گنجور

حاشیه‌ها

نگار . ف در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۳:

اگه یک نفر تو دنیا وجود داشته باشه که بدونه /حمیدرضا گوهری چی گفت ب احتمال هفتاد درصد منم ...!
#درد مشترک
شمس دیوانه کنندس
نمیدونم تا ب حال شده برای کسی که ندیدین دلتنگ بشین؟
این همون حس من ب شمس و مولاناست..
لعنتی کاش میشد از زمان گذر کرد..کاش

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

حسن سلطانی جان
اشتباه است
فروغی نام شاعر است
نمی گوید فروغ خط آن ماه ، خطاب به خودش می گوید ای فروغی تا خط آن ماه سر زد.
تا بر میگردد به بعد از فروغی
زنده باشی

hasan soltani در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

بیت اخر اینگونه مناسب تر است:
تا فروغ خط آن ماه درخشان سر زد
فارغم روز و شب از فتنه دور قمری
وزن را فدای تخلص کرده!

hasan soltani در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

f\بیت 4 از اخر اینگونه صحیح است:
شهرهٔ شهر شدیم از نظر همت شاه
تو به خوش منظری و بنده به صاحب نظری

میترا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

درجواب به دوستی که می گوید همه از مردن می نویسند اما نمی گویند چگونه شاید بد نباشد خاطرنشان کنم - مولانا خود درتمام اشعارمثنوی چگونگی و روش مردن را شرح می دهد. مثلا درجایی می گوید
معنی طوطی ز مردن بد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
یا صبر کردن بر درد های روحی و روانی ناشی از تحقیر شدن منیت و هویت مان و دفاع نکردن از خود
درحقیقت هر عدو داروی توست
کیمیای نافع و دلجوی توست
صبر بر نااهل اهلان را جلی است
صبر صافی می کند هرجا دلی است
شکل دیگر و مهمی از مردن گذشتن از تعلقات است یعنی هرچه که به آن علاقه داریم از زن و فرزند و مال و شغل و ابرو گرفته تا هوش و زیرکی و ارزش هایی که باعث تشخص و هویت -من - می شوند
لیک مقصود ازل تسلیم توست
ای مسلمان بایدت تسلیم جست
یا در ابیات بی شماری درباره نیستی و عدم می فرماید که
چون حق گول جستست است و عقل سلیم
دلا زیرکی می کنی احمقی
تنهابا تسلیم و رها کردن تدبیرهای عقلانی و هوش و حواس و علم و آگاهی ات می توانی بمیری - چون این اجزا که نام برده شده تشکیل دهنده منیت یا خود - درانسان هستند که باید کشته شود. این خودکشی یا نفس کشی یا مردن از نظر مولانا ست تا جایی که من فهمیده ام.

میر ذبیح الله تاتار در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
من بیم آنرا دارم که به هنگام پرسش وپاسخ روز رستاخیز ، نان حلالی را که شیخ
(از محل جیره موقوفات مدرسه تحت نام مهتمم و.... ) خورده است امتیاز وفضیلتی از شراب حرامی که ما خورده ایم نداشته باشد.

میر ذبیح الله تاتار در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

درود به حضرت لسان الغیب

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

عسک -> است

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

یار کسی‌ عسک در حد و قوارهٔ همیار (با یاور اشتباه نگیرید). اگر حافظ از خداوند بخواهد یار او باشد، در این صورت حافظ خداوند را در اندازهٔ شخصی‌ چون خودش پایین آورده است که قابل قبول نیست.
بیت بعدی که اشاره کردم بهتر موضوع را می‌رساند "یا ربّ این کعبه مقصود تماشاگه کیست؟" تماشاگه مقصود و ربّ نمیتوانند یکی‌ باشند.
بیت آخر هم موضوع کلی‌ این غزل را مشخص می‌کند که مربوط به مدح یک سلطان است (نه معشوق الهی) که حافظ او را در حد پرویز بالا برده است.

کمال در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

4402

علی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

ایا منظور از دم زدن جان عاشق، ظهور امام عصر نیست؟ در جایی گفته میشه حق آتشی افروخته تا هرچه نا حق سوخته. و در جایی اشاره به حضرت عیسی مسیح شده.

احسان عسکری در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

این نا هماهنگی مربوط به لحجه ی نیشابوری میباشد در اصل درست است و در کلمه ی اینت نون ساکن تلفظ میگردد

کاظم ایاصوفی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

مصراع اول بیت هفتم بجای دل باید دلم یا دلی باشد که دلم بهتر است

ج.قدمی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

ای کبک خوش مرام کجا می روی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
هیچ موجودی را از ذات خود گریز نیست .نباید از دشمن خود فریب خورد
...

محسن شفیعی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۹:

بیت اول باید در مقطع غزل قرار گیرد
مطابق چاپ محمد قهرمان

محسن شفیعی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۱:

بیت ششم مصراع دوم
می باشد غلط است باید می داند باشد

میلاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:

با سلام
بیت 13، ادامه ی بیت 12 هست.
توجه کنید آخر بیت 12 گفتن « اکنون ببین»:
خر _ کسی که تخم دغل کاشته _ واسش بدست آوردن کاه در اولویت ، یعنی یک چیزی که پوچه،گرچه از نظر خود خر کاه خیلی با ارزش هست.

محمد حافظ دوست در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی.......چقدر این مصرع از منظر محتوایی برای من پیچیدست.

رضا خرم آبادی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۷:

مصرع دوم از بیت اول : به جای موجودی ، موجود درست است

روش در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود:

در این داستان به دو مساله مهم که ما انسان ها هر روز با ان سر و کار داریم , اشاره شده است :چه بسا ما ادم ها کارهای ناپسندی انجام می دهیم و در خیال خودمان ان را خوب می پنداریم و احساس رضایت می کنیم .مثلا فردی پدر و مادر خود را از دست داده و کم سن و سال نیز می باشد .ما برای اینکه نشان دهیم عموهای او خوب نیستند , پیش دستی می کنیم و به این بچه دوتیم نهایت توجه را می کنیم ولی غافل از این هستیم که نیت ما در این کار خدایی نبوده است , بعلاوه مدام پشت سر عمو های او نیز بد میگوییم و خودمان را جلو مردم خوب جلوه می دهیم .در واقع ما داریم نقش همان کر را بازی می کنیم .داستان به مشکل دیگری نیز اشارهره می کند:بعضی وقت ها ما خشم خود را فرو می بریم ولی بعد از گذشت مدتی ان را بالا اورده و شروع به بد و بیراه گفتن می کنیم .

۱
۴۰۷۴
۴۰۷۵
۴۰۷۶
۴۰۷۷
۴۰۷۸
۵۷۲۵