گنجور

حاشیه‌ها

کسرا در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۰ در پاسخ به علیرضا زرین آرا دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۲:

آوازخوانی بانو هنگامه اخوان در سوگ استاد بنان با همراهی نی محمد موسوی. در سومین روز درگذشت استاد و در منزل ایشان.
در نسخه طولانی تر این آواز سوزناک به دلیل گریه‌های بانو اخوان ناتمام می‌مانَد...

شهریار آریایی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

در مصراع دوّم از بیت دوّم، می‌گوید:

که حریفان ز "مُل" و من ز "تأمُّل" مستم

می‌خواسته "مُل" و "تامُّل" هم‌آهنگ باشند و به خیال خودش شیرین‌کاریِ ادبی بکنه؛ ولی این خیلی خُنَک است و اصلا جالب نیست.

مجتبی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

یک زن قابل تحسین در آسمان ادبی ایران زمین.

پروین بی نظیر است.

عباس جنت در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

شمعدان 18 شمع درویشان، نمادی عرفانی و معنوی در ادبیات و فرهنگ صوفیه و عرفان ایرانی است. این شمعدان که به‌طور استعاری و نمادین توصیف می‌شود، اشاره به "18 مرتبه یا مقام معنوی" دارد که عارفان و درویشان در سلوک و سفر روحانی خود طی می‌کنند.

عدد 18 در فرهنگ عرفانی و فلسفی، مفاهیم خاصی را در بر می‌گیرد. برخی تفاسیر آن عبارت‌اند از:

رمز کمال انسانی: عدد 18 می‌تواند به 18 گام یا مرتبه کمال در مسیر سلوک عرفانی اشاره کند. مراحل معرفت: در عرفان، هر گام در مسیر حقیقت و معرفت، نیازمند نور و هدایت است. شمعدان با 18 شمع نماد این نور و هدایت در مراحل مختلف سلوک است. اشاره به مراتب عشق الهی: برای درویشان و اهل عرفان، عشق به خداوند اصلی‌ترین مسیر سلوک است، و هر شمع می‌تواند به منزله نوری باشد که قلب عاشق را روشن می‌کند.

همچنین، شمعدان به‌طور کلی در نمادپردازی عرفانی، استعاره‌ای از "نور حقیقت" و "روشنگری دل" است که سالک طریق با طی مراحل مختلف به آن دست می‌یابد.

در عرفان و تصوف، هیجده گام یا مرتبه کمال می‌تواند نمادی از مسیر معنوی سالک برای رسیدن به حقیقت و کمال باشد. این مراتب بسته به مکتب عرفانی و تفاسیر مختلف متفاوت است، اما در ادامه به تفسیری رایج از 18 مرحله کمال در عرفان اشاره می‌کنیم:

طلب – آغاز سفر درونی با خواستن حقیقت و نزدیکی به حق. عشق – بیدار شدن عشق به خداوند در دل سالک. معرفت – آگاهی و شناخت حقیقی از خداوند و هستی. استغنا – بی‌نیازی از غیر خداوند. توحید – درک یگانگی و وحدت مطلق خداوند. حیرت – سرگشتگی و حیرت در عظمت و بی‌کرانگی حق. فقر – فقر در برابر حق، به معنای تهی شدن از خود و وابستگی‌ها. زهد – ترک دلبستگی‌های دنیوی و ظاهری. صبر – بردباری و شکیبایی در برابر سختی‌های مسیر. رضا – راضی بودن به خواست و مشیت الهی. تسلیم – واگذاری کامل امور به خداوند. یقین – رسیدن به اطمینان قلبی و معرفت یقینی. مراقبه – توجه دائمی به خداوند و حضور او. محبت – عشق ورزیدن و محبتی خالصانه به خدا و خلایق. قرب – نزدیکی به حق و درک حضور او. فنا – محو شدن خود در حق و از میان رفتن نفس. بقا – باقی ماندن در حضور حق و با حق زیستن. وصل – رسیدن به وصال و اتحاد با حقیقت مطلق.

توضیحات تکمیلی

این مراتب به‌طور دقیق در هر مکتب عرفانی ممکن است تفاوت‌هایی داشته باشد. در آثار بزرگان عرفان مانند مولانا، عطار نیشابوری و ابن عربی، این مراتب به‌گونه‌های مختلفی شرح داده شده‌اند. در بسیاری از اشعار و متون، این گام‌ها استعاره‌ای برای تکامل روحی و معنوی انسان در مسیر رسیدن به حق مطلق است.

 

محمدعلی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

شعر در فضای کاملا ملکوتی است. اگر چه تفسیر های ادبی تا حدودی کمک می کند ولی تمام قصه نیست. مولانا عارف است و تا شما در افق فهم او قرار نگیرید متوجه نمی شوید چه می گوید... همدلی از همزبانی بهتر است.

اگر مولانا زنده بود صد ها هزار بار این غزل را با صدای شجریان گوش می کرد

عرفان ربیعی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

سلام و عرض ادب

جسارتا در بیت ۶ام یک خطا وجود دارد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود/ او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد.که در سایت خدارا نوشته شده

 

نیما در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۰ در پاسخ به ابراهیم خضرایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

البته «از ظنِّ خود». ذن مکتبی در بودیسمه.

زهره زیدآبادی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۰:

سلام این شعر زیبا رو استاد مزدافر مومنی در یک سمینار  توضیح دادن 

برای دیدن سمینار کامل میتونید به کانال یوتیوب ایشون مراجعه کنید پیوند به وبگاه بیرونی

سیروس م در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۵۵ در پاسخ به Mebia دربارهٔ ایرج میرزا » قطعه‌ها » شمارهٔ ۳۶ - تصویر زن:

بله. البته با واو هم درسته. مشروط بر اینکه بگیم این غفلت در گذشته رخ داده و تمام و به همین دلیل مردم مثل ددان اختیار از کف دادند. که باتوجه به شعر که حاکی از اینست که سریع این ایراد برطرف شده. پس باز باید گفت که با ویرگول درسته، چون نگذاشتند غفلت بشه. و شاعر میگه اگر می‌کردند، چنین میشد که این معنا، متضمن همان با مکث ملیح خوندن شعر هست.🙏

Laya Toghyani در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام ...

محمد خراسانی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ ادیب صابر » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۷۰:

این شعر در تازیانه های سلوک کدکنی  به نام سنایی آمده است 

فضل احمد نصرت در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:

جوی بوی مولیان آید همی
سلام گرم از کابل به تمام همزبانان عزیزم که در هر گوشه و کنار این کره ای خاکی زندگی میکنند.
نصرت.

نعمت اله آبشنگ در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

درود ازمطالب زیبای شما بهرمند شدیم 

 

 

محمدمتین عبدالهی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ رهی معیری » ترانه‌ها و نغمه‌ها » شمارهٔ ۲۹ - وای از شب من:

درودها پیشکش به رهی ، همایون خرم ،الهه و ارکستر بزرگ گلها که این نغمات را به گوش جانمان رساندند...

درودها...

محمد هارون صادقی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۷:

با عرض سلام و تقدیم احترامات به دست اندرکاران سایت وزین گنجور
طوریکه مشاهده میگردد در بیت سوم « حیرتی زان جلوه (ستازد) به میدان خیال» کلمه ستازد معنی مفید ندارد به نظر من به جایی ستازد کلمه سازد با معنی مفید ارائه میگردد لطفاً به ویرایش آن بپردازید. 

حسین رضایی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

استاد شجریان این غزل رو به زیبایی خوندند.

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۴۴ در پاسخ به اسرار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

سلام 

  هردم از این باغ بری میرسد 

نغز تر از نغزتری میرسد 

 عزیزم برداشت شما اشتباه است چون در متن شعر عدد 14 آمده که نمیشود به چهارده معصوم اطلاق شود واصلا ربطی به واقعه کربلا وسایر موارد که فرمودی نداره این نظر شخصی وبرداشت شماست .

الهام زارعی در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۲۱:

الهی کار آن دارد که با تو کاری دارد، یار آن دارد که چون تو یاری دارد، او که در هر دو جهان ترا دارد هرگز کی تو را بگذارد.

  مناجات نامه شماره ۲۱

امیرعلی داودپور در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

در فراخوانی و مرور این شعر ایشان مجددا به حضور و خدمت جناب مولانا رسیدیم.

مطلب زیر در مقاله ای با عنوان غزه یا غزا نوشته شده است، با آن مقدمه به بحث دوزخ گرسنگان خواهیم پرداخت، قبلا در بالابلاگ حکمت ایران مفاهیم ناراکا (دوزخ) و پرتا (ارواح گرسنه ) را توضیح داده بودیم، مفاهیم دوزخ در آیین های گنوسی مانند بودایی به نوعی کارما یعنی پادافره مستقیم عمل میپردازد. یعنی گرسنگی دادن معادل همان گرسنگی کشیدن در جهانهای زیرین (نام دیگر زندگی پس از مرگ) و البته به مدتی نامحدود است. البته با تبیین موضوع مسیح یعنی نجات دهنده ، اینگونه نیست که دوزخ گرسنگی تا ابد بماند. دلیل گرسنگی کشیدن بودا، مسیح و سالکین (از جمله در خان فقر) میتواند گذر از این مرحله روحانی یعنی نجات بخشی به روان کسانی باشد که در فقر و گرسنگی دوزخ فرو افتاده اند.

روح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان را

گلستان ساز زندان را، برین ارواح زندانی (مولانا)

به صورت خلاصه ولی پیچیده آن رنج که در غزه مشاهده میشود میتواند گشوده شدن، نجات بخشیدن و همزمان فرو افتادن برخی به دوزخ گرسنگی و گرسنگان باشد.

هرمنوتیک دوزخ های دیگر

آیا دوزخ های جنایت و آدمکشی با دوزخ گرسنگی یکیست؟ میتواند یکی باشد، هولوکاست و نسل کشی غزه به نحو شگفت انگیزی یکسان است ، با متولیانی که از یک سرزمین آمده اند. اعمال یکسانی را مرتکب شده اند و اتفاقا این بار حربه و سلاح جهانی اقتصاد را در دست دارند. زنده هستند ، زندگی میکنند و اسراف میکنند ولی به جهان دیگر یعنی خاورمیانه وارد شده اند. خاورمیانه از لحاظ فکری و معنوی جهان دیگریست که نوعا اعتقاد به الهیات در خون و رگ مردم آن بوده است. تفاوت این الهیات با پیشرفت های تکنولوژیک غربی آنست که خدا در زندگی روزانه مردم حضور دارد و ورود کسانی که از نام خدا سواستفاده کرده اند به این پلاتو و عرصه است. دوزخ های دیگری مانند زامبی ها ، خونخواران، سواستفاده کنندگان از کودکان، متجاوزان و مانند آن نیز قطعا وجود دارد که پیدایش مسیح میتواند ارواح حاضر در آنها را متحول کند و نتایج نوعی آن در زمین به صورتی دیگر دیده میگردد.

شاعران ایرانی و مسیحا

بدین مفتاح کآوردم، گشاده گر نشد مخزن

کلیدی دیگرش سازم، به ترجیعش کنم روشن (مولوی)

خوبان پارسی‌گو، بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را (حافظ)

شعرای ایرانی در سیر و تحول روانی و معنوی خود وادی های از جمله فقر و فنا و بدنامی را طی کرده و مفاهیم دوزخ را دانسته اند. این فقر و فنا و بدنامی نه به دلیل بدکاری آنان بلکه به دلیل خاصیت مسیحایی آنان بوده است که طی طریق روان کرده اند. آنان به جایگاهی رسیده اند که ارواح هزاران سال انتظار گذر مسیحایی و نجات بخشی مانند آنان را میکرده اند و فلسفه مهدویت و انتظار نیست همین است. از جمله مفهوم روزه داری و فقر شعرای پارسی نیز همین بوده است. زیرا آن گرسنگی نان مسیحاست.
لزوما ارواح نو شده دوباره نمیتوانند مانند آدمی زندگی کنند (هرچند ممکن است به دلیل شدت نیکی و شدت انوار و رحمت الهی مسیحایی صورت انسانی گیرند) بلکه احتمالا از مرحله فنا به نوعی زندگی نامی ، جمادی، حیوانی بازگردند .

پانوشت» توضیحات در این متون میتواند برداشتی معنوی از مجموعه ای از متون مذهبی ، معنویات و سلوک شاعران و عارفان ایرانی، بودایی و مسیحی باشد و لزوما نمیتوان چنان برداشتی را به ثبوت رساند هرچند ثبوت آن فقط برای پوینده و سالک قابل استناد است (دین شخصیست)

 

 

فاطمه قوی نیت در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۶ آذر ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

من از آن حُسن روزافزون که یوسف داست دانستم

که عشق از پرده‌ی عصمت ، برون آرَد زلیخا را 

حُسن روز افزون
یعنی زیبایی و حُسنی که هر روز و بلکه هر لحظه بیشتر و بیشتر از قبل می‌شود.

وقتی امروز بهتر از دیروز است؛ قطعاً فردا بهتر از امروز می‌شود.

🔸نکته:
اگر هر چیزی را که امروز داریم، بهتر و بیشتر از دیروز بدانیم، بهتر و بیشتر خواهد شد.

طبق فرمایش عرفا حال خوب را در تمام لحظات تداوم ببخشیم تا با تکرار آن، حال به مقام تبدیل شود.

زلیخا
زلیخا نام همسر عزیز مصر و نامش راعیل بود. زُلیخا مونث اَزَلَخ که از ریشه زَلَخ  به معنی جای لغزیدن پا است. چون زلیخا جمال و زیبایی زیادی داشت و محل لغزیدن پای عقل بینندگان بود به زلیخا معروف شد. #دهخدا

مفهوم بیت:
✅ من از آن زیبایی روزافزون یوسف حتم داشتم که ظرفیت زلیخا تاب تحمل آن زیبایی را نخواهد آورد و پاکدامنی زلیخا در عشق او خدشه دار شده و در عشق به یوسف، مشهور خواهد شد.

۱
۴۴۳
۴۴۴
۴۴۵
۴۴۶
۴۴۷
۵۶۹۱