گنجور

حاشیه‌ها

shakaib Salik در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

اولین جوش بهار عشق می باشد هور
هور در این فرد اشتباه است
به بنیاد نسخه مطبعه کابل این کلمه هوس است یعنی:
اولین جوش بهار عشق می باشد هوس
بی‌خس‌و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت

رامین در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:

با سلام. در مورد اینکه از دو مصراع " نه به استر ... " یا " نه به اشتری ... " کدام مناسب تر است بنظر اولی از لحاظ تطبیق با شرایط آب و هوایی منطقی تر است . در بیابانهای گرم و خشک شتر برای باربری و استر برای سواری مناسبتر است چرا که در این مناطق استر تحمل بردن بار سنگین را به مدت طولانی ندارد. اما اینکه از لحاظ قواعد کدام مناسب تر است تشخیص با صاحب نظران است.

جواد در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

سلام
من این رباعی بر روی بنای آرامگاه خیام چنین دیدم:
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
لب تشنه لعل آبداری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است

کمال در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:

ج.آ: 7029

عمر شیردل در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲:

همان مصرع اول : ما باز دگر باره برستیم ز غمها
کاملا" درست است.

پویا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۸:

مصراع آخر این شعر را خیالی استقبال کرده و بهایی مخمس معروف خود را از روی آن ساخته است.

پویا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:

سلام
به نظرم حافظ زیاد با بیت آخر این شعر موافق نبوده:
گفتی که پس از سیاهی رنگی نبود پس موی سیاه من چرا گشت سپید

علی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۴ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۶۵ - در بیان علامتهای منافق:

مصرع آخر چطور خونده میشه?معنیش چیه?

سید علی انجو در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶:

تمام غزل اول شخص است، ردیف «چون کنم»، «هر شبی گویم»، «بودم اندر وصل تو صاحبقران ...»، «ساختم با عاشقان تا سوختم ...»، «... در هجرم فکند»، «من چو موسی مانده ام ...»، «نیستم خضر پیمبر ...» و در مصرع ماقبل آخر «مر مرا گویی که ...» همه دلالت بر اول شخص (متکلم وحده) می کند لذا بجز موضوع وزن که عرض کردم با توجه به این شواهد «پیر گشتیم» در مصرع آخر به «پیر گشتم» تبدیل شود صحیح تر به نظر می رسد.
ارادتمند شما انجو

سید علی انجو در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶:

سلام
بیت آخر، مصرع آخر
با توجه به وزن غزل به نظر می رسد «پیر گشتیم» صحیح نیست و احتمالاً درستِ آن «پیر گشتم» باشد.
ممنون از توجهتون

امیر در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:

وقتی این دو مصرع رو خوندم یاد همه گلهایی که در بین ما نیستند افتادم...انشالله همیشه سالم باشید

مصطفی گلیاری در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

اگه شخصیت رودکی و ناصرخسرو رو نگاه کنیم، میشه نتیجه گرفت این شعر به ناصرخسرو شبیه تره چرا؟ زیرا ناصرخسرو حجت اهل خراسان بوده و شراب نمیخورده اما رودکی شراب رو دوست داشته بنابراین بعیده که گفته باشه انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت
چرخشت چیزی مثل حوض بوده که انگور توش می ریختن و با لگد له می کردن تا نبیذ یا شراب بسازن.

رضا دشتی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

در خصوص بیت چهارم اگر چه قرائت مشهور اساس گفته ی آقا جواد می باشد اما اگر قید باشد شاعرانه تر و زیباتر می نماید چرا که حافظ پژوهانی چون آقای خرمشاهی آن قید دانسته اند و دلایلی هم بر رد صفت بودن آن آورده اند که از علاقه مندان می خواهم خودشان به مطالعه ی آن بپردازند.
[حافظ نامه - خرمشاهی - انتشارات سروش - سال چاپ 1372- ص 776 ]

رضا دشتی در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

با سلام
در خصوص ثلاثه ی غسّاله در بیت اول استاد خرمشاهی مرقوم داشته اند:
دکتر محمد معین نوشته اند: ... بدان که حکمای یونان در ترتیب تشرب، اصطلاحی دارند که علی الصباح سه کاسه «می» خورند و آن را ثلاثه ی غساله گویند که غسل معده کند و بعد از آن هفت کاسه ی دیگر می خورند برای هضم طعام و آن را خمسه ی هاضمه گویند و بعد از آن هفت کاسه ی دیگر می خورند و آن را سبعه ی نائمه می گویند و خواب می کنند.
شادروان غنی تعبیر زیبا تری به که برده با توجه به بیت:
شربُ النبیذ علی الطعام ئ ثلاثه/
فیها الشفاء و صحه الابدان
معنی:
نوشیدن شراب باید بعد از غذا یا همراه آن و سه گانه باشد و در آن شفا و تنئدرستی است
و نوشته اند: بلاشک مضمون این شعر است.
محمد دارابی قرن 11 آن را حالتی در فنای سالک می داند:فنای آثاری و افعالی و فنای صفاتی و در پایان فنای ذاتی...
مطالب فوق به نقل از کتاب ارزشمند حافظ نامه اثر استاد بهاءالدین خرمشاهی می باشد.

علی اکبر در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

تا به حال این ترجیع بند را نشنیده بودم و اساسا نمیدانستم حضرت ترجیع بند به این گران قدری دارند به درستی که استاد سخن است این بزرگوار حتی حافظ بزرگ وام دار این بزرگ مرد است

دوستدار در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰:

جناب دکتر دادور،
آن که کیخسرو را در توران یافت و به ایران باز آورد گیو گودرز داماد رستم بو د نه جهان پهلوان پور زال.
باز آورد؟
در دل من کیخسرو هماره در ایران بوده است ، در ایران است از جاودانان .

روفیا در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت
واژه خیمه به معنای امروزین چادر، سراپرده با مترادف انگلیسی tent ظاهرا واژه ای عربیست و خیام هم که بنای مقبره اش به شکل خیمه است لیک گوییا ریشه واژه خیمه واژه لاتین cosmos می باشد که نقطه مقابل واژه Kaos به معنای آشفتگی و هرج و مرج است.
وقتی در دیکشنری اتیمولوژی cosmos را بجویید معنای to order و to arrange و good ordered را می یابید. و معنای دیگر آن کیهان و نظام عالم وجود است.
به هر حال خیمه نیز یکی از نخستین معماری های بشر با یک یا چند ستون و رعایت محاسباتی بوده و واجد نظم خاصی بوده است.

عمر شیردل در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵:

کاملا" موافقم ، باید هر زمان نوشته شود.

سمیه در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

در پاسخ به دوست عزیزکه فرموده بودند:"اما من در تعجبم از دختر ترسا و شیخ که دختر در جذبه عشق الهی جان به جان آفرین تسلیم کرد ، ولی شیخ با آنهمه درجات به درجه ی فنا نرسید"
در درجات عرفان و رسیدن به لقاالله مراتب به این گونه اس الی الحق ،الی الخلق یعنی رفتن به سمت حق و بازگشت به سمت خلق اولی است . در این داستان شیخ از الی الحق به مرتبه الی الخلق میرسد اما ترسا بچه تاب نمی آورد و به سمت حق می شتابد.
در پاسخ به دوست عزیزم سرکارخانم سمانه، در این داستان گرد و غباری بین شیخ و خدا وجود دارد که پیامبر میفرماید این حجاب بین شیخ و پروردگار خویش است که عشق این گرد و غبار که همان کبر است را فرومینشاند و اکسیر عشق ایمان شیخ را به زرناب و خالص تبدیل میکند. این خودستایی شیخ را از راه برون کرده بود. و عجب است که چطور شیوه زندگی خویش را میستایید و آنچنان شیخی را نکوهش میفرمایید . کجای قصه شیخ چیزی تناول کرده و چرا حلال خدا را حرام میپندارید؟

دوستدار در ‫۹ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

جناب شمس ،
زن یا مرد بودن حقیر برای سرکار یا دیگر دوستان که ممکن است دیدگاه های گاه گاهی مرا بخوانند چیزی را
عوض نمی کند، مگر که بخواهید مرا به عنوانی بخوانید
که در آن صورت :
مرا مپرس که چونی، به هر صفت که تو خواهی
مرا مگو که چه نامی، به هر لقب که تو خوانی
و در همین غزل شاه بیتی است که دریغم آمد شما را یاد آور نشوم
بر آتش تو نشستیم و دود شوق بر آمد
تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی
الاحقر دوستدار

۱
۴۰۷۲
۴۰۷۳
۴۰۷۴
۴۰۷۵
۴۰۷۶
۵۶۹۵