ جا در کتیبه های داریوش، کتاب مقدس شما (چه در تورات یهود و چه در انجیل مسیحیت)، و چه در قران نامی از زرتشت نیامده!!! همچنین در این کتابهای مقدس نیز نامی از بردیا و پاسارگاد هم نیامده!!! در قران هم که نامی از کورش ، بردیا، پاسارگاد نیامده!!!...

۴-داریوش در کتیبه هایش هیچ اشاره ای به تخریب و بازسازی پاسارگاد نمی کند!!! حتی اگر حافظه ام خطا نکند نامی هم از پاسارگاد نیاورده!!!

۵- پاسارگاد شکل یونانی شده پاتراگادا است که معنی آن مشخص نیست و آنهم از الواح یافت شده از تخت جمشید

آمده و نه از کتیبه های داریوش...

۶- در شاهنامه و آثار سعدی، حافظ، و مولوی هم نه نامی از کورش و بردیا و پاسارگاد است و نه نشانی!!!...

۷- آنوقت این معبد مقدس که به گفته شما خانه خدا بوده و در پاسارگاد!!! و هیچ اشاره ای هم در منابع یونانی، اشکانی، ساسانی به خانه خدا بودن آن و معبد مقدس بودنش نشده !!! را محمد رضا شاه برای وصله زدن خودش به کورش تخریب کرد!!! تا بگوید مقبره کورش است؟!!!

عزیز جان به جای تخیلات و توهمات و نوشتن محملات کمی تحقیق و مطالعه به شما توصیه میشود...

Bigsan در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۱۲ در پاسخ به زینب دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:

درود و عرض ادب ،

البته خط نشانه‌ی شخصیت است ولی صفای خط ربطی به آن ندارد ، از نحوه‌ی نوشتار حروف ،  فشار وارد شده بر قلم ، و نوع شکستگی حروف می‌شود تکه‌هایی از شخصیت یک فرد را نه با قطعیت شناخت

میلاد کمالی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر:

معنی کاوخ؟

کیان منصوری در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۸ در پاسخ به آیینه دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:

سلام دوست عزیز. بنده نیز امیدوارم شما بعد دو سال مجددا خیام را بخوانید و عدم اعتقاد ایشان به معاد را درک کنید. من با دوست عزیزی که نظر خود را ۱۳ سال قبل نوشته موافق هستم.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل اول - حکایات کرامات شیخ » حکایت شمارهٔ ۷:

سلام 

 شخ  = زمین سخت 

 ابریق = آفتابه 

چم چم = گیوه 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۲ دربارهٔ محمد بن منور » اسرار التوحید » باب دوم - در وسط حالت شیخ » فصل اول - حکایات کرامات شیخ » حکایت شمارهٔ ۶:

سلام 

  حکایت ارادت حسن مودب به شیخ ابوسعید رحمت الله علیه نکته جالب اینه که میگه به نو مسلمان شدم 

مصطفی سلیمانی در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:

تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر

ور مرا می‌نبری با خود از این خوان تو مرو

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۱۲ در پاسخ به عماد دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » مدح حضرت علی (ع):

عماد جان سلام 

  بصورت اتفاقی حاشیه های این شعر را خواندم  وطبیعی است که با نظر بعضی از دوستان مخالفم وبا گروهی هم رای  این که کوکب خانم فرمودند وتوجیهی که شما فرمودید  خالی از مغالطه نیست  چرا اگر ملاک شما آموزه های قرآنی است وحی  به معنای تفهیم رموزی است پنهانی  وصرفا خاص پیامبران نبوده ومتاسفانه باید گفت که ارسال وحی تنها از سوی خدا هم نبوده ( وحی نفسی)، به عنوان شاهد از قرآن مثالهایی خدمتت ارایه میکنم :

در سوره شوری آیه 13 دین اسلام وباتبع آن خود قران را حاصل وحی دانسته 

 در سوره قصص ایه 7 وایه 38 طه  به مادر موسی وحی شده 

در ایه 11 سوره مایده مخاطب وحی حواریون عیسی (ع) است 

در سوره انفال ایه 12 به ملایکه وحی شده 

ایه 68 سوره نمل دلیل وحی به زنبور عسل است 

در ایه 12 فصلت به اسمان وحی شده  در ایات 4 و5 سوره زلزال به زمین وحی شده 

در ایه 51 شوری ملایکه به انسان وحی میکنند

ایه 11 مریم حضرت زکریا در حال روزه سکوت به مردم وحی میکند خدای را تسبیح کنید 

در ایه 121 سوره انعام شیطان به شیطان ودر ایه 112 همان سوره شیطان به انسان وحی کرده 

 پس به این نتیجه میرسیم که گستره مفهوم وحی بسیار فراتر از استدلال شماست وتوجیهی که متکلمان آورده اند متمایز کردن وحی تشریعی  از سایر وحی هایی است  که در بالا ذکر شد   

در مثالی دیگر در اسرار التوحید  باب دوم  فصل اول حکایت ششم که قابل تامل است در  باب مساله وحی که از شیخ سوال میشودکه پس از پیامبران در وحی بسته شده است ، به حسن مودب اشاره دارد که به او وحی میشود که دستار خود را به درویش مستمند ببخش ولی ایشان تعلل میکند که این موضوع باعث ارادت حسن مودب ، به ابوسعید ابوالخیر میگردد  وبقول خود شما در این یوحی کلی مطلب نهفته است  که قابل بحث است .

البته جهت رفع شبه در انواع وحی ،ناگفته نماند که مثالهای بالا از نظر متکمین به وحی نفسی  ووحی به رسول وپیامبران را وحی نبوی مینامند  وبین آن دو تفاوتهایی را قایل گردیده اند  ومقصود این است که پیامبران به دلیل تزکیه نفس وریاضت شایسته ظهور وتلقی وحی میگردند وگرنه تفاوتی بین نبی وغیر نبی نخواهد بود  وبه زبان دیگر وحی به پیامبران رابطه ای دوسویه است  در مثال های بالا رابطه یک طرفه است وبر هر شخص ،حیوان وجمادی میسر ونازل میگردد   که باعث فضیلت ایشان بر دیگر موجودات مشابه نیست که این خود نیز شاید توجیه ومغالطه ای، بیش از سوی متکمین علوم اسلامی نباشد .

.

  شاد باشی عزیزم

سبحان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه‌گوید:

نسخه صوتی این قصیده (که احتمالا خوش‌ریتم‌ترین شعریه که برای شاهان قاجاری سروده شده) از اینجا بشنوید

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۵۲ - در بیان معرفت الله:

چون شود از خواب بیدار ای عزیز ...

سلام 

  اگر بخواهیم وزن درست بشه بنظر باید  نوشته بشه  "حاصل خوابش نباشد هیچ چیز "

  شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۶ در پاسخ به الف رسته دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و ششم - اکمل‌الدّین گفت مولانا را عاشقم:

درود خدا بر شما دوست گرامی 

  فرمایشات و وجود شما برای این سایت وهمراهان آن نعمتی بی بدیل است .بنده برای شاهد جنس مذکر را متصور بودم معنی شاهد در فرهنگ دهخدا   بر فرمایش شما صحه گذاشته ولیکن در افواه عموم معنی مغبچه و غلام امرد را دارد  چنانکه سعدی میفرماید :

  خرابت کند شاهد خانه کن // برو خانه آباد گردان به زن 

  

  در پناه حق پاینده باشی 

نجیب الله بوری بیگ در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله:

منظور از پیر مغرب شاعر المانوی چیست. ممنون

حسین اهورامهر در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۵۶ در پاسخ به Karma Fr دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۴:

نیاز به اصلاح دارد اصلا مفهومی نمیدهد،خواهشا اصلاح بفرمائید که تعبیر شما از این ابیات چیست؟باسپاس

مهر و ماه در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۲۶ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۴:

درود بر شما 

بیشتر توضیح بفرمایید

چرا فاصله دارد؟

الف رسته در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۱۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و ششم - اکمل‌الدّین گفت مولانا را عاشقم:

از یاسخ شما سپاسگزارم.

متن را با دقت بیشتری بخوانید:

فِی یَدَیْکِ صَنْعَتُکِ

دو بار ضمیر مونث به کار برده است، منطور این است که  رقاصهٔ پیش خلیفه زن بوده است.

نمونهٔ دیگر را در همین کتاب فیه ما فیه فصل بیست و ششم بخوانید.

« درویشی را شا گردی بود. پرای او درویزه می‌کرد. روزی از حاصل درویزه او را طعامی آورد و آن درویش بخورد. شب محتلم شد. پرسید که «این طعام را از پیش که آوردی؟» [گفت «دختری شاهد به من داد.] »

(متن گنجور از روی نسخهٔ فروزانفر است،‌ در متن گنجور دختر شاهد را نگنجانده است ولی در نسخهٔ کاغذی فروزانفر دختر شاهد در داخل قلاب[] گذاشته شده است و در پانویس گفته که در نسخهٔ اساس نیست. دز نسخهٔ چاپی حیدرخانی این عبارت هست.  به گنجور پیشنهاد دادم که هر دو نسخه را در پای صفحه بگنجاند.

شاهد به هرکس زیبارو گفته می‌شده است، چه زن  چه مرد. در روزگاران جدید واژگان را هم مسموم کرده‌اند، گناه شما نیست.

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت /// عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی

حال که ما می‌دانیم که واژگان را هم مسموم میکنند وظیفهٔ ما سنگین تر است و باید که آگاه باشیم و مسمومیت‌ها را درمان بکنیم.

مصطفی محمدپور در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

من تفسیر این شعر رو روز شهادت سردار سلیمانی فهمیدم

سردار سلیمانی محیط فضل و آداب بودن

و با جانفشانی مثل شمع حق رو برای خیلی ها رو شن کردن

ولی خوشون سوختن ولی نتونستن از این شب تاریک غیبت امام زمان عجل الله به صبح ظهور اون حضرت برسن

Khishtan Kh در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ فضولی » دیوان اشعار فارسی » غزلیات » شمارهٔ ۹۶:

 

برد دل ارزان ز من خود دل به ارزانی نبست

زان که آسانش بکف آورد به آسانی شکست

نه شناسم آشنایی نه شناسد آشنایم

گرد راهش بس مرا بر چشم و پیشانی نشست

۱
۶۸۸
۶۸۹
۶۹۰
۶۹۱
۶۹۲
۵۷۲۵