گنجور

حاشیه‌ها

 

نکتۀ جالبی که روزبه خان اشاره کردن بهش رو من با گذاشتن نشانی مستقیم غزل تکمیل می‌کنم:
ganjoor.net/moula…sh/sh3049/
که در بیت دومش می‌گه:
«هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون چو مست و خرابم صلای بی‌ادبی»
بسیار جالب بود، روزبه خان، متشکر!

حمیدرضا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۴


درمیان نامهای نیکوی فرشتگان در اسلام نام ملک الموت زیباست واقعا ، اورا شاه مرگ میداند یعنی می اید و با ازرم و بزرگواری شاهوار روانهایمان را تا سرزمین نور و سرور می برد و پندأشتن او با داس در دست اندیشه ای دیوانه است !

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


٧ ابر فرشته و یا archange به مسیحیت و یهودیت داریم هفت تا هم در مزدیسنا هست که امشاسپند نام دارند در اسلام هم بخاطر بت پرستی فقط نام چند تا امده است که زیر ٧ تا هستند شما سخن نو می گویید گوش مان گوش میدارد تا بیایی و چشممان چشم براهست .

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


بماند،جان من پیچاندیش پیچانیدنی نیکو حالا بگو نام انها ١١ تای دیگر چیست ؟ من کمی فهمیدم انکس که خورشید بوده را می دانم ١٠ تای دیگر را بگو ،دست کم همین جور نگذارمان لطفا کمی انچه بر نوشتی بگزار!

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


بیت هفتم، از غزل ۳۰۴۹ دیوان شمس مولانا امانت گرفته شده است.

روزبه در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۴


حافظ از زبان خود نمیگوید از زبان فرشته سقوط کرده ایی میگوید فرشته ایی همانند لئونارد و داوینچی ( به تابلوی سقوط یک فرشته توجه شود) آن فرشته سقوط کرده که منظور حافظ است به خاطر عشق ممنوع از جنس غیر فرشته به زمین سقوط کرده و معشوق او نیز تبعید به جایی دیگر
جایگاه آن فرشته از بین رفت و از ۱۲ فرشته مقرب خدا حذف گردید و در قران وقتی یوسف در خردسالی ۱۱ ستاره و ماه و خورشیدی که به سجده کرده اند ۱-۱۲ باقی مانده اند
حافظ ای حافظ ای حافظ

بماند در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۷


با سلام لطفا قصیده کنزالرکرکاز بنویسید

صغرا خانه در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ شمارهٔ ۸۲ - این قصیدهٔ به نام کنز الرکاز است و خاقانی آن را در ستایش پیغمبر اکرم و در جوار تربت مقدس آن حضرت سروده است


با عرض سپاس از خدمات نیک تان .
محترم :
به نظر من ( از خد جوییم توفیق و ادب )
( از خواهیم توفیـــق و ادب )
در اصل شعر میباشد .
اگر اصلاح شود خوب خواهد بود.
والسلام.

محمد نادر در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ بخش ۴ - از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی


هج کردن:راست باز کردن

شکوه در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیده


هج به معنی علم کردن و راست و عمود است و هج کردن یعنی راست بتز کردن چیزی و گویا ین پسوند باشد مانندیا و نون در چرکین ،نمکین و…

شکوه در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیده


هجین به عربی یعنی لئیم و نیز برای سگان یعنی نا نژاده و دورگه ولی به فارسی هج یعنی تیر و نیز عمودی ایستادهن تیر و میله در گل و هجین یعنی عمودی

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۵۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیده


ماه مورد پرستش بوده و ایزد بانو سین بوده است مانند لات و عزی که بتهای پرستیدنی بودند وهر دو بانو

شکوه در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


Lunatic از لون فرانسه به معنی ماه است ولی در انگلیسی یعنی دیوانه و خرد باخته ! چون ماه هر روز شکل و ریختی دیگرگون دارد و تغییر میکند

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


در اندیشه ایرانی تخم انسان (تومک) از کیومرس به ماه رفته است ، و در دید مانیکان هواخواهان مانی اگر در روز مرگ روان انسان تا ماه نتواند بنوردد باید دوزخی بوده باشد . البته ماه در ادبیات عرفانی إسلامی هم به میمنت به روی پیامبر اکرم هممان شده است و با دیدن ماه ما بر پیامبر صلوات می فرستیم و نیز پیامبر اکرم ماه را با انگشت فتارد که بعد لغت انفطار هم ساخته شد و از جمله معجزات پیامبر شد و البته هزار نکته از ماه هست که ما نمی دانیم . و مولانا می دانسته و نخواسته اشکار شود .

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


دنیا مثل اسیا له کننده و لهنده خوانده شده است و گویا اشاره ای هم به دور های حیات دارد مانند بوداییان

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


بیچون نامی بلندست خدای را

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸


أوان در عربی گفتاری و ادبی به معنی زمان.هم هست مثلا نحن نتناقشه فی أوانه یعنی به موقع بحثش را می کنیم

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۴۵ دربارهٔ بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن


عوان یعنی میانسال و میانمایه به عربی مثلا حرب عوان یعنی جنگی که نه تمام شود ونه شعله برکشد و پیوسته و گاه گاه باشد، ولی عوان مولانا شاید أعوان باشد که ظاهرا در فارسی قبلا کاربری داشته است به معنی یاران و دستیاران دیوان و إدارات و سرهنگان

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۳۵ دربارهٔ بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن


وسواس را نسخه های قران کریم کهن خارخار ترجمه کرده اند

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۵ دربارهٔ بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن


ظن هم که پنداشت است که در قران کریم انرا جدا از یقین میداند و امروزه در پدیدارشناسی باور داریم که ظن ما در برخورد با أشیاء و اتفاقات دریافت ما را سامان میدهد که إلزاما درست نیست

امین کیخا در تاریخ ۳ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۴ دربارهٔ بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۹] [۳۴۵۰] [۳۴۵۱] [۳۴۵۲] [۳۴۵۳] … [صفحهٔ آخر]