بهروز در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:
درود و سپاس برای اظهار نظر همۀ ادیبان گرانقدر، بله این مختصات و نشانه های شعر حافظ است که به او عظمت بخشیده است، نظر همه تون درست است، شعر یعنی نوشتن چیزی و برداشت چیزی دیگر
و اما ادیب ارجمند جناب آقای حسین منصوری پور، درودهای فراوان و ویژه بر روح بزرگ و قلب مهربانت، آفرین ها بر شما، به خودم و انسانیت بالیدم و افتخار کردم که این چنین همنوعانی داریم ، دریغ که دیر سویی از شما یافتم
ملطوف در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:
بله اصل شعر به سال 1260 ه ق اشاره دارد و اینگونه بوده: در سال غرس من دو قران میبینم......منظور از دو قران هم در واقع حضرت مهدی و حضرت عیسی بوده اند همانطور که در قصیده حالت روزگار فرموده اند:
مهدی وقت و عیسی دوران ، هر دو را شهسوار میبینم
گلشن شرع را همی بویم ، گل دین را به بار میبینم.
متشکرم
سیدمحمد در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا:
سرکار خانم روفیا
منظورم نسخه های چاپی بود
هنوز به این سایت و این شعر مراجعه نکرده بودم ، حالا دیدم که جناب استاد حمید رضا گوهری نیز به نظرشان همان پنهان درست آمده
و اجازه ی دستکاری در شعر را نداده اند
ولی به قول معروف ” جان به جانش کنی “ این مصرع شکن دارد
ممنون ازبذل توجه شما
زنده باشید
محبوبه ذوالقدر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
سلام باز هم تک بیتی از خودم در جواب این غزل سعدی
تقدیم به ساحت دوست:
اگر چه ناز نگاهت به سوی ما نکند میل
نه می توان ز تو دل کندنه جای قهر و شکایت
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا:
چرا سید محمد جان
در صفحه مربوط به خود آن غزل کسانی اشارت کرده اند.
منصور در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
ایشون در دوران صفویه زندگی میکردن در اون دوران بچه بازی زیاد بوده و مکان هایی برای به نمایش گذاشتن بچه ها وجود داشته
سیدمحمد در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا:
سرکار خانم روفیا
هیچ کژی در قلم شما ندیده ام
آنچه من جسارت کردم شکست مصرعی بود در تمام نسخه ها
وعجب که هیچ کس برین نکته اشارت نکرده است .
زنده باشید
سادو در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:
بادرود به دوستان دانا . در نوشته های پراکنده ای که از شاه دایی شیرازی عارف نامی بجا مانده و به دیوان سروده های ایشان تبدیل گشته , این رباعی موجود است و منتسب به ایشان هم شده . در ضمن تمامی طلب ها در خود انسان ایجاد میگردد , به گمان اینجانب از خود بطلب میتواند درست تر باشد , زیرا چیزی که همهگیر است اینست که مدام ما از دیگران طلب میکنیم . و این رباعی میخواهد مارا به خویش معطوف کند که این روند قطع گردد و ما از خود د رخواست کنیم . شاید نگاه به این بیت حافظ راهنمای ما باشد درین مورد . آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکر د . درین بیت هم مارا وامیدارد که از خویش تمنا کنیم . نه در خویش .
بابک ۲۵۰ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانه:
در بیت دوم، '' زلفت '' درست به نظر میاد.
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا:
سپاسگزارم سید محمد جان
بر من منت میگزارید هنگامی که کژی هایم را یادآور می شوید.
عرفان در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
ابیات حذف شده از غزل 353 حافظ عبارتند از
شیخم به طنز گفت حرامست می مخور
گفتم به چشم گوش به هر خر نمی کنم
پیر مغان حکایت معقول می کند
معذورم ار محال تو باور نمی کنم
این تقوی ام بس است که چون زاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
ابیات حذف شده در هیچ کدام از نسخه هایی که من دیدم نبود یک نسخه ی بسیار قدیمی دارم که نام مصحح و... از بین رفته فقط قسمتی از اشعار باقی موندن
میر ذبیح الله تاتار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:
سلام
واقعا این داستان یا قصیده خیلی جالب وآموزنده بود
پیرصنعان باحالات و کمالاتش به مردم درس های را بجا ماند :
اخلاص پیر مرید ، محبت ، عشق واقعی ، وباالاخره دعوت
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
افتادم و مصلحت چنین بود
بی بند نگیرد آدمی پند
جای دارد این سخن بزرگ را به دایره ضرب المثل های پارسی بیفزاییم.
روفیا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:
جان برخی روی دوست کردم
گفتم مگرش وفاست چون نیست
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله راه خویش گیرم
برخی به معنای فدایی و قربانی است.
عباس حق بین در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۸:
مصرع دوم بیت اول با " راحله های عشق " شروع می شود و " راحت های عشق " اشتباه است .
لطفا اصلاح فرمایید.
میر ذبیح الله تاتار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
سلام
این غزل لسان الغیب فقط نماد از اخلاص مرید وپیر و تصوف است در غیر آن تحلیل آن جنجال برانگیز است
میر ذبیح الله تاتار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
سلام
همه یادداشت های شما بزرگواران قابل قدر است ممنون
رهگذر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:
میتی گرامی سلام.
انسان، در این دنیا با اختیار آفریده شده و کسی را مجبور نکرده اند خداپرست باشد یا ناخداپرست. حتی اگر در ظاهر اجباری هم باشد انسان در قلب و عقل خودش اختیار مطلق را داراست.
به خاطر همین اگر هم خیام به این رتبه رسیده که منکر خدا و قیامت شود، نمی شود به خاطر خیام، همۀ دین داران -به قول شما دغلکار- ترک دین کنند.
چون حقانیت دین با دانشمندان نیست زیرا صدها دانشمندان مثل خیام و بزرگتر از او، خداپرست بوده و خداپرست مرده اند.
حقانیت خدا و عدم حقانیت او، وابسته به دلیل و برهان است و اگر شما در اشعار خیام استدلال واقعی و برهان حقیقی دیدید عقل حکم می کند که ناخداپرست بمانید
و اینکه اجازه بدهید اگر کسی استدلال محکمی در این اشعار بر نفی خدا ندید، همچنان دین دار دغلکار باقی بماند.
با تشکر از نظر شما دوست گرامی.
میتی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱:
روباعیات خیام و بویژه همین رباعی بهترین بیانگر اندیشه وی هستند. شما دین خویان و خداپرستان دغلکار بهتر است زحمت خود کم دارید و از خاگپاشی به او و افکارش دست بکشید. ماله هایتان را غلاف کنید و فقط بکار صافکاری عقاید پوسیده و هپروتی خود گیرید. خیام جهان را پوچ میدید و زندگی را هدیه ای زودگذر میدانست. او نه تنها به خدا و پیامبرانش اعتقادی نداشت حتی طبیعت و گردون را به سخره میگرفت. خیام یک ستاره شناس و ریاضیدان بود و دانش او دریچه ذهن او را بسوی ناخداباوری گشود.
رسول در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶: