فرشته در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:
باسلام
دوستانی که گفتن شهوت ، لطفا تصنیف رو درست حسابی گوش بدن و سپس اظهار نظر کنن. چقدر جالبه که همه چیز رو سطحی میبینیم و میشنویم و قضاوتهای فلسفی هم میکنیم!!!
محمد رضا در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:
با سلام خدمت همه دوستان . بیایید آیات 84 و 85 سوره یوسف را بخوانیم .
آیه 84 : <> : ای اندوه من بر فراق یوسف! و در حالی که اندوه خود را فرو میخورد چشمانش از اندوه سفید شد.
حضرت یعقوب (ع) در جدایی فرزند خود دچار حزن و اندوه فراوانی گشت به طوری که سالیان درازی در غم یوسف اشک ریخت تا دیدگانش سفید شد و بینایی خود را از دست داد. فرزندان یعقوب یعنی برادران یوسف از بسیاری گریه و حزن پدر به ستوه آمده و گفتند:
آیه 85 : <> : به خدا سوگند - تو ای پدر - همیشه به یاد یوسف هستی و خاطره او را از یاد نمیبری و دست از او بر نمیداری تا حدی که خود را مشرف به هلاک کنی!
البته بنده در زمینه مسائل دینی صاحب نظر نیستم اما در حد فهم خود فکر می کنم آنچه باعث اندوه شدید حضرت یعقوب و در نهایت نابینایی ایشان شد شناختی بود که ایشان از حضرت یوسف به عنوان یکی از اولیای بزرگ الهی داشت و از دست دادن چنین شخص بزرگی به شدت قلب حضرت یعقوب را می فشرد . البته امثال بنده هیچ گاه به چنین شناختی از جایگاه اولیای الهی هم چون امام حسین علیه السلام نمی رسیم به همین دلیل هم عزاداری ها و اندوه های ما در رابطه با واقعه کربلا نمی تواند کامل باشد و حتی گاهی در حد یک حرکت سوری پایین می آید . اما این مطلب که اهل معرفت در اندوه از دست دادن حجت و ولی خدا اندوهگین و گریان می شوند یک اتفاق کاملا طبیعی است که با هیچ قانون و تبصره ای نمی توان جلوی آن را گرفت . چنان که حضرت یعقوب در آیه 18 سوره یوسف می فرمایند در برابر این واقعه " صبر جمیل " خواهم کرد و ما می دانیم که ایشان راستگوست در نتیجه اندوه و گریه ایشان حتی تا جایی که منتهی به نابینایی ایشان می شود منافاتی با صبر جمیل ندارد .
علی عبدی در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
شکر ایزد که میان من و او صــلح افتاد * "عرشیان" رقص کنان ساغر شکرانه زدند. باز گویی بیت دوم است
***گویا دامن پروانه بوده نسخه نویس عوض کرده
نادر.. در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸:
روز تیر و ماه تیر
رازها در آن ستیر..
عبدالحمید در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:
بنظر من هم بیان آقای سید محمد در مورد قلب صحیح است
حسین چمنسرا در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ عرفی » قصیدهها » شمارهٔ ۱ - ای متاع درد در بازار جان انداخته:
در بیت دوم مصرع اول یک فاعلاتن کم است :
"نور حیرت در شب اندیشه ی اوصاف تو "
فکر میکنم باشد
اردشیر در ۸ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۱:
ضمن درود و بیان همرأیی خودم با دوست گرامی T-M که دقیقاً حرف دلم رو فرمودند، خواستم بپرسم چرا وزن مصرع اول با وزن شعر (مفاعیلن مفاعیلن فعولن) نمیخونه، در حال حاضر منبع برای چک در دسترس ندارم.
اکبر در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
مهم این است که افراد متوجه شوند که هدف از کار کردن در این شعر این نبوده که جوانان را به خدمت سرمایه داران در آورَد، بلکه در این شعر، فرزندان، خود مالک زمین گردیده روی آن کار کردند. منظورم بیان هدف شعر بوده که مقصود از کار کردن به خدمت سرمایه داران در آمدن نیست. ولی متأسفانه اکثر پدر و مادرها فقط مصرع اول را بلد هستند و اصلاً نمی دانند موضوع داستان چه بوده. می دانم که خواهید گفت الآن دیگر کشاورزی سودی ندارد. ولی قصد من فقط بیان معنای کار در این شعر بوده که کاملاً مخالف با معنایی است که پدر و مادرها از کار کردن می دانند که همان خدمت به سرمایه دار است.
رضا در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۷:
در پیشهی بیپیشگی کردست ما را نامزد
babak در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۷:
... و مخلص عرایض این جانب اینکه مولوی تمایل به اندیشه های یهودی و مسیحی و فرق مختلف اسلامی "دارد" .
...و فصل مشترک همه این اندیشه های دینی و مذهبی همانا عشق است که بیان فرموده اید.
...و هرچند دلمشغولی صحیح به هر دین و مذهب راستینی عاقبت فرد را به آن فصل مشترک رهنمون می سازد ولی قطعآ تعصب (و نه غیرتمندی ) وی را مانع از آن میشود.
با سپاس و امتنان
حسین منصوری پور در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:
در این خاشیه ،دوستان گنجوری توضیحات بسیار داده اند که بنده هم برداشت خودرا از بیت ازقلم انداخته ی استاد شجریان،مینویسم.
:"کوس غارت زد فراقت گرد شارستان دل+شحنه ی عشق تو،گوی عقل در طبطاب داشت"
عطیه در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۸:
این شعر در اهنگ سلام علیک از آوان بند خوانده شده است.
مصطفی خدایگان در ۸ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۰:
سلام. این رباعی در همین گنجور به نام سه نفر ثبت شده!! لطفا شاعر اصلی را بیابید و دیگران را حذف کنید. سپاس
مهرداد پارسا در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مستزادها » از ماست که بر ماست:
این سرودۀ زیبا و آموزدۀ ملک الشعرای بهار تداعی گر این شعر از ناصر خسرو قبادیانی است که بی شک بهار نیز در سرودۀ خویش از او الهام گرفته است:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست
وندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت
امروز همه روی جهان زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز
میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد او گشت بر او راست
بر بال عقاب آمد و آن تیر جگر سوز
وز ابر مر او را بسوی خاک فروکاست
گفتا عجبا اینکه ز چوبی و ز آهن
این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خواست
زی تیر نگه کرد و پر خویش برآن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
حاجی سیسی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۸:
شهریار به استقبال رفته:
کار گل زار شود گر تو به گلزار آیی
نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی..
nabavar در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:
بابک جان
تو باز دعوی پرهیز میکنی سعدی
که دل به کس ندهم کل مدع کذاب
گویا می گوید : سعدی ادعایت در مورد پرهیز ، همه دروغ است
زنده باشی
نادر.. در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۹:
مرا وصال تو باید! صبا چه سود کند؟ ..
مستر مهدی در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:
وسط جنگ و حمله تیمور کی به دنبال شراب عرفانی میرود؟! در غزل کامل در نسخه قدسی، ابیات دیگری هست که معنای روشن غزل با آنها نشان داده میدهد . در نسخه قزوینی حذف بیتها، کار معنی را دشوار کرده است.
حافظ در این غزل، وحشت ویرانگری حملات تیمور به ایران را ثبت کرده است و از گوشه نشینی خویش حرف زده است و صبر و پناه بردن به شراب انگور. ابیات در نسخه قدسی کاملا برتری دارند. مثل "رنگ گل و بوی یاسمن" . که برتری دارد بر بوی گل و رنگ یاسمن! و "عجب فتنی" برتری دارد بر عجب زمنی! چون در مصراع قبل از آینه جام و نقشبندی غیب حرف زده است. ابیات اضافه هم با ابیات موجود همخوان و همراهند. مثلا بیت "به گوشه ای بنشین سرخوش و تماشا کن ...) همخوان است با مطلع غزل.
شکوه و گله حافظ از آتش جنگ و ویرانگری است (مزاج دهد تبه شد در این بلا حافظ) و در آرزوی اندیشهها و افکار صلح جو است (فکر حکیم وار، نظر برهمن وار).
کلا این غزل طبق نسخه قدسی ارجح است به نسخه قزوینی که در گنجور ثبت شده است. غزل کامل را درج میکنم.
اختلافات واژگان در ابیات مشترک را داخل " " گذاشته ام، ولی بیتهای اضافهتر را درون ( ) نوشته ام.
* * * غزل کامل طبق نسخه قدسی این است:
دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی
من این مقام به دنیا و آخرت ندهم
اگر چه در پیم افتند "خلق" انجمنی
هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد
فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی
بیا که رونق این کارخانه کم نشود
به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سمنی
(نگار خویش بدست خسان همی بینم
چنین شناخت فلک، حق خدمت چو منی)
(بشد ز فُرقَت یوسف، دو دیده یعقوب
بیار باد فرحبخشِ بویِ پیرهنی)
ببین در آینه جام، نقشبندی غیب
که کس به یاد ندارد چنین عجب "فتنی"
از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت
"عجب که رنگ گلی ماند و بوی یاسمنی"
به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند
چنین عزیز نگینی، به دست اهرمنی
(به گوشهیی بنشین سرخوش و تماشا کن
ز حادثات، زمانی، رخ شکر دهنی)
(به روز واقعه، غم با شراب باید گفت
که اعتماد به کس نیست، در چنین زمنی)
مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر "حکیمیّ" و رای برهمنی؟
ماه نیا در ۸ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۰۹:
فعل باید مفرد بیایید
هر کس علاج درد دلی می کند و ما
مهرداد پارسا در ۸ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶: