گنجور

حاشیه‌ها

 

با توجه به بیت ١٨ رامین واکنش إحساسی بزرگ نمایی شده ای نشان داده و با نگاه به بیت ٥٠ وسواس هم داشته است رویهمرفته رایزنی روانپزشکی می خواسته است .

سپیر در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۱۷ دربارهٔ دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى


رمین یعنی فراری

امین کیخا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱:۰۹ دربارهٔ دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى


بالان معنی تله هم می دهد

امین کیخا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰:۴۹ دربارهٔ آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را


نفریدن یعنی نفرین کردن !

امین کیخا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰:۴۸ دربارهٔ آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را


احسان جان اینجا به فارسی می بالیم

امین کیخا در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰:۳۸ دربارهٔ گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبر


به نظر من خود آن فقیه کهن جامه که سعدی باشد هم دلایل قوی و محکمی نداشته! کما این که به غرش در آمد …!
منظور من این است که سعدی نتوانسته یک مسآله مورد اختلاف طرح کند و پاسخ آن را که نشانگر عقل و درایت فقیه ژنده پوش(خودش) است ذکر کند. فقط خودستایی کرده و دیگر هیچ!

همشهری در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰:۳۱ دربارهٔ بخش ۶ - حکایت دانشمند


I believe the following line should be changed to :

نانت اگر باید همی خور خون دمی

to:

نانت ار باید همی خون خور دمی

Ehsan در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ گفتار یوسف همدان دربارهٔ صبر


عدیل میشود هم سنگ و برابر و دو نفر که با هم دارای قدر و مرتبه ای برابر باشند هم میشود پس دو نفر که در دو طرف کجاوه ای نشسته اند هم با هم عدیلند

زنبق در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ رسیدن شاه موبد به مرو با ویس و جشن عروسى


عماری میشو محمل و کجاوه و هودج .عماری کسی بوده که عماری را راه میبرده و عماری دار میشده دارنده عمار یعنی کسی که مسیول بوده تا عماری تا پایان راه به سلامت برسد و عماری یکی هم جالب است میشود دونفر که در یک عماری نشسته اند مثل خانه یکی

سنبل در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ دیدن رامین ویس را و عاشق شدن بر وى


وباز در بیت دوازدهم عبارت باید ماه نو باشد که مانو نوشته شده است

isa در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۲۵


غزل ۱۲۲۵ بیت یازدهم واژه قلزم صحیح است که به اشتباه قسلزم نوشته شده است

isa در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۲۲۵


نه بوی مهر می شنویم از تو ای عجب…………

یادم افتاد به اون بیت از حضرت حافظ….

نمی کنم گله ای، لیک ابر رحمت دوست
به کشته زار جگر تشتگان نداد نمی….

انتظار در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ غزل ۴۳۷


این بیت رو بیشتر دوس دارم :
سر الب ارسلان دیدی ز رفعت رفته بر گردون ؟
به مرو آ تا کنون در گل تن الب ارسلان بینی
البته اینم خیلی زیباست :
تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تا زان پس
به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی

بهزاد در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸


برادران لطف کنید بعضی از ابهامات در شعر بر طرف کنید بعضی ها میان بیت پنجم رو که نگاه میکنن سریع متمرکز میشن رو تریاک…
آقا تریاق یا همون تریاک یه ماده خنثی کننده ی سم بوده که امروزه متاسفانه ازش استفاده ی سوء میشه.ولی منظور حضرت حافظ ماده ی شفا بخش و خنثی کننده ی سم بوده نه تریاک کشیدن

اسکالر در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۶۴


بیت ۱۱ کلمه دوم به گمانم بارید باشد و نه آرید

شیرو در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را


بیت ۱۰ بالان خیلی زیباست یعنی بالنده

باران در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ آگاهى یافتن ویرو از بردن شاه ویس را


پشیزه در ۲۶ بیت مانده به آخر!به معنی پولک است یا فلس که به ماهی سازگاری دارد

میرو در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۱ دربارهٔ نامه نوشتن موبد نزد شهر و و فریفتن به مال


نخاره یعنی ناهار ولی فکر کنم در اینجا (بیت۳۶) مراد نقاره بوده که سازی پو ده با کاربرد فراوان هم در جنگ و هم در صلح و آشتی استفاده میشده که دو درام داشته که یکی کوچکتر بوده از دیگری و بر دو کوهان شتر بسته میشده!

راحیل در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ نامه نوشتن موبد نزد شهر و و فریفتن به مال


حاشیه و حاشیه نویسی می شود پیرانوشته پیرانویسی

امین کیخا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ نامه نوشتن موبد نزد شهر و و فریفتن به مال


درود
مصرع دوم از بیت دوم نباید « جرم از راه رفتن … » باشد ؟ کلمه ی « از » باید نوشته شود .
با سپاس از شما

پدرام در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ مست و هشیار


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] [۳۴۴۹] [۳۴۵۰] [۳۴۵۱] … [صفحهٔ آخر]