گنجور

حاشیه‌ها

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در ستایش شاه شیخ ابواسحاق:

مصرع دوم بیت یکی به آخر مانده با مصرع دوم این بیت سعدی مشابهت دارد:
«توحاکم همه آفاق و آن که حاکم توست
ز تخت و بخت و جوانی و ملک برخوردار»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۹ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۴ - در تضمین مطلع یکی از قصاید سعدی گوید:

مصاریع دوم نقل قول از سعدی هستند:
مواعظ » قصاید » قصیده شماره 25 - در وصف بهار

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:

مصرعهای دوم بیتهای آخر و یکی به آخر مانده نقل قول از قصیده‏ای از سعدی است با این مطلع:
«جهان بر آب نهادست و زندگی بر باد
غلام همت آنم که دل بر او ننهاد»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

مصرع های دوم بیتهای 5 و 6 نقل قول از این غزل معروف سعدی هستند:
«می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:

عبید در این شعر از این غزل سعدی استقبال کرده:
«هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر
که من از دست تو فردا بروم جای دگر
...
بازگویم نه که دوران حیات این همه نیست
سعدی امروز تحمل کن و فردای دگر»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - در مدح شاه شیخ جمال‌الدین ابواسحق اینجو:

مصرع دوم بیت هفتم از سعدی است:
«در عهد لیلی این همه مجنون نبوده‌اند
وین فتنه برنخاست که در روزگار اوست»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح جلال‌الدین شاه شجاع مظفری و فتح اصفهان:

مصرع دوم بیت هشتم از سعدی است:
«دعات گفتم و دشنام اگر دهی سهل است
که با شکردهنان خوش بود سؤال و جواب»

 

khalil moetamed در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۳۳ - گفتگوی خسرو و شیرین:

بخش 33 بیت های :
5- بادشه >>>> پادشه
10- چونتوان >>> چون توان
12- کز و چو نمی گدازد>> کزو چون می گدازد.
16- بخود >>>> بخود راه
18- بران >>>>> بر آن
19- تازان >>>> تا زان
30- چو بد خودوست >>> چو بدخو دوست
---
پاسخ: با تشکر، مطابق فرموده اصلاح شد، ضمن آن که در مورد بیت 5 شاید «باد شه» درست باشد.

 

khalil moetamed در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۳۲ - رفتن خسرو به سوی قصر شیرین و در بستن شیرین به روی خسرو:

بخش 32 بیت های :
2= خانه زاغ>>>> خانه ی زاغ
5= براورد >>>> بر آورد
6= در برداشت >>> در بر داشت
8= با رگی >>>> بارگی ؟
11= برامد >>>> بر آمد
22= بر سر و گلندام >>> بر سرو گلندام
38= فروماندند >>>> فرو ماندند
---
پاسخ: با تشکر، مطابق پیشنهادهای شما جایگزین شد.

 

khalil moetamed در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۸۷، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » خسرو و شیرین » بخش ۳۱ - مناجات شیرین در شب فراق:

بخش 31 بیت های:
16= در نگست >>>> درنگست
27= براری >>>> بر آری . همچنین 30
33= پرده ه >>>> پرده ی
43= دراید >>>> در آید
49= بر اور >>>> بر آور
---
پاسخ: با تشکر، اصلاح شد.

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:

مصرع دوم بیت نخستین مصرعی از خسرو و شیرین نظامی است:
«پری پیکر نگار پرنیان پوش
بت سنگین دل سیمین بنا گوش»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

مصرع اول بیت ششم، مصرع اول بیتی از سعدی است:
«صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

مصرع دوم بیت پنجم از آن سعدی است:
«سر از کمند تو سعدی به هیچ روی نتابد
اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی»

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:

مصرع دوم بیت سوم از آن سعدی است:
«سعدی تو کیستی که دم دوستی زنی
دعوی بندگی کن و اقرار چاکری»
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل 543

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

مصرع دوم بیت یکی مانده به آخر از آن سعدی است:
«کجا خود شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزاری ندارم»
مواعظ » مثنویات » شماره 32

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:

مصرع دوم بیت دوم مطلع یکی از غزلهای سعدی است:
«به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم»
غزل 365

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶:

مصرع دوم بیت هشتم با تفاوت در فعل از آن سعدی است:
«هفتاد زلت از نظر خلق در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنیم»
غزل 51

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۳۹:

مصرع آخر بیت آخر از آن سعدی است که حافظ نیز از آن استقبال کرده. غزل 115 از سعدی و غزل 373 از غزلیات حافظ را ببینید.

 

حمیدرضا در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

مصرع دوم بیت چهارم با تفاوت در فعل جمله از آن خواجوی کرمانی است:
«تا ببینند مگر نور تجلی جمال
همچو موسی ارنی گوی به میقات آیند»
غزل شماره‏ی 404
----
اَر ِ نی: اشاره است به آیه‏ی 143 سوره‏ی اعراف:
ولمّا جاء موسی لمیقاتنا و کلّمه ربّه قال: «ربِّ! أرنی، أنظر إلیک» قال: «لن ترانی ...»

 

پیام بهرامیان در ‫۱۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن‌الدین قلج طمغاج خان پسرخواندهٔ سلطان سنجر:

این قصیده ی غم انگیز استمداد عاجزانه ی اهالی ایران و خصوصا خراسان از خاقان طمغاج خان سمرقند است که در پی قتل عام هولناک ایرانیان بدست ترکان غز سروده شده است.واقعه یورش غزان به ایران در دوره ی سلجوقی و کشتن سلطان سنجر و قصد تخریب پایتخت ایران سلجوقی-اصفهان- با خون های بسیاری از ایرانیان همراه می شود که انوری ایشان را شهیدان میخوانند.در این شعر اندوهناک در پاره ای جاها سختی و اشکال در خواندن مشاهده میشود که البته از لحاظ وزنی یا عروضی اشکالی ندارد اما میتوانست بهتر سروده شود اما شخص انوری که از تواناترین شعرای ایران است(اگر برترین نباشد) بابت این در ابیات پایانی عذرخواهی کرده و میگوید که قصیده را در حالت اضطرار و تعجیل نوشته است نوشته است.که شاید مسافری عازم سمرقند یافته است و عاجلانه شعر را سروده و دست او سپرده است.بهر روی تصویری که انوری از حمله غزان میدهد بیش از حد تاسف بار و مشمئزکننده است.و او با استادی از پس این کار برآمد.

 

۱
۵۰۴۳
۵۰۴۴
۵۰۴۵
۵۰۴۶
۵۰۴۷
۵۰۸۷
sunny dark_mode