یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
میسپارم به تو از چشمِ حسودِ چَمَنَش
گرچه از کویِ وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفتِ دورِ فلک از جان و تَنَش
گر به سرمنزل سلمی رَسی ای بادِ صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز مَنَش
به ادب نافه گشایی کن از آن زلفِ سیاه
جای دلهای عزیز است به هم بر مَزَنَش
گو دلم حقِّ وفا با خط و خالت دارد
محترم دار در آن طُرِّهٔ عَنبرشِکَنَش
در مقامی که به یادِ لبِ او مِی نوشند
سِفله آن مست، که باشد خبر از خویشتنش
عِرض و مال از درِ میخانه نشاید اندوخت
هر که این آب خورَد رَخْت به دریا فِکَنَش
هر که ترسد ز ملال اندُهِ عشقش نه حلال
سَرِ ما و قدمش یا لبِ ما و دهنش
شعرِ حافظ همه بیتُ الْغَزَلِ معرفت است
آفرین بر نَفَسِ دلکَش و لطفِ سخنش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، حافظ به زیبایی و لطافت عشق اشاره میکند و از محبوب خود که به او سپردهاند، میخواهد از گزند حسودان دور بماند. او از باد صبا میخواهد تا سلامش را به محبوب برساند و به زلف سیاه او اشاره میکند که دلهای عزیز در آنجا قرار دارد. حافظ تاکید میکند که در عشق، شخص باید به یاد محبوبش باشد و نسبت به آن وفادار بماند. او به اهمیت عشق و معشوق در زندگی انسانها اشاره کرده و در نهایت، به نوعی ذات شعر خود را بیان میکند که معرفت و زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: خداوندا، این گل ناز و خندان که به من سپردی، حالا آن را به تو میسپارم تا از چشم حسودان و بدخواهانی که دور و برش هستند، حفظ شود.
هوش مصنوعی: هرچند که از مسیر وفا به دوریهای بسیاری رفته، اما باد بلا و ناپایداریهای فلک از روح و جسم او دور است.
هوش مصنوعی: اگر به خانهی سلمی برسی، ای نسیم صبح، برایم امید دارم که پیامی از من به او برسانی.
هوش مصنوعی: به خاطر ادب و نزاکت، از آن موهای سیاه که جایگاه قلبهای عزیز است، دوری کن و به آن آسیب نزن.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیباییهای تو، حق وفاداری دارد. پس باید این موهای خوشبو و عطرآگین تو را محترم بشماری.
هوش مصنوعی: در جایی که به خاطر یاد لب آن محبوب مشروب مینوشند، افرادی نادان و بیخبر از خودشان مست هستند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در میخانه به فریب مشغول شود، نباید به جمعآوری مال و ثروت بپردازد؛ زیرا پس از نوشیدن این آب، باید تمام آمال و آرزوهای خود را بر باد بدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که از غم و ناراحتی عشق میترسد، نمیتواند به راحتی دل و قدم ما را بپذیرد، یا لب و زبان ما را درک کند.
هوش مصنوعی: شعر حافظ در حقیقت ترکیبی از عشق و دانش است. باید به وجود او و زیباترین کلماتش تبریک گفت که دل را به سمت خود جذب میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
سخن قند، مگو با لب شکر شکنش
گر زند با دهنش پسته ز بی مغزی لاف
هر که بیند شکند با لب و دندان دهنش
ای صبا، گوی ز من غنچه تر دامن را
[...]
آنک جز نام نیابند نشان از دهنش
بر زبان کی گذرد نام یک همچو منش
راستی را که شنیدست بدینسان سروی
که دمد سنبل سیراب ز برگ سمنش
هر که در چین سر زلف بتان آویزد
[...]
دال زلف و الف قامت و بیم دهنش
هرسه دامند و بدان صید جهانی چو منش
نتوانست نبا را ز میانش پوشید
آن قبا بود و بریده به ند پیرهنش
با همه دامن پاکیزه چو گل جز به خیال
[...]
ای اجل مهلت من ده که ببوسم دامنش
دشمنم نیزمکش تا بکشد رشگ منش
چون شکایت کنم از دوست که خون ریخت مرا
هرکه شد کشته ز معشوق نباشد سخنش
دهنش گفت که دردت کنم از بوسه دوا
[...]
یارب آن سرو که پرورده ای از اشک منش
آفت صرصر بیگانه ببر از چمنش
خاتم لعل سلیمانی او باز آورد
پیش از آن دم که برد آب و صفا اهرمنش
عشق شوریدگیم می طلبد می ترسم
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.