گنجور

حاشیه‌ها

سید دانیال حسینی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱:

دوستان سلام.
بیت یازدهم از نظر وزنی دچار مشکل هستش.
نمیدونم اما احساس می‌کنم واژۀ «ماهی» داخل بیت اضافی باشه.
کسی اطلاعات مشخصی نسبت به این بیت داره؟

فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳ - بنیان کردن آهنگری و صنعت‌های دیگر به دست هوشنگ:

زمانه     ندادَش      زمانی     درنگ

شد آن هوشِ هوشنگِ با فرّ و سنگ

روزگار به هوشنگ حتی یک لحظه هم بیشتر فرصت نداد و هوشنگ با آنهمه شکوه و بزرگی و ارزشمندی از دنیا رفت.

بازرگان>میسان>عراق, ششم ژوئن ۲۰۲۴

John Wick در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۰ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

👍

John Wick در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۴۸ در پاسخ به Allah Mohammad Ayarzada دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

عالی فزمودید

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او:

ای بنازیده به ملک و خاندان

 

نزد عاقل اشتری بر ناودان

 

نقش تن را تا فتاد از بام طشت

 

پیش چشمم کل آت آت گشت

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او:

نجم ثاقب گشته حارس دیوران

 

که بهل دزدی ز احمد سر ستان

 

یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند:

چون شکست او بال آن رای نخست

 

چون نشد هستی بال‌اشکن درست

 

چون قضایش حبل تدبیرت سکست

 

چون نشد بر تو قضای آن درست

 

 یعنی چه ؟

 

کوروش در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس:

چونک هر جزوی بجوید ارتفاق

 

چون بود جان غریب اندر فراق

 

یعنی چه

 

 

دوستدار در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

جناب عباسی فسا، هرگز خویش با کس یا کسان مقایسه نکرده ام، تنها همانندگی من و استاد یاد شده در روستایی بودنمان است همین   "  وگرنه.      میان کمترین با پیر کدکن.       تفاوت از فسا تا تاشکند است

تندرست و شادکام بوید

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

آن سیَه دل ، که گذارَش به سرِ دار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

بت ستائید ز دعویِّ انا الحق ، نیّر،

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

در میان بحث در این مسئله ، بسیار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

نعره ای بر زد و دیوار به یکبار افتاد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۴۴:

دل چُو فانوسِ خیال ، از اثرِ شعله ی شمع،

Elahe Rad در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

همه قبیله من عالمان  دین بودند....

ابن غوغا میکند...

سجاد رنجبر در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۹ در پاسخ به سعید فاضلی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

من کُرد ایرانم هنوز هم بزگتر ها و پدربزرگ ها به دختر خطاب میکنند کُرِم(پسرم) و این براشون احترام گذاشتن و عزیز شمردن اون دختر هست که ریشه در فرهنگ مرد سالار ایران قدیم دارد

سیدمحمد جهانشاهی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:

نیر تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۶۰
                             
مهِل آن روی ، که از پرده پدیدار آید،
ترسم از چشمِ بدِ خلق ، به آزار آید

دام بر چین ، که دگر نیست دلی در همه شهر،
که نه بر حلقۀ زلفِ تو گرفتار آید

ز بَرِ خویش نران ام ، که مگس از سرِ قند،
نروَد ، ور برود ، نیز دگر بار آید

قامت ات کرد قیامیّ و قیامت برخاست،
چه شود آه ندانم ، که به رفتار آید

عقد بر جبهه میفکَن ، که طبیب ات نکند، 
رو ترُش ، چون به سرِ بسترِ بیمار آید

علم الله ، نبرَد نامِ سلامت به زبان،
خسته ای را که ز دَر ، چون تو پرستار آید

ای دلِ غمزده خوابی ، که شب از نیمه گذشت،
وقتِ آن است ، که همسایه به زنهار آید

ای طبیب از سرِ "نیّر" به سلامت بگذر،
کآتش اندر تو نگیرد ، چُو به گفتار آید

امیرمحمد چمن پیرا در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۶ - رای زدن خسرو در کار فرهاد:

بسا بینا که از زر کور گردد بس ...

ای بسا مرد بینا در برابر زر چشم بر‌می‌بندد و نابینا می‌شود و ای بسا شمشیرها که به دادن زر کُند و بی‌زور می‌گردد

۱
۶۳۷
۶۳۸
۶۳۹
۶۴۰
۶۴۱
۵۶۸۹