ش-پناهی در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
این شعر روح انگیز و ملکوتی مرا به یاد صحنه قتل امیرکبیر می اندازد، به خصوص آن صحنه که رگ دست امیر را می زنند و این بخش از شعر پخش می شود "بمیرید، بمیرید، در این عشق بمیرید، در این عشق چو مردید، همه روح پذیرید" به یاد امیر کبیر، این بزرگمرد بی نظیر، این شعر را گوش می دادم و اشک هایم جاری بود. درود به روان پاک امیر و خوشا به سعادتش که با این عشق و در این عشق مرد، با شرافت زیست و با عزت و شرافت به شهادت رسید. روح امیرکبیر و مولانا، این مردان پاک خدا، غریق رحمت الهی باد.
علو در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۴۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
جناب یکی،
آنان که به فارسی سخن میرانند
در معرض دال ذال را ننشانند
ذال از حروف الفبای فارسی است و نه عربی
ازاینرو ذال و ز دو حرف متفاوتند و شما ار نمی دانید
فارسی زبان نیستید و حق ندارید در باب زبان ما اظهار نظر فرمایید.
دو دیگر که که هلو وو را به مانای هلو نگرفته ام به همان مانای انگلیسی که شما غرب زدگان پذیرفته اید
به کار برده ام.
تندرست و شادکام بوید.
ش-پناهی در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶ - به یاد مرحوم میرزاده عشقی:
روح پاک میرزاده عزیز، این شهید پاکباز راه وطن، شاد و غریق رحمت باد. روح بزرگ استاد شهریار نیز غریق رحمت که این شعر بسیار زیبا را در رثای عشقی سرودند، نام هر دو شاعر گرانقدر و نازنین بر تارک درخشان ادب و هنر ایران عزیزمان پاینده و جاوید باد.
علیرضا قراباغی در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
رامشگر ده بیت درباره ی مازندران خوانده است. سه بیت پایانی، زمان، مکان، و انسانها را همگانی می کند (تعمیم می دهد):
همه ساله
همه کشور
همه نامداران
هفت بیت دیگر می ماند. در 5 بیت آن، "همیشه" آمده است!
فردوسی را نکته سنج تر از آن می دانم که بی هیچ هدفی چنین سروده باشد.
شاید چیزی، جاودانگی ایران را تهدید می کرده است؟ یک پدیده ی طبیعی؟ یک کاستی درونی؟ یک خطر بیرونی؟
می افزایم که حتی گل هایی هم که فردوسی در آن "مازندرانی سرود" آورده، آگاهانه و همسو با همان نشان دادن "جاودانگی" و "نامیرایی" بوده است: لاله و سنبل! دو گل که پیاز دارند نه بوته، یعنی اگر یک پیاز آنها کاشته شود، یک گل میدهد و پس از چند روز، دیگر گل ندارد. مانند رز، میخک، نسترن، یاس و ... نیست که هنوز یک گل پژمرده نشده، غنچه های دیگر می دهد.
برای آن که بیشتر از ده روز سوسن و لاله داشته باشید، باید دوباره پیازهای تازه ی آنها را بکارید! این که جایی همیشه لاله و سنبل داشته باشد، به زیبایی بهار جاودان و نو شونده را نشان می دهد.
یکی در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
منظورم از مقاله، ملاقه بود.
عبو هم همان عبور.
با طلب بخشش از اساتید فارسی شناس
علو در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
یکی،
فرققققی نداشته باشد 0( قاف کرمانی 8 نقطه دارد)
به ققققوت خدش باقققققی بماند .
از آنجا که باید و نباید گنجور به دست با کفایت شما سپرده شده است رفع زحمت میکنم جناب هلوووو . بنا می گذارند و نه می گزارند ( میبینید که بی کارایی هم نبود آقای فارسی دان)
کمال در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۰۳:
ج.آ: 9378
رضا رحیم پور در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
با سلام من این شعر رو از دوران مدرسه یادمه این بیت گمونم جا افتاده یا ....
همی گفت و در روضه ها می چمید
کزان خار بر من چه گلها دمید
حسین در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
چه لهجه ی شیرینی ست لهجه ی کرمانی
ممنون
خوشحال می شوم با این گفتار شیرین بیشتر آشنا شوم
من دوست کرمانی داشته ام ولی هیچگاه به زبان محلی صحبت نمی کرد
همه ی لهجه های ایرانی شکر است
کسرا در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۷:
اجرای آواز این شعر با صدای استاد قوامی در برنامه شماره 64 برگ سبز
محمود در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:
با درود،
با توجّه به اندیشهها و آرای فلسفی و اجتماعی و مدارج علمی و شیوة خیّام، بعید به نظر میرسد که این رباعی اصالت داشته باشد و دانشیمردی چون خیّام، به مسایل جهان پیرامون خود اینگونه سطحی و بیمایه نگریسته باشد. بهویژه وجود نسخه بدلهای گوناگون این شعر و اشتباه فاحشی که در خصوص صورت فلکی پروین در شعر وجود دارد و تخصّص عمیق خیّام در نجوم و ریاضیّات در زمان خود، مؤیّد دیدگاه اصالت نداشتن این شعر است. به نظر میرسد کسی با دیدگاه سطحینگرانه و دانشی اندکک این شعر را سروده است و به خیّام منسوب کرده است و کسان دیگری در صدد تصحیح آن برآمدهاند.
حسین در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۲:
آّقا یکی
از افاضات ادبی شما بهره ها بردم
خدا را شکر که از اینگونه اطلاعات و مطالعات محروم بوده ام
من از ادب تنها این آموخته ام که به بانویی فرهیخته نگویم: ” اگر مقداری مطالعات ادبیاتی را افزایش دهید “
و تشخیص بدهم نامهای بانوان را از آقایان
با ادبیاتتان خوب و خوش باشید
علو در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۱۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:
جناب یکی!!!!
کرمونیا زبون جدا گونه ندارن لجه دارن و از قضا بسیاری از واژه های زیبای فارسی را فراموش نکرده درگفتگو به کار میگیرند.
ببخشین به یاد شعر سعدی افتادم:
یکی بر سر شاخ و بن میبرید
خداوند بستان.........امید شما او یکی نباشین
یکی در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۲:
در طبع نکوخواه تو نوری و سروری
در مغز بداندیش تو ناری و دخانی
مسعود سعد
یکی در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱۲:
تا نباشد به رنگ روز چو شب
تا نباشد به فعل نور چو نار
شب اعدات را مباد کران
روز شادیت را مباد کنار
پای بدگوی حاسدت در بند
سر بدخواه و دشمنت بر دار
انوری
احمد ناظری در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر
بجای اگر، بگویید دگر.. اینطور بهتر است.
احمد ناظری در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۱۷۲ - حیات جاوید:
اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر
این، اگر اول بیت، یعنی چه؟چنانچه غلط املایی است، درستش چیست؟
یکی در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر:
غزل؟
یکی در ۱۰ سال قبل، سهشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر:
انوری بگم خدا چکارت نکنه.
از همون مصرع اول بیت اول معلوم بود که مقطع غزل به کجا ختم میشه.
محمد طاها کوشان mkushantaha@yahoo.com در ۱۰ سال قبل، چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶: