گنجور

حاشیه‌ها

 

در بسیاری از نسخ خطی، بیت چهارم اینطور ثبت شده است:
به حُسنِ خلق توان کرد صیدْ اهل نظر
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را
که وزن روانتری هم دارد.
همچنین در نسخه‌های قدیمی‌تر در بیت آخر بجای «سرود» واژه «سماع» به کار رفته و تعداد نسخه هایی که از این واژه استفاده کرده اند بیشتر است. لذا می‌توان گفت که در متن اصلی شعر حافظ واژه «سماع» به کار رفته است. کلمه «سرود» بعدها توسط نسخه برداران وارد شده است.

رضا ببری در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴


در بیت دهم شکست باید باشد .شکستگی کمی اهنگ شعر را به هم می ریزد.
متشکرم

محمدرضا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ تاراج روزگار


هنوار یا هموار ست کردن امروزیست!

کتیرا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ آمدن زرد پیش شهرو به رسولى


اینجا روی ویس از شرم معصفری شده (قرمز)ولی روی معصفر به معنی روی زرد و زعفرانی هم هست

نوید در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۹ دربارهٔ دادن شهرو ویس را به ویرو و مراد نیافتن هر دو


گل خیری همان همیشه بهار است

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ آمدن زرد پیش شهرو به رسولى


راهوار یعنی مرکب و نامی است فراگیر و عمومی و ناویژه

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ آمدن زرد پیش شهرو به رسولى


حمید درود به تو با ( بنگراندت )بسیار نغز بود

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۴ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


بیت پنجم کلمه آخر به جای راز باید زاد نوشته شود .به این صورت معنی اش درست میشود ولی کماکان مشکل وزنی دارد

Anonymous در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


بیت خرد این راز را بر وی بگشاد که از مادر بلای وی همی زاد
مشکل وزنی دارد .انگار مصراع اول چیزی کم دارد من نیافتم دوستان راهنمایی کنند لطفا

گرسینه در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


هوا را در دلش چونان بیاراست …هوا به معنی تمایل شیطانی!آمده و نفس اماره و نه به معنی آرزو.و میفرماید هوا در دل موبد می افتد و چشم خردش کور میشود

قیس در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


رستن افزون بر رشد کردن معنی رها شدن هم میدهد مانند گریستن که میشود رستن اشک

رخشان در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس


به ناشناس:
سرین گور اینجا هیچ ربطی به zebra butt نداره!
شاعر به یک عضو بدن گور اشاره میکنه. اما معادل انگلیسی نام یک حیوان متفاوت از گور هست که فقط همان عضو بدنش راه راه است. نام اصلیش هم okapi است.

سعید در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۰۶ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


مورد گیاهیست که خزان ندارد از اینرو میگویند مخصوص اورمزد جاویدان است .مورد بسیار در مراسم زرتشتیان استفاده میشود .در شهرهای سرد گیاهی داریم کاملا شبیه مورد با همان چیدمان به نام شمشاد

تابان در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۵۹ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


بیت ٦ اوردن واژه دوده برای پیوند با برادر نشان اگاهی اسعد از خویدودگی است

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۵۸ دربارهٔ دادن شهرو ویس را به ویرو و مراد نیافتن هر دو


بیت ٤ ناهمسر یعنی نابرابر و این یعنی که این اسعد نیکبخت با نازک بینی معنی واژه ها را در هنگام سرودن می پاییده است .

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۵۰ دربارهٔ دادن شهرو ویس را به ویرو و مراد نیافتن هر دو


به کام نیکخواهان ! خیلی زیباست و ان ارزو کردنی است بزرگوار انه
شهرارا و شهارا دو نام دختران و دوشیزگان که برای ازادگان در خورند

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۴۳ دربارهٔ نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس


یازنده یعنی متجاوز از حد به در

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ نامه نوشتن دایه نزد شهرو و کس فرستادن شهرو به صلب ویس


سرین گور در بیت ٤٤ ستوده شده است و می دانیم به انگلیسی هم zebra butt را داریم و البته انگلیس اش عامیانه ( هامیانه ) و فارسی ان ادیبانه است

Anonymous در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۸ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


واژه افسایی یعنی سحر کردن با کلمات و واژگان

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۲ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


بیت ٣٢ دانایی این مهمرد را به رخ می کشد دو واژه خوشاب و ناب وارون هم هستند ولی تنها کسی می فهمد که پهلوی بداند خوشاب یعنی خیس و تر و تازه به اب و ناب ان نغزی ست که در چیزهای خشک باشد و بی اب ان نیکو باشد .
درود بر این نیکمرد و واژه افسایی اش !

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۲ دربارهٔ گفتاراندر زادن ویس از مادر


[صفحهٔ اول] … [۳۴۵۰] [۳۴۵۱] [۳۴۵۲] [۳۴۵۳] [۳۴۵۴] … [صفحهٔ آخر]