گنجور

حاشیه‌ها

 

سلام این شعر را

از جمادی مردم و نامی شدم

وز نما مردم به حیوان برزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم

پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حملهٔ دیگر بمیرم از بشر

تا بر آرم از ملایک پر و سر

وز ملک هم بایدم جستن ز جو

کل شیء هالک الا وجهه

بار دیگر از ملک قربان شوم

آنچ اندر وهم ناید آن شوم

پس عدم گردم عدم چون ارغنون

گویدم که انا الیه راجعون

ایا مبحث تفسیری آن را دارید اگر دارید لطفا برایم ایمیل نمائید با تشکر حداد

مهدی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را وتهدید کنندگان را


همچو نی زهری و تریاقی کی دید
همچو نی دمساز و مشتاقی کی دید

به تظر میرسد که در هر دو بیت به جای “کی” لغت “که” صحیح است. من در یک مثنوی دیگر هم استفاده از “که” را میبینم.

بحث بیتهای اول در مورد اینکه کدام شکل ابیات اول مثنوی صحیح است خود بحث جالبی است. به نظر من ان شکل که متداول بوده همان است که بیشتر نویسندگان حاشیه اینجا نوشته اند. ولی شاید این هم معجزه زبان فارسی و هم معجره مولوی است که هز یک از اشکال جایگزین که در اینجا امده هم میتواند صحیح باشد.

فرخ در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


این شعر یکی از زیباترین و در عین حال معروف ترین شعر وحشی بافقی محسوب میشود که علاوه بر مفهوم زیبا، آرایه های بسیاری درش به کار رفته است چیز جالبی که در این شعر وجود دارد این است که شاعر از اول تا اواسط و نز دیک به اواخر شعر معشوق را در حالت غایب قرار می دهد و خواننده در جایگاه مخاطب است
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت/سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت
ولی به ناگاه در اواخر شعر معشوق جایگاهش عوض می شود و در مکان مخاطب قرار می گیرد
ای پسر چند به کام دگرانت بینم/ سرخوش و مست ز جام دگرانت بینم
او به گونه ای زیبا و حرفه ای آرایه التفات را به کار برده است که مخاطب خود را در جایگاه معشوق می بیند.

الهام شرفی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ شرح پریشانی


به نظر من بیت الغزل این شعر این بیته
بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در / الا شهید عشق به تیر از کمان دوست
منو یاد این رباعی از شیخ ابوسعید ابالخیر میندازه :
غازی به ره شهادت اندر تک و پوست / غافل که شهید عشق فاضلتر از اوست
فردای قیامت این بدان کی ماند / کان کشته دشمن است و این کشته دوست
در ادبیات عرفانی شهید، شاهدی است که با مشهود خودش یکی شده و قابل تفکیک نباشند

محسن در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ غزل ۱۰۱


اول شعر توی دفتر قبل از بچگی این شعر دوست داشتم مرسی از سایت خوبتون حیف که از کتب درسی حذفش کردن

MOHAMMADALI در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود


سلام و خسته نباشید.
در بیت ۷۱ این شعر واژه ی انتهای بیت اشتباه تایپ شده که هم بی معنی است و هم موجب نقص قافیه نیز شده است.
عنکبوتی نه که در وی عابش است –> عنکبوتی نه که در وی عابث است

آرمین آشا در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۸:۴۹ دربارهٔ بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا


مصراع اول بیت سوم در بعضی از نسخ دیگر این گونه آمده
«زرد شد چون خون برفت از وی بسی»
که از نظر وزنی نیز صحیح تر است.

امیر در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۳۹ دربارهٔ حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کرد


منظور شاعر در این شعر کاملاً واضحه نمی دونم این بحث های اضافی از روی بی دانشی هست یا از روی دشمنی کورکورانه ای هست که به دلیل اعمال یک سری از افراد به ظاهر دینی به وجود اومده
منظور شاعر در این رباعی اینه که قرآن که کلام با ارزش خداوند هست به دلیل سطحی نگری افراد وظاهر ،بینی بدون عشق و درک مفهوم واقعی اون خونده میشه و به همین دلیل در بین مردم ارزش واقعی خودش رو نداره در حالی که اگر مثل شراب با عشق به سمتش میرفتند قادر به درک مفهومش میشدند و از اون هم سرمست میشدند ولذت می بردند

ایرانی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


اینجا با تخت سلیمان به باد رفتن بازی شدهاست چون مثل هر چیزی ممکنست ان به باد رود و اما نیک میدانیم که ان تختی بوده که ب باد میرفته و پرواز مرده

امین کیخا در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۰


در مصرع اول بیت پنجم به احتمال قریب به یقین« یار پاک » صحبح است نه باز پاک.

عبدالستار در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۵۸


با سلام

در مصرع اول بیت دوم،
«چندان فروخور اندهان» صحیح است.

اندهان جمع انده (اندوه) است.

عبدالستار در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۴۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۱۹


آقا ناصر, احتیال صحیح است از ریشه حیل و در اینجا به معنی چاره و گریز..

ایمان در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۱۲ دربارهٔ غزل ۵۹۳


بیت ششم اشتباه تایپی کرش باید بشود گرش لطفاً اصلاح کنید

ایرانی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۰۹ دربارهٔ بخش ۱۲ - سخنی چند در عشق


عیدفطرسال۹۰بودکه این بیت رواضافه کردم
عیدامدوعیدامد,یاری که رمیدامد
عیدانه فراوان شدتابادچنین بادا
این بیت برای من آنروزبشد معنی
یارم چو نمایان شدتابادچنین بادا
واقعامعنای این بیت روتواونروزخاطره انگیز حس کردم چون بعدازمدت زیادی اونی روکه میخاستم دیدم واین عیدی خیلی خوبی بود.
درودبرحضرت مولانا.

سجادمزیدی در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۰:۱۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۲


به نظر می رسد مصرع دوم ، دو هجا کم دارد و به طور قطع وزن آن صحیح نیست.
این مصرع با وزن صحیح به شکل زیر یافت شد:
عالم همه را چو ذره بر هم زنمی

مهدی شیری در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۹۶۶


خواستم ببینم کسانیکه معشوقه حافظ را تنها خدا میدانند در این مورد که در ابیاتی از شیرین پسر و پسر یاد کرده حتما باید استنباط کنیم از نظر حافظ خداوند پسری زیبا روست یا حداقل مذکر است نه؟
ما بارها در شعر حافظ حتی شطحیات علنی می بینیم آنجا که می گوید :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت / آرین بر نظر پاک خطا پوشش باد

کامران منصوری در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵


حجاب رینی و غینی چیست؟

کبری مرادخانی در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ بسْمِ اللّه الرّحمنِ الرّحیم


همین قدر بگویم که این شعر از کودکی آنقدر در من تاثیر داشت که اکنون نیز برای دانش آموزانم می خوانم تا لذت ببرند و پند بگیرند.
معلمی ۵۵ ساله از کرج

Anonymous در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ جوجهٔ نافرمان


همیشه به این فکر می‌کنم که چرا جوانان نمی‌خواهند قبول کنند که جوانی گذراست و غرور جوانی نیز به درد هیچ چیزی نمی‌خورد

محمد در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸ - در راه زندگانی


نخست آفرین کرد بر شهریار / پس آنگه …….

سیل آبادی در تاریخ ۱۸ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۲۶ دربارهٔ بخش ۸


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] [۳۴۴۹] [۳۴۵۰] [۳۴۵۱] … [صفحهٔ آخر]