گنجور

حاشیه‌ها

وفایی در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

من وقتی نظرات افراد را در گنجور می خوانم همیشه می بینم وقتی شخصی معنی بیتی یا مصراعی را می پرسد ، هیچ کس - تاکید می کنم هیچ کس - جرات این را ندارد که آن بیت را به زبان ساده معنی کند ! یا بهتر بگویم : واژه به واژه معنی کند . ( چون در آن صورت معلوم می شود که خودشان معنی بیت را نفهمیده اند !)
آقای امیدی عزیز
مولانا دارد می گوید که اگر جان عاشق دم بزند ( شروع به سخن گفتن کند و زبان بگشاید ) چه اتفاقاتی می افتد .
اگر جان عاشق دم زند آتش در این عالم می زند و این عالم بی اصل را چون ذره ها پریشان و ویران می کند . عالم همه دریا می شود و دریا از هیبت جان عاشق لا (عدم و نابود )می شود .
اما در مورد مصراع مورد سوال شما : " آدم نماند و آدمی ، گر خویش با آدم زند " در این مصراع منظور از خویش همان جان عاشق است .
یعنی : اگر جان عاشق به آدم زند ، نه آدم می ماند و نه آدمی.
همانطور که قبلا گفته بود دنیا را به ذره تبدیل می کند و دریا هارا نابود می کند و... انسان را هم به فنا می کشاند .
اما چون دم زدن یعنی سخن گفتن ، پس این معنا هم به نظر می رسد که کلمه " زند " در آخر مصراع مورد سوال شما ، مخفف دم زند باشد . که در آن صورت معنی مصراع می شود :
اگر جان عاشق سخن و راز خود را با آدمی بگوید ، آدم و نسل آدمی را به نابودی و فنا می کشاند. یا : به سوی فنا در راه خدا که همان اتصال ویگانگی با خداوند است می برد .
فنا فی الله (فرهنگ معین جلد دوم ) : تبدیل صفات بشریت به صفات حق تعالی و خصایص الهی است .

nabavar در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

گیتی بانو
جواب پرسش شما را قبلاً مهناز گرامی به درستی داده اند:
مصرع “از روی تو بیزارم گر روی بگردانم” دنباله ی مصرع اول بیت است .”یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند“ ،
می گوید اگر همه مردم دنیا با من دشمنی کنند از تو روی نمی گردانم ، که اگر رویگردان شوم ، مثل این است که از تو بیزارم .
زنده باشید

گیتی در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

معنی بیت هفتم چیه؟
یک پشت زمین دشمن گر روی به من آرند
از روی تو بیزام گر روی بگردانم

وفایی در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸:

من نمی دانم چرا دوستان اصرار دارند سرخود در اشعار قدیمی دست ببرند و کلمات قدیمی را به کلمات جدید تبدیل کنند ! بگه و بگاه شکل قدیمی پگه و پگاه هستند . در حقیقت شکل صحیح کلمه پگاه هستند . بگاه یا به گاه متضاد بیگاه است . بگاه یعنی به وقت ، به موقع . و همچنین یعنی صبح زود ، هنگام فجر ( فرهنگ معین جلد اول )
خود مولانا وقتی قلم در دست داشته و این شعر را می نوشته با ب نوشته نه با پ . چون اولا در زمان مولانا اینطور رایج بوده و ثانیا اصلا بگاه درست تر از پگاه است .

وفایی در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹:

بیت اولش خیلی کمدی بود . ممنون مولوی جان کلی خندیدم .

کمال داودوند در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۴۳:

بنده این رباعی رابادوستان به اشتراک گذاشتم و جمع این رباعی از 6819

رضا فراز در ‫۹ سال قبل، یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۸:

تا مگرسایه بر من افکندی
بسیار زیبا
از تظر همه عزیزان لذت بردم .
امشب من بابا میشم بسیار خوشحالم

سعید فاضلی در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

با درود و سلام
شایسته است مصرع چهارم هم سؤالی باشد . وجود علامت ؟ در انتهای آن منظور و مقصود حضرت سعدی را بیشتر نمایان می کند.

عبدکریمی در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

در باره بیت اول توضیح این نکته لازم است که با توجه به آداب صوفیان دلق ازرق ارجح بر دلق سیاه بوده است ضمن این که معنی ایهامی همیشه مورد نظر بوده است برای توضیح بیشتر خاطر حضرات را به آداب الصوفیه متوجه می سازم

حمید در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۲:

لطفا تصحیح بفرمایید
زمینی خود که باشد با غبارش>> باغ و بارش
ممنون

مهناز ، س در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود:

گرامی محمد
شاید ، همی کرد با بار و برگش عتیب باشد
عتیب ، ممال عتاب است ، کلماتی از عربی را به فارسی بر گردانده اند ، مانند: جهاز > جحیز ، سلاح > سلیح .
بپوشید رستم سلیح نبرد
همی از جهان آفرین یاد کرد
فردوسی
ولی به همان مانای عتاب است
مانا باشی

کسری یک در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

با سلام
این بیت را که خواندید:
بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
بعد این مطلب را بخوانید و فکر کنید:
حنانه ( نام ستونی است که از چوب بود و حضرت رسول پشت بدان تکیه داده خطبه میخواندند و چون منبر مقرر شد و بر منبر برآمدند و خطبه خواندند، از آن ستون ناله برآمد مانند طفلی که از مادر جدا شود. )لغت‌نامه دهخدا:
استن حنانه از هجر رسول
ناله میزدهمچو ارباب عقول .
مولوی .
گرنبودی چشم دل حنانه را
چون بدیدی هجر آن فرزانه را.
مولوی .
ما که خواندیم و به گریه افتادیم که خوشا به سعادت آن ستون چوبی! برای همان چند لحظه در جوار پیامبر بودنش!

شهزاده احسان فتاح در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی:

سلام
احسان 30 ساله اهل افغانستان از آلمان در خدمت دوستان.
زمان کوچک بودم پدرم کست (نوار) های مذهبی زیاد داشت. مثلا ؛آغای مصباح؛ آغای مجاهد؛ آغای واعظ؛ آغای کافی ... و در یکی از این کست (نوار) ها که شاید 40 یا 50 سال پیش ضبت یا سبط شده بود این چنین زمزمه مینمود.
از خدا خواهیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از فیض رب
بی ادب تنها نخود را داشت بد
بلکه آتش در همه آفاق زد
با احترام

علیرضا در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۶:

آقا این شعر از کیه؟

کسری یک در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۹:

در این بیت:
ز تک چاه کسی را تو به صد سال برآری
ز ته چاه صحیح است: لطفا تصحیح کنید.

امیرعباس علیزاده. م در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۲:

بیت دوم بدین گونه است:
نامه ی تلبیس نهفته مخوان/ جامه ی ناموس قصارت مکن.
بیت اول هم به نظر باید خانه ی «طامات» باشد، نه خانه ی «طاعات».

Omid Farian در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:

با درود.ا‌صل مطلب مفهوم این شعر است...انگشت مهم نیست دیگر...به ماهی که اشاره کرده باید نگریست....با احترام.

علی بی ستاره در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:

صابر معصومی نوشته:
با سلام
بیت آخر در بعضی نسخه ها بدین شکل مسطور است:
ترک جان عزیز نتوان گفت که در سایت وزین و ارزشمند شما(بتوان) درج گردیده است.
بنظر من اگر بجای بتوان در بیت آخر نتوان نوشته شود آنوقت باید در مصرع دوم هم بجای نتوانیم، بتوانیم نوشته شود

محمد در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱ - پادشاهی هرمزد دوازده سال بود:

چرا بیت اول قافیه نداره

طاهره در ‫۹ سال قبل، شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:

در مورد نه خلاف عهد کردم... که یکی از دوستان توضیح خواسته بودن:
من عاشق تو هستم و فقط باید از تو حرف بزنم. حالا اگه از غیر تو حرف زدم خلاف عهد نکردم.همه اینا فقط بر سر زبان من هستن. ولی فقط تو در میان جان من هستی

۱
۳۶۸۳
۳۶۸۴
۳۶۸۵
۳۶۸۶
۳۶۸۷
۵۷۲۳